ندای ایرانیان

کد خبر: ۴۸۵۰۳
تاریخ انتشار: ۱۹ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۱:۵۸
مشروح نشست دیپلماسی ایرانی با عنوان
روانچی: قضاوت درباره ترامپ زود است ناصر هادیان در نشست دیپلماسی ایرانی با عنوان "با امریکای ترامپ چه باید کرد؟" گفت:آقای فرهادی در حال حاضر می تواند فرمانده ارشد یک مواجهه فرهنگی باشد.

«با آمریکای ترامپ چه باید کرد؟» عنوان نشستی بود که با ابتکار «مرکز دیپلماسی ایرانی» روز سه شنبه در سالن همایش های روزنامه اطلاعات برگزار شد. در این نشست مواجهه و واکنش های منطقی ایران در مقابل به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در آمریکا، مورد تحلیل و واکاوی دیپلمات ها و کارشناس و تحلیل گران حوزه مسائل بین المللی قرار گرفت. نشست «با آمریکای ترامپ چه باید کرد؟» با ترتیب با سخنرانی ناصر هادیان، کیهان برزگر، صادق خرازی و مجید تخت روانچی با مدیریت محمد رضا دبیری برگزار شد. در ابتدای نشست دبیری پس از معرفی سخنرانان در مقام مقدمه، به قدرت رسیدن  ترامپ را به عنوان پدیده ای مهم و تاثیرگذار در عرصه بین الملل مورد ارزیابی قرار داد و روی کار آمدن ترامپ را با اتخاذ تصمیماتی  غیرمنتظره و غالبا خلاف روند پیش بینی ها عقلانی به عنوان مساله مهم معرفی کرد. او با مطرح کردن موارد همانند ایجاد دیوار مکزیک، فرمان منع ورود اتباع 6 کشور به آمریکا به مدت سه ماه، بازبینی در نوع همکاری با ناتو و اتحادیه اروپا، اختلاف ترامپ با رئیس جمهور خلف خود (اوباما)، تهدید چین و بی اعتنایی به سازمان ملل، پدیده ترامپ را مساله ای جدید قلمداد کرد که در ایران باید مورد توجه قرار بگیرد و مقامات سیاسی کشورمان باید در مواجهه با این پدیده راهبرد خاص اتخاذ کنند. بعد از این مقدمه نسبتا کوتاه، کارشناسان به بیان مواضع و دیدگاه های خود پرداختند که به ترتیب مهم ترین نکات و محورهای سخنرانی آن ها در ادامه گزارش خواهد آمد:

ناصر هادیاندر برابر ترامپ، دیپلماسی فرهنگی را در پیش بگیریم

ناصر هادیان استاد علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه تهران و تحلیل گر مسائل بین المللی به عنوان اولین سخنران نشست، گفته های خود را با این پرسش اساسی آغاز کرد؛ «ترامپ چه اقداماتی را می خواهد انجام دهد و چه سیاست هایی را پی گیری می کند؟» هادیان پاسخ پرسش بنیادی خود را در همان بخش ابتدایی ایراد کرد و گفت: «پاسخ این پرسش را کسی نمی داند و بیش از هر شخص دیگری ترامپ هم نمی داند.» در واقع، در دوران تبلیغات انتخاباتی به این دلیل که ترامپ این تصور را نداشت که پیروز شود، وعده ها و شعارهای مختلفی را به شهروندان آمریکایی داد و اکنون که به قدرت رسیده مشخص است که نمی تواند در عرصه واقع، نمی تواند این وعده ها را اجرایی کند.

هادیان در ادامه اظهارات خود در ارتباط با برنامه های و رویکردهای احتمالی ترامپ، پنج محور را مطرح کرد. محور اول این است که ترامپ نسبت کلیه مسائل ذهنیتی اقتصادی دارد. او بر این باور است که روند روابط با کشورهایی که تراز مثبت تجاری با آمریکا دارند، باید تغییر کند اما رئیس جدید کاخ سفید نمی داند که افکار او می تواند چه تبعاتی در پی داشته باشد.  محور دوم نیز بر این قرار است که ترامپ امنیت را کالایی خواهد کرد. بدین معنی که آمریکا به عنوان مولد امنیت در جهان، هزینه تامین امنیت را از کشورهای مورد حمایت خواهد گرفت. به نظر می رسد در این زمینه موفق هم خواهد بود؛ زیرا کشورهای عرب خاورمیانه، ژاپن و حتی کشورهای اروپایی ناچار هستند که این هزینه را به واشنگتن پرداخت نمایند.

