ندای ایرانیان

کد خبر: ۴۸۶۲۸
تاریخ انتشار: ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۲۳:۵۸
یادداشتی از سعید نورمحمدی:
فارغ از نتیجه انتخابات، باید نگران تکرار پدیده ای بود که با همان استراتژی گذشته و دادن وعده های بی اساس و عجیب و غریب و استفاده از ارقام نامعقول پا به عرصه گذاشته است. وعده آوردن ایجاد 5 میلیون شغل شباهت قریبی به وعده های پوپولیستی دونالد ترامپ دارد.
امروز دکتر واعظی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در اینستاگرام شخصی یادداشتی در مورد مقایسه رفتار انتخاباتی دکتر قالیباف و آقای ترامپ نوشته بود که به نظر می رسد لازم است دکتر قالیباف و تیم مشاورین ایشان تذکر دوستانه دکتر واعظی را جدی بگیرند.

دکتر قالیباف در اولین مناظره انتخاباتی برای به دست آوردن کرسی ریاست جمهوری دست به اقدامی زد که برای کاندیدایی در این سطح نه تنها شایسته نبود بلکه تأسف بار و نگران کننده هم بود.  

اشاره دکتر واعظی به استفاده دکتر قالیبافً از همان تعابیر مورد استفاده دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در ایام انتخابات بر می گشت. تقسیم جامعه به دو بخش . یکی بخشی که از تمام امکانات کشور به نفع خود بهره می برد و دیگری بخشی که از تمام امکانات بی بهره است. تنها تفاوت این بود که ترامپ ، جامعه را به 99 درصد و یک درصد تقسیم بندی کرده بود و قالیباف به 96 و 4 درصد !
 
فارغ از نتیجه انتخابات، باید نگران تکرار پدیده ای بود که با همان استراتژی گذشته و دادن وعده های بی اساس و عجیب و غریب و استفاده از ارقام نامعقول پا به عرصه گذاشته است. وعده آوردن ایجاد 5 میلیون شغل شباهت قریبی به وعده های پوپولیستی دونالد ترامپ دارد.

دونالد ترامپ بی شک پدیده شگفت انگیز برای اندیشمندان آمریکا و چه بسا سایر جهان طی قرن اخیر است. پدیده ای که از بسیاری جهات شباهت های غیرقابل انکاری با قالیباف دارد و به نظر می رسد آمریکاییان سالهای سخت و پر بحرانی را پیش رو داشته باشند. حمله موشکی اخیر آمریکا به پایگاهی در سوریه، حیرتی را برای به همراه آورد که برای کسانی که رفتارهای دولت نهم و دهم را دیده بودند چندان هم عجیب نبود.

به نطر می رسد دریچه ورود آقای قالیباف به انتخابات از همان منظری ست که ترامپ در آمریکا باز کرد تا وارد بالاترین سطح قدرت سیاسی شود. قالیباف تلاش می کند بخشی از جامعه را به عنوان هدف انتخاب کند که پیش ار این محمود احمدی نژاد برای به دست اوردن شان تلاش کرده بود و برای به دست آوردن آن ها دست به دادن وعده های عیر منطقی و غیر واقعی زده است.

ترامپ در ابتدا عضو حزب دموکرات بود. بعد جمهوری خواه شد. در ساختار حکومت آمریکا عملاً امکان ورود کاندیدایی غیر از دموکرات ها یا جمهوری خواهان وجود ندارد وگرنه واقعیت این است که ترامپ نه جمهوری خواه است و نه دموکرات. به همین دلیل برای اولین بار ، بسیاری از بزرگان حزب جمهوری خواه ، از کاندیدای جمهوری خواه حمایت نکرده و نمی کنند. لایحه بیمه درمانی او در مجلسی که عموماً از جمهوری خواهان تشکیل شده تصویب نمی شود. ترامپ هم در واقع بخشی از جامعه را هدف سخنرانی های خود قرار داده که از خانواده های قدرتمند آمریکا خسته و ناراضی بودند.

ترامپ اصرار دارد که اثبات کند هر لحظه هر تصمیمی بگیرد ، قابل اجراست. قانون و پارلمان و ... برایش چندان جدی نیستند. تصمیمات آنی و احساساتی برای همان جامعه هدف خوشایند به نظر می رسد. با دیدن تصاویری که از کشته شدگان حمله شیمیایی نشان داده می شود ، بدون توجه به شورای امنیت و سازمان ملل و صرفاً با تکیه بر احساس همدلی و در واقع وانمود به احساس همدلی ، به پایگاهی در سوریه حمله و همگان را متحیر می کند. قالیباف هم نشان داده که چندان پایبند به قانون نیست و اساساً در تفکری که آن را نمایندگی می کند ، قانون در اولویت اول نیست.

وقتی ترامپ وارد عرصه رقابت های انتخاباتی شد هیچکس او را جدی نگرفت. اندیشمندان جامعه وقتی به خود آمدند که ترامپ در کاخ سفید مشغول تنظیم ارتفاع صندلی خود بود. در مناظره اخیر هم چنین اتفاقی افتاد. هیچکس باور نمی کرد کسی که بزرگترین سمت اجرایی اش شهرداری تهران است ، اینچنین به دولت بتازد و خود را صدای تمام کشور بداند. همین کم توجهی یکی از چندین عاملی بود که هشت سال کشور به سمتی رفت که دولت یازدهم هنوز نتوانسته مسیر رو به نزول وضعیت اقتصادی و سیاسی آن دوران را اصلاح کند. این بی توجهی یک بار اتفاق افتاد. دیگر نباید تکرار شود.
نام:
ایمیل:
* نظر:
اختصاصی