ندای ایرانیان

کد خبر: ۵۰۰۶۷
تاریخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۳۹۶ - ۱۵:۱۲
یادداشتی از مسعود راستی
رویکرد برخی فقط نقد بماهو نقد است، با کمترین – یا حتی بدون – اثربخشی در عمل. من نقد می کنم پس هستم!

سرویس سیاسی - مسعود راستی* : پس از اینکه دونالد ترامپ کار رسیدگی به پرونده هسته ای ایران را به کنگره واگذار نمود و کنگره در مهلت شصت روزه در صدد اعمال تحریم های جدید تحت عنوان کاتسا برآمده و همزمان حملات کاخ سفید بر ضد سپاه شدت گرفته است، برخی در داخل از واکنش دکتر روحانی در دفاع همه جانبه از سپاه اظهار شگفتی کرده و آنرا در قیاس با انتقاد سابق ایشان ….تفنگ و پول و رسانه و فساد….آنرا به مثابه عقب نشینی از مواضع خود دانسته و علاوه برآن مرتبا خلف وعده از میثاق نانوشته میان اصلاح طلبان و اعتدال گرایان را گوشزد کرده اند. آنچه می گویند یک روی این سکه است، اینکه بدون حمایت اصلاح طلبان، روحانی موفقیتی بدست نمی آورد، اما روی دیگر آن حکایت دیگری دارد، آنکه اصلاح طلبان اگر روحانی نبود به که رأی می دادند؟ در اصل سهم رأی اصلاح طلبان در سبد روحانی نه از حب علی که از بغض معاویه بود، حتی ائتلاف هم نبود. حذف سپنتا نیکنام نماینده منتخب مردم در شورای شهر یزد توسط شورای نگهبان، روشن کننده خط مشی و جهت گیری عملی و بی سابقه آن شورا در تداوم روال گذشته در حال حاضر و حتی آینده است: به نقل از علی مطهری، دبیر شورای نگهبان در ابطال آراء مینو خالقی نماینده منتخب مردم اصفهان در مجلس کنونی گفته بود که ما می دانستیم مطابق قانون چنانچه پس از اتمام انتخابات مدارک تازه ای علیه نماینده منتخب بدست آید، باید آنرا به مجلس فرستاد تا در زمان تصویب اعتبارنامه مطرح شود، اما چون می دانستیم که مجلس ایشان را رد نمی کند، بنابراین رأساً آراء ایشان را ابطال نمودیم! وقتی چنین بود و هست و اصلاح طلبان برای اینکه دستشان در انتخابات خالی نماند، کاندیدای پوششی معرفی کردند و یکی از آنان بتازگی گفته است حتی پس از حصول اطمینان از تأیید صلاحیت دکتر روحانی، بخاطر مقابله با رخدادهای نامنتظر- سلامتی روحانی – از رقابت انصراف ندادم! دیگر چه جای سهم خواهی است. عملکرد دولت خالی از قوت و ضعف نیست و باب نقد باید همیشه باز باشد اما مهم است که از چه منظری این نقد واقع می شود. از منظر رعایت شایستگی ها و برنامه مدون و انسجام درونی و استفاده از همه ظرفیت ها از جمله زنان و جوانان یا صرفا سهم خواهی؟ رویکرد برخی فقط نقد بماهو نقد است، با کمترین – یا حتی بدون – اثربخشی در عمل. من نقد می کنم پس هستم!
برگردیم به صدر مطلب. در اینکه سپاه یکی از ارکان دفاعی کشور است، تردیدی نیست، پس حمایت تمام قد روحانی از سپاه آنهم در برابر زیاده خواهی خارجی کاری درست و بقاعده است. اما این موضع گیری با انتقاد سابق ایشان حول محور تقویت و تثبیت ساختار سیاسی و اجتماعی و اقتصادی کشور در داخل، منافات ندارد. راست گفته اند که این دعوای خانگی است و آن مقابله با بیگانه. بقول سید مصطفی تاجزاده ” در مناسبات بین الملل قواعد هابزی حاکم است و در مناسبات داخلی قواعد لاکی! دولت ها گرگ دولت ها هستند ". در مقابل برادران علی الاغلب دایره خودی ها را به شعاع اصول گرایی فروکاسته با بی مهری مابقی نیروها را غیرخودی دانسته و ورود به همه عرصه های نظام را صرفا حق خود پنداشته اند و این رویکرد در تفسیر موسع ایشان از اساسنامه سپاه ریشه دارد.
نیک می دانیم تأسیس سپاه آنگونه که مرحوم دکتر یزدی معاون نخست وزیر در دولت موقت در اسفند پنجاه و هفت طی مصاحبه ای اعلام کرد، بخاطر حفاظت از نظام در برابر ضدانقلاب بود اما بزودی و پس از آغاز جنگ، دفاع از تمامیت ارضی کشور در صدر وظایف سپاه قرار گرفت. اساسنامه در شهریورسال شصت و یک در مجلس تصویب شد و تا آنزمان سپاه بطور کامل در قامت رکنی از ارکان دفاعی کشور ظاهر شده بود. در این اساسنامه ذیل تبصره ماده پنج عمل به عنوان ضابط به در خواست قوه قضاییه پیش بینی گردیده است. اگر تفسیر موسع امروز مد نظر بود ، ذکر آن تبصره عبث می نماید و این از شأن قانون گزار بدور است.