از نظر این کارشناس مسائل بین المللی، محور سوم رویکرد ترامپ «کشیدن دیوار»ها است. این دیوار در دو دسته قابل تقسیم بندی است؛ دیوارهای عینی همانند دیوار مکزیک و دیوار ذهنی یعنی ایجاد گسست میان آمریکا با جهان. این اقدام ترامپ برخلاف روند جهانی شدن و راهبرد چند دهه ای آمریکا در عصر جنگ سرد است که همواره بر فروپاشی مرزها و دیوارها تاکید داشت. واقعیت آن است که ترامپ در این امر موفق نخواهد شد. زیرا روند جهانی شدن و درهم تنیدگی حوزه ها در عصر جدید، به اندازه ای است که امکان موفقیت در ایجاد دیوارها ممکن نیست. محور چهارم اقدامات ترامپ در ارتباط با وعده های غیرواقع بینانه ای است که ترامپ در ارتباط با ایجاد مشاغل جدید به شهروندان آمریکایی و به ویژه برخی ایالت های محل نفوذ دموکرات ها همانند فلوریدا و ویسکانسین داده است. در این امر به نظر می رسد میلیاردر نیویورکی موفقیت قابل توجهی کسب نخواهد کرد.

همچنین، محور پنجم کنش ترامپ از نظر هادیان، اولویت عمل بر تفکر است. بدین معنی که او پیش از آن که فکر کند، عمل می کند. ترامپ تحمل و بردباری لازم را برای اتخاذ تصمیمات پیچیده و زمان بَر را ندارد. او با روند تصمیم گیری ها راهبردی از گذرگاه کنگره آمریکا و مشاوران کاخ سفید آشنایی ندارد. در نتیجه این روند به طور حتم نمایندگان سنا و مجلس نمایندگان در حاشیه قرار خواهند گرفت و در آینده می توان موضع گیری سناتورها و نمایندگان مجلس را در برابر ترامپ انتظار داشت. واقعیت آن است که ترامپ از نظر ذهنی ثبات ندارد، افکار و تصمیمات لحظه ای به ذهن او خطور می کنند. مهم ترین نماد این مساله را می توان به برخورد او با رسانه های رقیب همانند سی ان ان مشاهده کرد. البته این موضوع می تواند در راستای منافع ایران باشد و ما می توانیم از این بی ثباتی بهره بگیریم.

در بخش دوم از اظهارات خود این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در ارتباط با این که در برابر ترامپ چه باید کرد؟ چهار راه حل یا راهکار را مطرح کرد: «اولین راهکار این است که ایران نباید در کانون یا رادار توجه ترامپ قرار بگیرد. واقعیت این است که ایران در کانون توجه رئیس جدید کاخ سفید نبود است اما 3 نیرو عربستان، اسرائیل و لابی های این کشورها در داخل آمریکا تلاش می کنند، ایران را در صدر توجهات ترامپ قرار دهند. در این فضا ما نباید این امر را تشدید کنیم و به سوژه اصلی تقابل با ترامپ تبدیل شویم. دومین راهکار فراهم کردن زمینه ها و فرصت های اقتصادی برای جلب توجه ترامپ به ایران است. بدین شرح که او انسانی پراگماتیک بوده و هیچ گاه موضع حزب مشخصی نداشته و آن چه برایش اهمیت دارد سود اقتصادی است. در نتیجه باید برخی پیشنهادهای اقتصادی ارائه شود که توجهات ترامپ را جلب کند. سومین راهکار ایجاد ستاد ملی تصمیم گیری در مقابل اقدامات ترامپ بر علیه ایران با ریاست رهبری نظام است. یعنی ستاد ملی فارغ از هر نوع جناح بندی ایجاد شود که آمادگی مقابله با هر گونه جنگ های تصادفی را داشته باشد. این ستاد همچنین، وظیفه دارد که اقداماتی را انجام ندهد که موجب واکنش و حساسیت دولت ترامپ شود. چهارمین راهکار در حوزه فرهنگی است.  بدین شرح که باید از دیپلماسی سنتی (دولت با دولت) به سمت دیپلماسی عمومی (مردم با مردم و دولت با مردم) گذار کرد. در واقع، تا آن جا که ممکن است باید ارتباطات مردم با مردم را گسترش دهیم؛ زیرا وضعیت موجود یک فرصت است و می توانیم بر اذهان مردم آمریکا تاثیر بگذاریم. در این مسیر امثال اصغر فرهادی و محمد رضا شجریان فرماندهی دیپلماسی فرهنگی را می توانند عهده دار شوند.

