ندای ایرانیان

کد خبر: ۴۸۶۴۰
تاریخ انتشار: ۲۵ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۶
جوانان اصلاح طلب همدان گلایه و درِدل بسیار دارند اما گفتگو آئین درویشی نبود ورنه با تو گفتنی ها داشتیم ...


فردای اعلام لیست امید برای انتخابات پنجمین دوره شورای اسلامی شهر همدان ، مطلبی نوشتم که در آن پیش بینی شده بود 3 تا 5 نفر از اعضای این لیست وارد شورا شوند؛ حال آنکه در محافل خصوصی و گفتگوهای دوستانه ، با توجه به چهره های حاضر در لیست و ذهنیتی که از مردم شهرمان داشتیم، حتی حضور 2 نفر از این لیست در شورا را اتفاقی امید بخش برای اصلاح طلبان همدان و متضمن برکات برای شهر می دانستم با این تحلیل که حتی یک عضو شورا به شرط تخصص ، پاک دستی و شجاعت می تواند اثرگذار باشد. شکلی میان اشکال ؛ صوتی میان اصوات .

29اردیبهشت 96 شور و حال مردمی که برای تکرار حماسه امید و کاشتن بذر امید در قلب فردا به شعب رای گیری می آمدند دیدنی بود. برگه های کوچکی در دست داشتند که در وسط عکس رئیس جمهور و در شعاع آن ، چهره های نامزدهای انتخابات شوراها بود. در شهری که سنتاً حیاط خلوت اصولگرایان است، شهری که قریب به دو دهه است نام هیچ اصلاح طلبی از صندوق های رای گیری بیرون نیامده است، 5 نفر از 11 نفر منتخب شورا اصلاح طلبان بعضاً گمنامی بودند که به برکت لیست امید و با حمایت رییس دولت اصلاحات شورا نشین شده و یک شبه ره صد ساله پیموده بودند.

گرچه تاخیر اعصاب خردکن در تایید انتخابات شورا ، تا حدودی باعث نگرانی رای دهندگان به لیست امید و بدنه اجتماعی اصلاح طلبان شهر شده بود اما پس از تایید انتخابات و با اعلام پیوستن یکی از اعضای شاخص شورا به فراکسیون امید ، عیش عاشقان و حامیان اصلاحات تکمیل شد . حالا دیگر زمان کار و عمل به وعده ها رسیده بود. دل ها پر امید و چشم ها به راه بود تا کی نسیم اصلاحات چهره غبار گرفته و مغموم شهر عین القضات و باباطاهر را شاداب کند. شهری که از پس سده ها و هزاره ها به ما رسیده و بناست از ما به فرزندانمان برسد. شهر دیاکو، شهر مادها، دیار هگمتانه و هفت حصار افسانه ایش، شهر ما اکباتانا . شهری که بر زمین با برکتش زاده شدیم ، در آغوش پر مهرش بالیدیم ، در کوچه پس کوچه هایش دویدیم و زمین خوردیم و باز برخواستیم، زیر آسمانش عاشق شدیم و ... . شهر کهن سالی که پیرانه سر در هوس جوانی دوباره است که فرمود: هرچند پیر و خسته دل و ناتوان شدم ، هر گه که یاد روی تو کردم جوان شدم.

اما ماه عسل زودتر از آنچه انتظار می رفت به پایان رسید، کهنه کاران و مدعیان عرصه شهر و شورا، آنان که مردم دست رد به سینه اشان زدند، در محافل خود تفرق بین اعضای فراکسیون امید و عدم کامیابی ایشان را پیش بینی کرده بودند و معتقد بودند این جمع نامتجانس نخواهد توانست دوره 4 ساله شورا را در کنار هم و به سلامت به پایان برسانند ، اما حتی بدبین ترین اختاپوس ها و شوم اندیش ترین بوف ها نیز این هزیمت و ناکامی زودهنگام را انتظار نداشتند.

به ناگاه و در غربت (!) لیستی 35 نفره به عنوان گزینه های شهرداری همدان منتشر شد که اگر نبود اذعان اعضای کمیسیون بر صحت این لیست ، می شد انتشار آنرا توطئه ای برای بدنام کردن منتخبان مردم دانست. گرچه تعدادی از مدیران و چهره های توانمند ، خوشنام و پاک دست در لیست قرار گرفته بودند اما حضور بعضی چهره ها بد جوری توی ذوق می زد. چنان که عده ای انتشار این لیست را به مثابه دهن کجی به رای دهندگان و اعلام موضعی در قبال اصلاح طلبان تفسیر کردند!

