ندای ایرانیان

کد خبر: ۴۸۶۳۱
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۵

مناظره های انتخابات ریاست جمهوری تاکنون بیانگر مسائل زیادی از نوع نگاه و نگرش حاکم برجریان های سیاسی کشوربوده است. تفاوت های بنیادی در باور ها و اصول کاری دو جریان اصلی کشور تاکنون به این شفافی عیان نشده بود.

جریان اصلاح طلب با پشتوانه قوی اجتماعی با مشخصه تغییر و بهبود مداوم در اوضاع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی ، فرهنگی کشور در برابر جریانی معروف به اصولگرایان که مشخصه خاص و بارزی ندارند و به دنبال بهره گیری از شعارها و ادبیات جریان اصلاح طلب و اعمال شرایط خاص اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی بر کشورهستند رقبای هم در عرصه سیاسی ،اقتصادی و فرهنگی هستند. امروز بر کسی پشیده نیست که ادبیات هر سه کاندیدای اصولگرا از نوع نگاه اصلاح طلبان به عاریت گرفته است و به دنبال القاء منویات خود از دریچه نگاه اصلاح طلبان به مردم هستند. آرمان های اصلاح طلبان که همان آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی بی کم و کاست هست امروز به خواست عمومی مردم ایران تبدیل شده است. به ویژه پس از اتفاقات رخ داده در ایام و سالهای دولت نهم و دهم بر کشور و نظام، بخش عظیمی از مردم اهمیت توسعه نگاه اصلاح طلبانه را در کشور به خوبی درک کرده اند. حقوق مدنی و حقوق شهروندی، توسعه بخش خصوصی نه خصولتی، اعتماد به مردم ..... از جمله شعار ها و آرمانهای اصلاح طلبان هست که توسط رقیب به عاریت گرفته شده است.

امروز دو نگاه و نگرش که به دنبال جلب آرا و اعتماد مردم هستند به واقع نشانه های دو راه و دو آینده متفاوت بر کشور را نشان می دهند. سابقه و تاریخ دست کم سه دهه اخیر نشان می دهد که جریان اصلاح طب به دنبال ارائه چهره مثبت و سازنده از نظام و انقلاب به جهانیان و افزایش نقش موثر دستگاه دیپلماسی خارجی در تعاملات منطقه ای و بین الملی بوده است. کسی فراموش نمی تواند بکند که دولت اصلاحات با تنش و چالش حاصل از دادگاه میکونوس سرکارآمد و در اندک مدتی برای اولین بار در تاریخ پس از انقلاب روابط خارجی کشور با دولت های تاثیر گذار در روابط بین الملل و اقتصادهای برتر دنیا به طرز شگفت انگیزی توسعه داد و اداره کشور با نفت هفت دلاری از تبعات چنین سیاستی بود، یا ایده گفتگوی تمدن ها که توسط رئیس جمهور، حجه الاسلام محمد خاتمی ارائه گردید چه میزان در افزایش مقبولیت و محبوبیت نظام در افکار عمومی جهان تاثیر مثبت برجای گذاشت. انتخاب جریان مقابل اصلاحات توسط مردم در سال 84 را مردم تجربه کردند وبابت این تجزیه هزینه ای گران را پرداختند هر چند به نظر می رسد برای تکامل اجتماعی و سیاسی مردم و کشور کسب این تجربه بسیار مهم و گرانقیمت لازم بود. به هر حال آرمان نظام مقدس جمهوری اسلامی ، استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی بوده و است که این تجربه نشان داد عدم توجه به سوابق و گذشته افراد و عدم احساس مسئولیت سنجیده در انتخاب و رای دادن چه میزان می تواند نظام و کشور را به چالش بکشاند و بی راهه ببرد. از جمله عواقب انتخاب سال 84استیلای بی حد و حصر پوپولیسم در سیستم اجرایی کشور حتی در پایین سطوح مدیریتی بود و آن فاجعه ای را بوجود آورد که حتی افرادی که هیچ گونه علاقه ای به مسائل و اتفاقات سیاسی اجتماعی نداشتند متوجه عمق فاجعه شدند. در چنین ایامی بود که دولت یازدهم سرکار آمد. این بار میکونوس نبود که سبب بحران در روابط خارجی کشور شده بود بلکه ناشی گری و عدم آشنایی دست اندرکاران دستگاه سیاست خارجی با ادبیات و اصول اولیه کار سبب گردیده بود که برای دیدار های بین المللی رئیس جمهور با روسای دولت های دیگر، به دنبال کشف دول جدید باشیم و برای اولین اسامی مثل کشور زنبار ، کشور کومور و امثالهم را مردم می شنیدند تا رئیس جمهور نظام ، ملاقلات بین الملی داشته باشد. از تلخ ترین پیامدهای آن دولت، صدور شش قطعنامه ظالمانه در شورای امنیت سازمان ملل بر علیه نظام و مردم ، ایجاد شرایط بحرانی برای پرونده هسته ای در آژانس بین المللی و .....، فضای که کم کم افکار عمومی جهان ایران را به عنوان کشوری مشکل افرین در منطقه و جهان می خواست بشناسد. حذف و کنارگذاشتن سرمایه های علمی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی کشور از صحنه دانشگاهها و صدا ها موارد دیگری بودند که هر کدام به تنهایی بحران ساز بودند. در چنین اوضاعی، روشن و بدیهی است که عواقب و اثرات این شیوه بر اقتصاد، فرهنگ کشور چگونه خواهد بود. البته هزینه کرد از اعتبارات صندوق ذخیره ارزی و فروش نفت 150 دلاری اثرات فوری این سیاست ها را بر اقتصاد کلان و خرد کشور پنهان ساخته بود. ( این عدد را ب قیمت نفتی که دولت اصلاحات می فروخت مقایسه کرد، در زمان دولت اصلاحات نفت هفت دلار بود یعنی دقیقا حدود بیست و یک و نیم برابر آن سالها قیمت نفت افزایش یافته بود).همچنین تورم به شکل عجیب با شیب بی سابقه افزایش پیدا می کرد.