کیهان برزگر: حفظ برجام، تنش زدایی با همسایه گان و تداوم مبارزه با تروریسم راهکاری مقابله با ترامپ است

کیهان برزگر استاد روابط بین الملل، دانشکده مطالعات جهان و کارشناس مسائل بین المللی در این نشست، سخنان خود را در سه محور ارائه داد و در پایان به پرسش «با آمریکای ترامپ چه باید کرد؟» پاسخ داد. سه محور اصلی گفته های برزگر عبارت بودند از : «نوع نگاه ترامپ به جهان، تناقضات سیاست خارجی ترامپ و تقابل ایران با ترامپ.»

این کارشناس مسائل بین المللی در ارتباط با نگاه ترامپ به جهان اظهار داشت: «ترامپ هنوز در حال و هوای انتخابات باقی مانده و به شکلی افراطی بر عصر یکجانبه گرایی و یا در خوش بینانه ترین حالت دوجانبه گرایی تاکید دارد. این موضوع کاملا بر خلاف عصر اوباما و دکترین سیاست خارجی او است. در این مسیر، ترامپ بر اساس غرایز و پیش داروری های خود، بدون داشتن دانش قبلی نسبت به هویت و تاریخ دیگر بازیگران تصمیم می گیرد. هر چند یکجانبه گرایی دارای سنتی تاریخی در آمریکا است اما ترامپ در اجرای این رویکرد موفق نخواهد بود؛ زیرا استلزامات زیست در عصر جدید بر خلاف یکه تازی و یکجانبه گرایی است. در واقع ترامپ در رویکردهای خود دچار نوعی سردرگمی شده است. این مساله در موضوعات مختلف قابل ملاحظه بوده و برای نمونه رویکرد رئیس جدید کاخ سفید در دوران قبل و ابتدای به قدرت رسیدن نسبت به موضوعاتی همانند بحران فلسطین و انتقال پایتخت به بیت المقدس، بحران سوریه و ارتباط با کشور مصر (عبدالفتاح السیسی)، تنها با گذشت 50 روز و بعد از روبه رو شدن او با واقعیات دچار دگرگونی بزرگ شده است. علاوه براین شخص گرایی و تمرکز ترامپ بر خودمحوری بیش از اندازه دیگر موضوعی است که باید در تناقضات سیاست خارجی ترامپ مورد توجه قرار داد.»

برزگر در بخشی دیگر از سخنان خود تناقضات سیاست خارجی آمریکا را در چهار محور مورد بحث و بررسی قرار دارد. اولویت تناقض در ارتباط با شعار ترامپ در مبارزه با تروریسم است. از یک سو ترامپ اظهار می کند که با هر نیرویی که با تروریسم مقابله کند، همکاری خواهد کرد و از سوی دیگر حاضر به ائتلاف با محور ایران، روسیه، سوریه و عراق که بیشترین نقش را در مبارزه با داعش داشته اند نیست. این یکی تناقض آشکار و پیچیده است که مهم ترین تاکتیک سیاست خارجی ترامپ را با چالش مواجه می کند. دومین تناقض در ارتباط با با برنامه اعلامی و نوع تعامل با متحدان سنتی آمریکا است. بدین شرح که ترامپ از یک سو بر تمرکز بر داخل آمریکا و عدم حمایت مجانی از متحدان خود تاکید می کند و از سوی دیگر، با توجه به واقعیات مجبور به تداوم همکاری ها است. تناقض سوم، در ارتباط با بحث چگونگی و ابزارهای ترامپ برای نابودی تروریسم است. این که ترامپ چگونه و با کمک چه نیروهایی این اقدام را انجام خواهد داد تناقضی بزرگ خواهد بود. تناقض چهارم، در ارتباط با ائتلاف و همکاری آمریکا با روسیه است. اتحاد با کشوری که همواره به عنوان رقیب برای آمریکا مطرح بوده بسیار دشوار خواهد بود و در نهایت می تواند موجبات سردرگمی هر چه بیشتر آمریکا را در پی داشته باشد.

