ندای ایرانیان

کد خبر: ۵۰۴۶۶
تاریخ انتشار: ۱۵ آذر ۱۳۹۶ - ۱۶:۰۰
علی علامه راد
ندای ایرانیان - امشب آمنه با خدای خود چه می گوید؟ آمنه می داند که عروس قریش است، او می داند که از میان فرزندان بزرگ مکه –عبدالمطلب  محبوب و موحد- نگین هاشمیان را برگزیده، ولی نمی داند با هر جرعه از آب و شیر و عسلی که می نوشد اخلاق و عشق و مهر در وجود او پروش می یابد، آمنه می داند که فرزندی در بطن دارد که حاصل عشقی عمیق و کم عمر بوده ولی نمی داند که محصول این بذری که او در شکم دارد منبع توفیق جاودان بشر تا آخرت خواهد بود. او نمی داند که اکنون، مفخر شده تا خزانه تابناکی باشد برای خاتم تمام انبیاء و اوتاد و مقربین. آمنه اکنون حامل کودکی است که جهان را دگرگون خواهد کرد، این کودک برای او فرزندی است که از جان بیشتر دوستش دارد ولی او نمی داند که چه زود باشد تا این کودک مقتدای تمام جان های عاشق شود و نامش سوهان تمام روح ها، که یادش صیقل دهد تمام شیفتگان حقیقت را، آمنه نه تنها نمی داند که فرزند او ابراهیم وار توحید را به خانه اش –کعبه- باز می گرداند و تمامی بت های ظاهری و معنایی را می شکند بلکه فرزند او از چنان مقای برخوردار خواهد شد که ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و یوسف صدها سال قبل آرزوی خدمت به او را تنها در رویایشان می دیدند.
من نمی دانم که امشب آمنه، عبدالمطلب، ابوطالب و سایر هاشمیان بیشتر مشتقاق دیدار فرزند عبدا... هستند یا همه عرشیان، زمین بیشتر شیدای رخی است که آرزوی شمس و قمر، شبیه شدن به روی اوست یا آسمان؟

ختم رسل امشب خواهد آمد ،  زمین و آسمان نیز وصف ناشدنی در ولوله و سماع هستند، زمین مدعی است که من گهواره سیدالانبیاء هستم، او بر من پای می گذارد و در نهایت جسمش را من بغل خواهم کرد، آسمان در مقابل رشک زمین بیان می کند که روح او همیشه در من جریان داشته و دارد و معراج او را من شاهدم.
آری امشب کودکی خواهد آمد که دل تمام عاشقان حق را چاک چاک خواهد کرد، اقیانوسی که همه موحدان پشت به پشت در صف کسب فیض او خواهند بود تا به میزان دلق وجودشان از این خان نعمت سیراب شوند، پیامبری که صبر از دل همه رسولان و بزرگان قبلی چنان برده که همه آنان در گذشته مشق انتظار کرده اند تا فرزند هم نامش 200 سال بعد همین انتظار را برای آیندگان معنا کند.
براستی پسر آمنه ستوده است و امین، او را خالق مطلق ستوده و امین قرار داد تا آخرین واسط کلامش با انسان باشد و چه زیباست که قبل از بعثت مردمان او را با لقب الهی اش امین خطاب می کردند.
پیامبر اسلام تا چهل سالگی روح خود را در کوه نور صیقل داد و پس از آن که سیر من الخلق الی الحق و سیر من الحق الی الحق را در نوردید، سیر من الحق الی الخلق نمود و در نهایت مبعوث شد تا سیر من الخلق الی الحق مع الخلق نماید، او نگاری بود که به مکتب نرفت و خط ننوشت ولی مسئله آموز صدها هزار مدرس شد. تا چراغی باشد برای همه سالکان توحید و مهر، عشق و ایمان، طالبان عقل و طریقت.
او در 63 سال عمر مبارکش آنقدر روحش را صاف کرد که بعدها آیینه شد و هر کس حقیقت خود را در او دید، پاکان و صالحان مهر و عشق را از او گرفتند و خبیثان و منحرفان خشونت خود را در آیینه روح پاک او جستند و بجای خود شکستن، آیینه شکستند. حال چه باک که از عصر 28 صفر یازدهمین سال هجرت تفسیر حیات آن دردانه خلقت، گونه گون است. مدعیان پیروی از او 2 گروه شدند، آنان که به حق او را رسول مهر دیدند و کتاب و سیره و سنت او را مبنای عشق یافتند و آنان که بر کراهت وجودشان تنها جامه ای از خشونت زدند و سیره طاهرش را ملعبه هوس بازی تند خویی های خود کردند که این تفسیر 2 وجهی همچنان باقی است و می توان نمود آن را براحتی در اطراف مان شاهد بود.
شناخت چنین گوهری کار هر کس نیست که قدر زر را زرگر شناسد و قدر گوهر را گوهری، می باید نظیف و طاهر بود تا به میزان پاکی خود او را شناخت که حقیقتش ناشناخته است و این معجزه دریا است که تعداد در هایش ناشناس است.آری باید چشم ها را دوباره شست و فکرها و روح ها را تهذیب کرد تا بتوان به فیض شناخت قطره، قطره وجود این دریا نائل آمد. باشد ما را این توفیق
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
پربحث ترین
آخرین اخبار