دولت یازدهم مستقر شد بحران روابط بین الملل ، تنش با سازمان ملل به دلیل صدور قطعنامه های شدید الحن علیه نظام و مردم ، تورم بی سابقه ، آسیب شدید سرمایه اجتماعی وکاهش شدید قیمت نفت به دلایل مختلف از جمله تنش دولت سعودی با نظام جمهوری اسلامی به دلیل حمله مشکوک به سفارت رژیم آل سعود، چالش های فوری و اساسی دولت بودند.

اقدامات دولت و زحمات قابل ستایش دستگاه دیپلماسی و شخص دکتر ظریف که به شکل ناجوانمردانه از 85 تا 92 خانه نشین شده بود، اوضاع را گونه ایی تغییر دادند که ایران برای اولین بار در تاریخ روابط بین الملل خود با کشور های قدرتمند و اقتصادهای برتر جهان سرمیز مذاکره به توافق رسید و روزی تاریخی با توافق برجام شکل گرفت، و تمامی قطعنامه هایی ناجوانمردانه و بی سابقه ، به شکل تاریخی و بی نظیر توسط خود شورای امنیت ملغی گردید. پرونده هسته ای در آژانس بین المللی هسته ای به حالت عادی برگشت. شرکت های بوئینگ و ایرباس که نزدیک 4 دهه بود به ایران حتی قطعه یدکی هم نمی فروختند و در شرایطی که مردم عادت به حوادث منجر به فجایع هوایی کرده بودند و کسی به نوسازی سیستم حمل و نقل هوایی کشور امیدی نداشت، دفعتا 200 فروند هوایپما با اعتبارات خارجی به ایران فروختند،اقدامی که در آینده نزدیک تاثیر آن در اقتصاد و صنعت گردشگری هویدا خواهد شد. روسای جمهور کشور های تاثیر گذارجهان برای سفر به ایران و ملاقات با مقامات و مسئولین نظام به صف شدند. ایران بازیگر اصلی و مهم جریان های منطقه ای شد و سرمیز مذاکرات ایران بالانشین گردید. فضای عمومی کشور بهبود یافت حجم و سرعت اینترنت بی سابقه افزایش یافت، فضای امنیتی از جو اجتماعی و اقتصادی و سیاسی کشور رخت بربست. اوضاع دانشگاهها کم کم به روزهای دولت اصلاحات شبیه شد، اتفاقاتی که شاید با روزای خیلی خوب فاصله دارد ولی امید آفرین و سازنده است.

اما واقعیت ی که خود دولت نیز به آن اذعان دارد عدم بهبودی کامل اقتصاد بیمار کشور است ، حقیقت دارد که از اقتصاد بیمار از حالت اورژانس وبخش مراقبت ویژه به بخش عمومی منتقل شده است ولی این بیمار هنوزتا بهبودی کامل فاصله زیادی دارد. در شرایطی هستیم تورم وحشتناک 40 درصد به بالا سال 92تک رقمی شده است ودر بخش های رکود برطرف گردیده ولی در بخش های از اقتصاد کشورهنوز پابرجاست. اما امید به بهبود این بیماربا تداوم روند درمانی فعلی فراوان است به ویژه با وارد نکردن شوک عصبی به آن این بیمار حتما بهبودی کامل را بدست خواهد آورد.

اکنون مردم بایستی به ده دهه اخیر کامل باید نگاه کنند و بالاخص از 84 تا 92 را از یاد نبرند و هوشیار باشند. حرکت در کدام مسیر و ممارست در آن ، آینده روشنی را برای فرزندان این سرزمین نوید می دهد.

نام:
ایمیل:
* نظر:
اختصاصی