در بخشی دیگر از سخنان این استاد علوم سیاسی دانشگاه علوم تحقیقات، موضوع ترامپ و ایران مورد تحلیل بود. کیهان برزگر در این زمینه خاطر نشان کرد: «ترامپ متوجه شده است که برای مقابله با ایران نمی تواند بر موضوع برجام تمرکز کند. زیرا برجام به عنوان توافق بین المللی غیرقابل تغییر و لغو به نظر می رسد. در نتیجه این امر، او رویکرد مهار و تقابل با ایران در منطقه را در پیش خواهد گرفت. این امر در اساس به زیان تهران و به سود عربستان است. در همین ارتباط، باید به هدف اساسی آمریکا از انعقاد برجام سخن گفت. واقعیت آن است که واشنگتن قصد داشت که از طریق برجام و معاهده ای بین المللی ایران را در منطقه مهار کند. اکنون در سطحی گسترده تر از این رویکرد، ترامپ تلاش دارد تهران را در منطقه مهار و درگیر کند اما ایران باید از وقوع این امر پیش گیری کنند. بدین معنی که تهران باید ائتلاف عربستان، اسرائیل و ترکیه را به هم بزند و منطق این ائتلاف را به چالش بکشد. در این میان نقش روسیه بسیار مهم است. آن چنان که تا کنون ایران در کشیدن پای روسیه به خاورمیانه موفق بوده است در شرایط کنونی باید به این رویکرد ادامه دهد و تلاش کند کشورهای دیگری همانند چین و هند را به خاورمیانه بکشاند.»

همچنین برزگر در بخش پایانی از سخنان خود، سه راهکار را برای مقابله با آمریکای ترامپ ارائه می کند که عبارتند از: «ضرورت تاکید بر حفظ برجام، افزایش تعامل منطقه ای و تنش زدایی با همسایه گان و تقویت نقش ایران در مبارزه با تروریسم.»

صادق خرازی: ترامپ مانند احمدی نژاد باوری به کارشناسان و مشاوران ندارد

صادق خرازی دیپلمات سابق ایران در سازمان ملل و کشور فرانسه، بحث خود را با اشاره به مثبت بودن مواضع و رویکرد دولت آمریکا نسبت به ایران در عصر باراک اوباما آغاز کرد و شرایط کنونی را بعد از به قدرت رسیدن ترامپ، بسیار حساس و مهم ارزیابی کرد. خرازی در ادامه سخنان خود خاطر نشان کرد: «افرادی همانند ترامپ که قابل پیش بینی نیستند و خود را در قالب سیستم و نظم خاصی تعریف نمی کنند، تصمیماتی لحظه ای و هیجانی اتخاذ می کنند که نیازمند توجه است. واقعیت این است که آمریکای ترامپ یکپارچه و متحد نیست و امروزه آشفتگی ها و تضادها را در جامعه و سطح نظام حاکمیت این کشور می توان مشاهده کرد.»

در بخشی دیگر از گفته های موسس مرکز دیپلماسی ایرانی، در ارتباط با مواجهه آمریکای ترامپ  با جمهوری اسلامی ایران، آمده است که باید پنج لایه اصلی تصمیم گیری در این کشور را مورد توجه قرار دارد. لایه اول شخص ترامپ است. واقعیت آن است که ترامپ جمهوری خواه نیست، بلکه خود را به این جریان تحمیل کرد. او رویکردی کاسبکارانه دارد و خود را مطیع جمهوری خواهان نمی داند. ترامپ فاقد راهبرد ایدئولوژیک بوده و برخلاف روسای جمهور قبلی که ایدئولوژی نئولیبرالیسم را در دستور کار قرار می دادند، عمل گرا، محاسبه گر و دچار کیش شخصیت است. او کاسبکارانه به سیاست نگاه می کند و لایه های جامعه آمریکا را نمی شناسد. لایه دوم، در ارتباط با وزارت خارجه آمریکا به عنوان یکی از نهادهای اصلی تصمیم گیری در آمریکا است. در این زمینه ترامپ همانند احمدی نژاد باوری به کارشناسان و مشاوران ندارد. در واقع، رکس تیلرسون وزیر امور خارجه کنونی آمریکا هم همانند رئیس جدید کاخ سفید، فهم و رویکرد مشخصی نسبت به مسائل بین الملل ندارد. در واقع، ماموریت وزارت خارجه آمریکا اقتصادی است.»

