ندای ایرانیان

کد خبر: ۴۸۱۵۷
تاریخ انتشار: ۱۰ دی ۱۳۹۵ - ۰۰:۵۷
از بی‌ خانمانی تا گورخوابی راهی نیست. وقتی آدم‌ها بی‌خانمان می‌شوند دیگر جایی ندارند. اینجاست که زیر پل‌ها، کانال‌ها،‌ ‌گورها و اماکن عمومی دیگر محل پناه افرادی می‌شود که در جامعه بی‌پناه مانده‌اند. ایشان معمولا کار دائمی ندارند و از اعتیاد و سایر دردهای اجتماعی رنج می‌برند.

از بی‌ خانمانی تاگورخوابیراهی نیست. وقتی آدم‌ها بی‌خانمان می‌شوند دیگر جایی ندارند. اینجاست که زیر پل‌ها، کانال‌ها،‌ ‌گورها و اماکن عمومی دیگر محل پناه افرادی می‌شود که در جامعهبی‌پناهمانده‌اند. ایشان معمولا کار دائمی ندارند و از اعتیاد و سایردردهای اجتماعیرنج می‌برند.
کسی نیست که قلبش از دیدن این افراد و چهره زشتفقر در جامعه به درد نیاید.بی‌ خانمانان گور خواب را بررسی می کنیم.
بسیاری از منتقدان هم تلاش دارند که بی‌درنگ وجود ثروت در جامعه را دلیل فقر معرفی کنند. حال آنکه ثروت یعنیانباشت دارایی؛‌ مشکلبی‌ خانمانی و گورخوابیشاید ریشه در فقر داشته باشد، ولی بیشتر از فقدان زیرساخت‌های اجتماعی و ناکارآمدی نهادهای عمومی خبر می‌دهد که رسالت خود رامبارزه با فقرو ارتقای رفاه اجتماعی تعریف کرده‌اند.
آیا می‌توانبی‌خانمانیرا ریشه‌کن کرد؟‌
شاید در یک دنیای ایده‌آل با منابع نامحدود اگر همه هم و غم صرفمبارزه با بی‌ خانمانیشود این کار ممکن خواهد بود. ولی ما در یک دنیای ایده‌آل زندگی نمی‌کنیم. دنیای ما یک دنیای واقعی با منابع بسیار محدود و اولویت‌های مختلف است. پس چکار باید کرد؟ ‌آیا باید قبول کنیم که عده‌ایهمیشه بی‌خانمانخواهند بود؟ خیلی از منتقدان نابرابری بلافاصله طرفداران سرمایه‌داری و تکیه بر کارکرد بازارها را متهم می‌کنند که ایشان با دفاع از بازار در عمل، مروجنابرابری و فقرهستند. حال آنکه این حرف نه درست است و نه بازارها باعث بی‌خانمانی می‌شوند.

رویدادهای مختلفی باعث بی‌خانمانی افراد می‌شود:‌ اعتیاد،بیماری، فقر و درماندگی. زمانی که آنها به این گوشه تاریک ازجامعهرانده می‌شوند، بسیاری از ما باور داریم که هستند سازمان‌ها و نهادهایی که وظیفه نگهداری یا کمک به آنها را به عهده دارند. در واقعیت این سازمان‌ها در عمل بهتر از سایر ادارات دولتی نیستند. آنها اسیر دیوانسالاری وردیف بودجهو مدیریت ناکارآمد منابع هستند. در عمل آنچه بی‌خانمانی در جامعه را تشدید می‌کند نه نظام بازار است که وجود ندارد، نه دارا بودن برخی. این پدیده به‌دلیلعدم‌ پذیرش هزینه‌ها و ریشه‌هایش از یکسو وعدم‌جدیت نهادهای دولتیدر مبارزه با آن از سوی دیگر است که گسترش یافته و شدت می‌یابد.بی‌ خانمانان گور خواب را پی می گیریم.

در ایران مردم نشان داده‌اند از هزینه کردن برای باورهای مذهبی که شامل کار خیر هم هست، دریغی ندارند. پس وقتی می‌گوییم برای مبارزه با بی‌خانمانی،فقر و اعتیادمنابعی نداریم درواقع داریم اعتراف می‌کنیم نهادها و ادارات مسوول کار خود را به درستی انجام نداده‌اند. مدیریتی در کار نیست و جامعه برایحل مساله بی خانمانیوارد عمل نشده است. بی‌خانمانی امروزنتیجه تمرکزگراییدر همه ارکان زندگی اقتصادی-اجتماعی است.بی‌ خانمانان گور خواب را ادامه می دهیم.
در روزگاری نه چندان دور در کشور ما و حتی اکنون در جوامع در حال توسعه و توسعه یافته مردم از طریقنهادهای محلیخودشان از مسجد، کلیسا، دانشگاه و بیمارستان تا انجمن‌های خیریه و شهرداری‌ها به مبارزه با فقر و مدیریت بی‌خانمانی می‌پردازند. دولت‌های مرکزی حتی از مبارزه بافقر در پایتخت‌هایشان ناتوان هستند. کاری که دولت‌ها می‌توانند انجام دهند مبارزه با فقر نیست، بلکهبسترسازی مبارزه با فقراست. به‌عنوان نمونه اگر بسیاری از زنان بی‌خانمان و کارتن‌خوابزنان معتادیهستند که به‌دلیل اعتیاد همسرانشان به اعتیاد و خودفروشی روی آورده‌اند آیا وقت آن نیست که دولت لایحه جدی‌تری از قوانین موجود را به مجلس ببرد تا زنان بتوانند مستقلا از شوهران معتاد تقاضای طلاق کنند و در این راه ازحمایت قانونو دستگاه قضایی برخوردار باشند؟‌ اگر بینخود فروشی و اعتیادرابطه‌ای جدی وجود دارد، آیا نباید برای آن چاره‌ای اندیشید؟
این روزها که گزارش‌هایبی‌خانمان‌هاوگور خوابیوجدان‌ها را آشفته کرده است، فراموش نکنیم برای مبارزه با معلول باید علت را پیدا و آن را حذف کرد و به‌خاطر بیاوریم دولت و بوروکراسی فربه‌اش مبارزه با فقر را می‌تواند هدایت کند، ولی نمی‌تواند مجری آن باشد.


نام:
ایمیل:
* نظر:
اختصاصی
پربیننده ترین
پربحث ترین
آخرین اخبار