ماجرای تلخ انتخاب رئیس فراکسیون امید ، در گیری لفظی اعضای فراکسیون با یکدیگر، تک روی ها و رفتار های غیر تشکیلاتی بعضی از اعضا ، بی اعتنایی به نصیحت های مشفقانه حامیان ، فرآیندهای پرابهام و مجهول تقلیل گزینه ها به 9 و 4 نفر و در نهایت تراژدی ( یا شاید کمدی !) حذف هر چهار گزینه نهایی شهرداری و.... هر کدام جلوه ای دیگر از واقعیت فراکسیون امید را نمایان ساخت.

آخرین خنجر بر دل پر امید هوادران و حامیان لیست امید ، در جلسه روز سه شنبه 21 شهریور شورای شهر زده شد ، جلسه ای که قرار بود خروجی آن انتخاب شهردار پایتخت تاریخ و تمدن باشد ، در جلسه ای که پس از ساعت ها بحث و کشمکش درونی بین فراکسیون امید تشکیل شد بود و بنا بود گزینه مورد نظر فراکسیون امید و شورای مشورتی به عنوان شهردار اعلام شود تا شاید بعد از ماه ها دود سفید از دودکش شورای شهر همدان برخیزد و بالاخره موسم کار برای مردم فرا برسد.

اما بازهم به ناگاه و بازهم در غربت کاشفان فروتن شوکران کشف کردند که هیچکدام از گزینه های چهارگانه لیاقت شهردار شدن را ندارند و هر چهار گزینه را به بیرون از دایره انتخاب پرتاب کردند تا گزارش عملکرد شورای شهر پنجم و فراکسیون امید بعد از حدود 4 ماه دقیقاً برابر باشد با هیچ!

اما در هنگامه وقوع این ماجراها تحلیل محتوای حامیان اصلاحات در فضای مجازی آینه تمام نمای مکنونات قلبی جوانانی بود که در برهه انتخابات کار و درس و مدرک تحصیلی و ... را به گوشه ای افکنده بودند و هر یک به مثابه یک ستاد انتخاباتی با تمام وجود به میدان آمده بودند و از پوستر چسباندن تا مباحثات خیابانی و... هر کار توانستند کردند تا با کنش سیاسی و مدنی خود شهر و کشورشان را بسازند. جوانانی که حالا جز در فضای مجازی مجالی برای بیان دیدگاه های خود نمی یابند .

نگاهی تحلیلی به محتوای پیام های ارسالی و تالیفی درفضای مجازی به وضوح گذار از مراحل زیر را نشان می دهد ! 1- امید به آینده ، ترسیم اهداف کلان( بازه زمانی برگزاری انتخابات تا تایید انتخابات) 2- متعادل شدن فضا ، کاهش سطح توقعات و واقع بینی ( بازه تایید انتخابات تا آغاز به کار رسمی شورا) 3- رویش جوانه های تردید، نگرانی بایت آینده فراکسیون ، تلاش برای ارتباط گیری و نقد مشفقانه ( در دوره انتشار لیست گزینه های شهرداری و انتخاب رئیس شورا) 4- اعلام خطر جدی از سرانجام راه پیشروی فراکسیون ، تردید و نقد رای 29 اردیبهشت ( با آغاز تنش ها بین اعضاء فراکسیون و رفتارهای غیر تشکیلاتی و سهم خواهی بعضی اعضاء) 5- احساس نا امیدی عمیق ، اعتراض به تهیه کنندگان لیست امید ( پس از ناکامی در انتخاب شهردار علی رغم اعلام قبلی و کنار گذاردن گزینه های چهارگانه ) .

عصبانیت و سرخوردگی ای که در گروه های مجازی اصلاح طلب همدان موج می زند در حال ورود به مرحله خطرناکی ست که می تواند محرک اقداماتی باشد که منجر به لطمه دیدن کل جبهه اصلاحات ، احزاب و شخصیت های اصلاح طلب ، اعضاء فراکسیون امید و بیش از همه امید مردم شهرمان شود .

پیشنهاد می شود پیش از آنکه ناامیدی، بذر هویت مان را از جوانه زدن باز دارد با رجوع دوباره به محکمات اندیشه ی اصلاح طلبی که همانا رواداری ، اخلاق مداری ، قانونگرایی و خرد جمعی است مانع از آسیب بیشتر به این کشتی طوفان زده شویم.

جوانان اصلاح طلب همدان گلایه و درِدل بسیار دارند اما : گفتگو آئین درویشی نبود ورنه با تو گفتنی ها داشتیم ...


احسان سهل البیع

دبیر شعبه استان همدان حزب ندای ایرانیان

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
پربحث ترین
آخرین اخبار