خرازی در ادامه سخنان خود اظهار کرد: «لایه سوم که باید در تصمیم گیری آمریکا نسبت به ایران مورد توجه قرار داد. وزارت دفاع آمریکا و یا نظامیان هستند. در عصر ترامپ، پنتاگون و ژنرال ها دارای قدرت شده اند اما یک نکته را باید توجه داشت که نظامیان نزدیک به ترامپ با واقعیت های خاورمیانه آشنایی دارند. در این شرایط اگر ما بتوانیم تفهیم درستی از کانون های بحران در خارومیانه همانند سوریه، عراق، یمن و... داشته باشیم و ترامپ نیز واقعا شعار مبارزه با تروریسم را در عمل پی گیری کند، می توان نوعی همگرایی منافع دو کشور را متصور بود اما اگر شعار مبارزه با ترویسم در عرصه واقعی میدانی، اجرایی نشود، می تواند تهدیدی جدی باشد. زیرا جمهوری خواهان در پی استفاده ابزاری از ترامپ هستند تا از طریق او، میان اعراب، اسرائیل و آمریکا ائتلافی منهای وحدت اسلامی و نادیده انگاری مساله فصلسطین، ایجاد کنند و واقعیت آن است که در 10 سال گذشته مناسبات میان ایران با اعراب قهرآمیز است و جنگ سردی میان ما و اعراب وجود دارد. در این شرایط ما باید در رویکرد خود در ارتباط با اعراب تجدید نظر کنیم. این یک حقیقت است که ایران در شرایط کنونی از تهران تا مدیترانه دارای نفوذ است و در کشورهای عراق، سوریه و مبارزه با تروریسم دست بالا را دارد. این موقعیت بسیار ویژه ای است و در این شرایط تنش زدایی با اعراب می تواند کارساز و مهم باشد.»

همچنین، لایه چهارمی که این دپلمات سابق کشورمان به آن اشاره کرد، دستگاه های اطلاعاتی آمریکا است. خرازی بر این باور است این نهاد قدرت در شرایط کنونی یکی از بی ثبات ترین دوران خود را سپری می کند. واقعیت آن است که ترامپ با تصمیمات و اظهارات خود، سیستم اطلاعاتی و امنیت آمریکا را به چالش کشیده است و در ماجرای اتهام بر علیه باراک اوباما رئیس جمهور خلف خود، نوعی بی اعتمادی میان رئیس سازمان سیا و ترامپ ایجاد شده است. لایه پنجم قدرت در آمریکا در ارتباط با ایران شورای امنیت ملی آمریکا است. در شرایط کنونی این نهاد به شدت ضد ایران هستند و در شرایطی که ما در آمریکا نفوذ چندانی در کنگره و سنا نداریم، تصمیمات این نهاد می تواند بسیار جدی و خطرناک قلمداد شود.»

صادق خرازی در بخش دوم از سخنرانی خود، در ارتباط با چه باید کرد، سه راهکار و راه حل جدی را مطرح کرد: «اولین راه حل، این است که نباید اجازه بدهیم جریان های سیاسی یا همان لایه های قدرت در داخل آمریکا به اجماع در ضدیت با ایران برسند. باید با لابی گری در داخل آمریکا اختلافات و تضاد میان آن ها را برجسته کنیم. گفته های ترامپ در قالب تخریب رسانه ها و فساد سیستمی بسیار قابل تامل و جدی است. در واقع، ترامپ رابین هودی از طبقات اجتماعی بالا است که قدرت و فهمی هم از لایه های آمریکا ندارد. دومین راه حل، فعال کردن دیپلماسی درجه دوم است. گسترش روابط دوجانبه ایران با روسیه، چین و اتحادیه اروپا راهکار بسیار مهمی است که بر اساس آن ایران باید خود را مهار نکند و از تمامی اهرم ها و قدرت خود بهره بگیرد. ایران می تواند مهم ترین متحد آمریکا در مبارزه با تروریسم باشد اما این راهبرد باید با اعمال نقش اساسی دیپلماسی درجه دوم یعنی دیپلماسی عمومی باشد. سومین راه حل در تقابل با آمریکای ترامپ، فهم صحیح از استراتژی در منطقه است. به عبارت ساده، تنظیم مناسبات و کاستن تهدیدات و افزودن بر فرصت ها.

