ندای ایرانیان

کد خبر: ۵۰۰۸۳
تاریخ انتشار: ۲۰ آبان ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۱
ندای ایرانیان - خطر طب اسلامی هر روز جدی تر از دیروز احساس می شود. روشهایی که هرچند طب اسلامی خوانده می شوند اما در واقع نه علمی اند و نه حتی اسلامی.

به گزارش پایگاه خبری ندای ایرانیان، امیرافراز فلاح در پایگاه تخصصی صدای پزشکان نوشته است: دکتر هاشمی در کنگره اطفال به شدت به طب اسلامی حمله و از قوه قضاییه و پزشکانی مانند دکتر ولایتی و مرندی بابت انفعال در برابر این کج رفتاری انتقاد کرد. "در جامعه ما همه می‌خواهند محبوب باشند و برایشان صلوات بفرستند و کف بزنند و کسی نمی‌خواهد با کج‌رفتاری‌ها برخورد کند، به خصوص وقتی که به کج رفتاری‌ها یک صبغه دینی می‌دهند و هر خلاف و اشتباهی می‌خواهند تحت عنوان آن انجام می‌دهند.” در ادامه وی گفت: "متاسفم که قوه قضاییه در برخورد با سوء استفاده گران از دین و آسیب به سلامت مردم حساسیت کمترى دارد، ما فقط در بخش هایى که به قدرت مربوط است شاخک هایمان خوب عمل مى کند، در حالى که دین چیزى جز رفتار و اخلاق نیست.”

چیزی از صحبتهای وزیر بهداشت نگذشته بود که صادق لاریجانی ریاست قوه قضاییه پاسخ داد ” به عقیده ما نمی توان هر حرف ناصحیحی را جرم تلقی کرد. کسانی هستند که اساساً معتقدند نباید حتی به پزشک هم مراجعه کرد! آیا کسی که چنین اعتقادی دارد مجرم است و باید او را زندانی کرد؟!”

آملی لاریجانی در ادامه گفت: "دستگاه قضایی در جایی که واقعاً جرم و تخلفی صورت گرفته و به موضوع ورود پیدا می کند، آه و ناله ها بلند می شود که قوه قضاییه مخالف آزادی بیان است. حال چگونه می توان انتظار داشت که دستگاه قضایی صرف اظهارنظر یک فرد در حوزه سلامت و در حالی که جرمی هم رخ نداده است به موضوع ورود پیدا کند و آن را مورد رسیدگی قرار دهد؟”

در مورد این عکس العمل می توان به چند نکته اشاره کرد:

نخست اینکه آیت الله لاریجانی به درستی به اهمیت آزادی بیان اشاره کرده اند. اینکه کسی به صرف بی اعتقادی به پزشکان مجازات شود احتمالا با آزادی بیان مغایر است. اما آیا عملکرد اینگونه افراد به بیان صرف، محدود بوده است؟ یا آنکه مدتهاست که با راه اندازی مطب و داروخانه به سوداگری با جان مردم مشغول اند؟

دوم اینکه آزادی بیان محترم است و این قول ایشان قابل ستایش. پرسش اما اینجاست که آزادی بیان تنها در مورد بی اعتقادی به پزشکان محترم است یا در سایر موارد هم می تواند محترم باشد؟ برای نمونه اگر کسی به روحانیت بی اعتقاد باشد و آنرا تبلیغ کند باز هم محترم خواهد بود؟

سوم پرسشی که به ذهن بنده می رسد آن است که ما با قوه ای مواجهیم که چالاکی زیادی در برخورد با بعضی موارد جرم دارد. این قوه و دادستانی آن، بارها شده، روزنامه ای را به دلیل آنچه تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب در چاپ یک مقاله خوانده شده، در فاصله چند ساعت یا روز تحت تعقیب قرار داده اند اما چگونه است که در برابر فعالیت تبلیغی پیگیر مدعیان طب اسلامی علیه روشهای علمی، ساکت مانده اند؟  کمی عجیب است که مدعیان طب اسلامی با انواع روشها از سخنرانی گرفته تا انتشار مطالب در سایتهای اینترنتی به تبلیغ روشها و داروها و حتی فروش آنها مشغول اند اما هیچ برخوردی با آنها نمی شود. آیا دادستانی و قوه قضاییه در برابر به خطر افتادن سلامت مردم مسوولیتی دارند یا خیر؟

چهارم آنکه منظور وزیر بهداشت از انفعال قوه قضاییه، تنها مخالفت طب اسلامی با مسواک و واکسن نبود بلکه سخن او متوجه مجموعه عملکردهای غیرعلمی بود که با حاشیه ای امن مشغول تجویز روشهایی غیرعلمی و آسیب زدن به بیماران اند. آیا طبابت بدون آنکه مدرکی معتبر در کار باشد جرم است یا خیر؟ این پرسشی است که بایست پاسخ داده شود.

پنجم اینکه اگر بناست که هر کس آزاد باشد به هر روشی که می خواهد طبابت کند چرا پزشکان این همه تحت فشار قرار می گیرند؟ یک پزشک برای هر دارویی که تجویز کرده باید پاسخگو باشد، در حالیکه سال‌های سال از عمرش را برای تحصیل در همین رشته گذرانیده اما فردی که هیچ علمی در زمینه پزشکی ندارد با تکیه بر احادیثی که به گفته سیدکاظم طباطبایی، رئیس پژوهشگاه دانشگاه دار الحدیث، اکثریت‌شان جعلی هستند به طبابت می پردازد و احدی هم او را مواخذه نمی‌کند. چه توضیحی برای این استاندارد دوگانه وجود دارد؟

ششم و آخرین نکته اینکه بنظر می رسد در جایی هم کوتاهی متوجه خود ما پزشکان و سازمان نظام پزشکی است. پزشکان باید با صدایی بلند، منطقی قوی و زبانی مناسب در برابر این سوداگری کشنده بایستند و آنرا محکوم کنند.


نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
پربحث ترین
آخرین اخبار