در هرحال عمل به قانون درست ترین کار است و هیچ کس نباید خود را برتر و فراگیرتر از قانون بداند. تند روی و تمامیت خواهی از هرکه باشد نتیجه درست ببار نخواهد آورد، نگاهی به رخدادهای این روزها به روشنی رفتارمبتنی برهنجار و معیار درست را بدست خواهد داد: یکم، عذرخواهی و حلالیت طلبی از اجحافات گذشته و حال نسبت به دیگران که عبرت آموز و بسیار پسندیده است، فرقی نمی کند امام جمعه سابق شیراز باشد یا معلم درسهایی از قرآن، ادای حق الناس آنقدر مهم و تعیین کننده است که امام حسین علیه السلام در شب عاشورا در حلقه یاران خود فرمود هرکس حق الناس به گردن دارد برود! دو دیگرآنکه جنجال بر سر روز تولد کورش و ممانعت از تجمع در پاسارگاد بجز التهاب آفرینی و مسئله سازی چه نام دارد؟ مخالفت با نوروز به کجا منتهی شد؟ دعای تحویل سال از کجا آمد؟ به درستی که ایرانی مسلمان نوروز را مال خود کرده است، حالا هم می توان درایت بخرج داد و به پیشنهاد نماینده شیراز ترتیب اثر داد و روزی بنام کورش در تقویم رسمی کشور گنجاند و خلاص. مگر علامه طباطبایی در تفسیر گرانسنگ المیزان کورش را همان ذوالقرنین در سوره کهف نمی داند؟ مگر آنچه از کورش نقل شده بجز انسانیت و حریت است؟ پس چرا ایرانی مسلمان کورش را از خود نداند و به آن افتخار نکند؟ نقل شده است یکی از غبطه های استاد مطهری این بود که چرا شرق مسلمان حقوق بشر را زودتر از غرب سکولار اعلام نکرد؟ چرا که مایه های آن در آموزه های اسلام وجود دارد.
هویت ملی قابل انکار نیست. بالاخره مسلمان زاده شده در ایران با مسلمان زاده شده در چین فرق دارد یا نه؟ من مسلمانی هستم با سابقه تاریخی و فرهنگی ایرانی و دیگری مسلمانی است با سابقه تاریخی و فرهنگی دیگر. می ماند مواضع کسانی که با تکیه بر بخشی از هویت ایرانی، بخش دیگر را انکار می کنند. از یک طرف باستان گرایی اگر به قصد شناخت فرهنگ و تاریخ و اساطیرملی باشد، پسندیده است ولی اگر به قصد نادیده گرفتن تاریخ اسلام در ایران باشد، نمونه منحط باستان گرایی و مصداق افراطی گری است. جلال آل احمد می گوید: ” در سیاست ضد مذهبی حکومت وقت و به دنبال بدآموزیهای تاریخ نویسان غالی دوره ناصری که اولین احساس حقارت کنندگان بودند، در مقابل پیشرفت فرنگ و ناچار اولین جستجوکنندگان علت عقب ماندگی ایران؛ مثلا در این بدآموزی که اعراب تمدن ایران را پامال کردند یا مغول و دیگر اباطیل…. اسلام را باید کوبید. ” چنین منطقی محکوم به شکست است، زیرا بنام کورش که خود منادی آزادی دین بود نمی توان با دین مخالفت کرد! هم چنانکه امروزه ملی گرایی مهاجم نسبت به دیگرملل مطرود است زیرا به فاشیسم و آپارتاید می انجامد. از طرف دیگر کسانی که تاریخ ایران را فقط همین بخش اخیر هزار و چهارصد ساله می دانند، چه فرقی با یونانیان دارند که ایرانیان را بربر می خواندند؟ چرا همنوا با کسانی اند که به گفته فریدون جنیدی پیشینه پیدایش خشت در جهان را به شش هزار سال محدود می کنند برای آنکه خشت های هشت هزار ساله ایرانی را از دور خارج کنند؟ همو گفته است که لفظ عربی هندسه از اندازه پارسی گرفته شده و آن خود چیزی نیست بجز: هن تچ به معنای قالبی برای یکسان کردن خشت ها در ایران باستان.
همانطور که ایران دولت- ملت متشکل از اقوام مختلف است که حول محور زبان پارسی و بویژه شعر وحدت و قوام یافته، همانطور هم مذهبی بودن از مؤلفه های تاریخ فرهنگ ایران است و چه خوب گفته بود مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی که تفاوت مراتب سلمان و ابوذر، یکی هم مربوط است به پیشینه فرهنگ توحیدی آن و بدوی بودن این. ادعای اینکه ایران اولین کشوری در جهان است که بسیار پیشتر از سایر ملل واجد دولت به معنای مدرن آن بوده است، بی وجه نیست. این حقیقتی تاریخی است که علیرغم فراز و فرود سرنوشت این آب و خاک تحت تأثیر روم و عرب و مغول و تاتار سرانجام این هاضمه قوی فرهنگ ایرانی بود که تمامی آنانرا به رنگ خود درآورد.
امروز با هزار کدورت مقابلیم رفت آن صفا که آینه با ما حساب داشت
سودیم دست و ختم شد اظهار وهم و ظن علم و عمل درین دو ورق صدکتاب داشت
این تیرگی که در ورق ما نوشته اند چون سایه نسخه در بغل آفتاب داشت


*مسئول حوزه اهواز حزب ندای ایرانیان

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
پربحث ترین
آخرین اخبار