مجید تخت روانچی: انسجام ملی و وحدت نظر در سیاست خارجی ضرورتی حیاتی است

مجید تخت روانچی معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه به عنوان آخرین سخنران نشست «با آمریکای ترامپ چه باید کرد؟» گفته های خود را با دقت نظر در 50 روز اول ریاست جمهوری ترامپ آغاز کرد. روانچی با غیر منتظره خواند پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اظهار داشت: «قضاوت در مورد ترامپ هنوز زود است. این مساله هم دو دلیل اصلی دارد. یکی اینکه گذشت 50 روز بسیار اندک است و دیگری اینکه ترامپ تجربه هیچ گونه کار سیاسی در عرصه سیاست خارجی و داخلی را ندارد.»

معاون اروپا و آمریکای وزارت امورخارجه در ادامه سخنان خود اظهار داشت: «در شرایط فعلی در آمریکا  فضای آشفتگی غالب شده است. فرمان لغو ویزای 6 کشور، تغییر رویکرد در مورد مناسبات با چین، سردرگمی در نوع تعامل با مسکو، تغییر رویکرد در موضوع تغییر سفارت به بیت المقدس و رویکرد نامشخص در تقابل با تروریسم از جمله نمادهای بارز این فضای آشفتگی و سردرگمی در آمریکا است. هر چند برخی بر این باور هستند که این مساله برنامه ریزی شده است اما واقعیات خلاف این مساله موضوع را تایید می کنند.»

تخت روانچی، در بخشی دیگر از گفته های خود از پایان نظم تک قطبی در قرن بیست و یکم سخن به میان آورد. واقعیت آن است که جهان برخلاف نظم تک قطبی آمریکایی است و اکنون شاهد هستیم که در سطح جهانی وحدت موضعی میان کشورها برای مقابله با یک جانبه گرایی آمریکای ترامپ در حال ظهور است.

همچنین این مقام سیاسی کشور، در بخش دیگری از سخنان خود این پرسش را مطرح کرد که «آیا ایران از معادلات منطقه ای قابل حذف است؟» تخت روانچی در پاسخ به این پرسش تاکید کرد که امنیت ملی ایران در منطقه بی نظیر است؛ همچنین ما در کشور از جمعیتی جوان و توان نظامی و اقتصادی بالایی برخوردار هستیم. در واقع ظرفیت ها و استعدادهای نهفته شده در کشور موجب شده است که پاسخ پرسش غیر قابل حذف بودن ایران باشد. آمریکایی ها خوب می دانند که نقش و نفوذ ایران قابل حذف نیست. آن ها می دانند تهدید و تحریم بر علیه ملت ایران کارساز نخواهد بود. بر خلاف باور برخی ها مذاکرات برجام، در نتیجه تحریم ها نبود. در واقع، آن ها به این نتیجه رسیدند که ایران از مرزی گذشته است و اگر دیرتر اقدام کنند، کار از کار خواهد گذشت. در نتیجه یکباره مذاکره و گفت وگو با تهران را در دستور کار قرار دادند.»

همچنین، معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه در بخش پایانی از سخنان خود اظهار داشت: «واقعیت های منطقه نشان می دهد فرمولی که می تواند منجر به ایجاد ثبات باشد، از دل منطقه و با بازیگردانی نیروهای دخیل در معادلات منطقه بیرون می آید و نه از طریق نیروهای خارجی. بنابراین، ایران در راهبرد کلان خود سیاست حاصل جمع صفر را پاسخ گو نمی داند و معتقد به حل مسائل از طریق گفت وگو بدون دخالت نیروهای خارجی است. در این شرایط انسجام ملی بسیار ضروری است و باید در سیاست خارجی ید واحد باشیم.»

همچنین، در پایان سخنرانی چهار کارشناس سیاست بین الملل، خبرنگاران و حاضران در نشست سوالاتی را از سخنرانان پرسیدند که مشروح پاسخ ها به ترتیب سوالات مطرح شده ب راین قرار است:

مجید تخت روانچی: نیروهای مسلح ما در آب های اطراف کشور فعالیت می کنند. طبیعی است که نیروهای مسلح ما آمادگی کامل برای هر چیزی را داشته باشند که به حمدالله هم دارند.

ناصر هادیان: ما باید وجهه معقول از خود نشان دهیم. در وضعیت استراتژیک فعلی به خصوص ما باید حتما عقلانه برخورد کنیم.

ناصر هادیان: در مورد قانون ویزا یا فرمان ترامپی که صادر کرده است، نباید مقابل به مثل کنیم. الآن رسانه ها علیه ترامپ شده اند و  باید حتی در این فرمان هم از این فرصت استفاده کنیم. چه نفعی برای ما دارد که عمل متقابل انجام دهیم؟

صادق خرازی: ما باید در برابر فرمان ترامپ عمل متقابل انجام دهیم و نباید از خود وادادگی نشان دهیم. هر وقت وادادگی از خود  نشان دادیم ما هزینه های سنگین داده ایم. هم در دوره اصلاحات هم در دوره آقای احمدی نژاد به خصوص در دوره آقای احمدی نژاد هزینه های سنگینی بابت وادادگی داده ایم. ما در عراق به امریکایی ها کمک کردیم به ما از پشت خنجر زدند. امریکایی ها در افغانستان از امکانات ایران استفاده کردند و دلمان به حال آنها سوخت به آنها کمک کردیم، نتیجه اش آن شد که در 28 ژانویه 2002 بوش ما را محور شرارت خطاب کرد. این شعار نیست، واقعیت است. واقعیت، تقابل منافع کشورها با یکدیگر است تا بتوان به دستاورد رسید. ما نباید در برابر امریکا کوتاه بیاییم، صدمه بزنند، صدمه می زنیم، نباید در برابر آنها کوتاه بیاییم.

مجید تخت روانچی: رویکردهای دولت های مختلف امریکا نسبت به جمهوری اسلامی ایران خیلی حرکت سینوسی آن چنانی  نیست. یعنی نباید تصور کنیم که رفتارهای دولت های دموکرات و جمهوریخواه نسبت به ایران خیلی متفاوت است. شاید نوع رویکرد متفاوت باشد اما فرق اساسی ندارد.

مجید تخت روانچی: ما می خواهیم برجام ادامه یابد و به تعهداتمان مطابق با گزارش های آژانس عمل کرده ایم. اما امریکایی ها و  اروپایی ها به تعهداتشان کاملا عمل نکرده اند. اگر برجام نقض شود مطابق با آن چه در توافق اجرای برجام تاکید شده است، طبیعتا به سمت لغو برجام می رویم. اگر منافعی که در برجام لحاظ شده است را منتفع نشویم، طبیعتا به سمت گزینه های دیگر می رویم. ما همه جا گفته ایم می خواهیم برجام اجرا شود اگر اجرا نشود و اگر طرف مقابل بخواهد به گونه ای عمل کند که ما از منافع برجام منتفع نشویم ما گزینه های خود را داریم.

مجید تخت روانچی: اروپایی ها در مواضع رسمی شان بر اجرای برجام تاکید دارند. حتی در دیدار مقامات اروپایی با امریکایی ها انجام شده است آنها برای اجرا برجام تاکید داشته اند.

مجید تخت روانچی: مدل برجام ویژگی هایی دارد که نمی توان مدل آن را عینا به مسائل دیگر تعمیم داد. در مورد بحث مستقیم ما  با امریکا برای مسائل منطقه ای چنین چیزی را تصور نمی کنیم. ما در مساله مبارزه با تروریسم برنامه ای برای مذاکره با امریکایی ها نداریم. ما امریکایی ها را به دلایل مختلفی که داریم از جمله نوع رویکردشان به داعش و دیگر سازمان های تروریستی، قابل اعتماد نمی بینیم.

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
آخرین اخبار