ندای ایرانیان

کد خبر: ۵۰۷۳۵
تاریخ انتشار: ۰۲ دی ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۱
محمدجواد برزگر*:بازاریابی سیاسی با در اختیار گذاشتن ابزارهایی به سیاسیون کمک میکند تا در فضای رقابتی موجود از همه راهکارهای موجود جهت جلب توجه و حمایت مردم بهره گیرند.

ندای ایرانیان - در عصر حاضر،دموکراسی رایج ترین نظام سیاسی است.بی تفاوتی افراد و کاهش فزاینده مشارکت آنها در ساختارهایی با دموکراسی نسبتا مناسب،غالب سیاسیون را بر آن میدارد تا ابتدا با ایجاد انگیزه در عامه مردم و سپس تلاش برای بدست آوردن کرسی ها مورد اعتماد آنها واقع شوند.بازاریابی سیاسی با در اختیار گذاشتن ابزارهایی به سیاسیون کمک میکند تا در فضای رقابتی موجود از همه راهکارهای موجود جهت جلب توجه و حمایت مردم بهره گیرند.

بازاریابی سیاسی نظریه ای است که تمام ویژگی های علمی در آن رعایت شده، و مانند سایر دستاوردهای علمی قابلیت انتقال و استفاده در تمام فضاها وکشورها را دارد،در یادداشت سعی شده تا تعریفی کلی از بازاریابی سیاسی و لزوم استفاده از آن در دنیای امروزی تشریح شود.

در ابتدا تعریفی از برند و برندسازی را ارائه میدهیم.

اسکامل ساده ترین تعریف را متناسب با بازاریابی سیاسی ارائه کرده است.در تعریف وی مفهوم برند اشاره نمادین به ارزش های نمادین و نمایندگی روانی در مورد محصول خاص تولیدی در جامعه است.به بیان دیگر در حالی که هسته مرکزی تولید تنها به سود حاصل از خرید ربط پیدا میکند،نام تجاری یا برند به جنبه های نرم تر محصول تولیدی مانند احساسات و معانی اجتماعی تجربه شده در استفاده از محصول اشاره میکند.جنبه سخت محصول که در ذات محصول وجود دارد و مزایای آن از طریق مصرف کننده بوجود می آید.عنصر دوم،متمایز کننده های برندی یا Brand differentiators نام دارد که به جنبه های نرم،احساسی و دلالت های ضمنی متنوع متصل به محصول ارتباط پیدا میکند و مبنایی از احساس نسبت به محصول و معانی متضمن آن را در بر میگیرد که به فرآیند خرید متصل است.این جنبه دوم ربطی اساسی به مفهوم برندسازی و خصوصا برندسازی سیاسی دارد.

برندسازی سیاسی در واقع مهاجرت برند از بازار به سیاست است،برند سازی سیاسی مفهومی است که در سه دهه اخیر در ارتباطات سیاسی و علوم سیاسی مطرح شده است.برندهای سیاسی سه عنصر متفاوت دارند،اولین عنصر برچسب زنی به حزب به منزله نام تجاری و بازاریابی در بازار سیاست،عنصر دوم سیاستمدار و ویژگی های محسوس آن بهخ عنوان برند و سومی سیاست به منزله ارائه دهنده اصلی خدمات.برندهای سیاسی بسته به گونه های متفاوتشان،مانند دیگر برندها عمل میکنند و در ارتباط با هرکدام از فاکتورهای دیگر،دارای قدرت نسبی و مطلوبیت کمتر یا بیشترند.بر همین اساس حوزه تاثیرگذاریشان مشخص میگردد.در سالهای گدشته سیاستمداران و احزاب مختلف حتی بیشتر از کارکنان درگیر در بازار تجارت به مفهوم نام تجاری در عرضه تصویری از خود نزد توده مردم و خارجیان به منزله برند تلاش کرده اند.به عنوان مثال تغییر نام حزب طبقه کارگر انگلستان در اواسط دهه 90 به حزب کارگر جدید،با مشورت شرکت های تجاری حرفه ای بوده است.همچنین میتوان به گوردون براون نخست وزیر اسبق انگلستان اشاره کرد که دیوید مایر،نویسنده کتاب کسب و کار نام تجاری و یکی از معتبرترین کارشناسان متخصص برند سازی را استخدام کرد.

بازاریابی سیاسی عبارت است از تلاش برای حفظ یا تغییر طرز تفکر و برداشت جامعه و رقبا نسبت به فرد،حزب و یا یک گروه.

اساساً اولین مفهوم بازاریابی شناسایی نیازهای مصرف‌کنندگان و تلاش برای برآورده شدن نیازهای آنها است ولی بازاریابی صرف‌نظر از اینکه یک نیاز را مرتفع می‌کند، یک کانال ارتباطی بین شرکتهای تجاری و مشتریان است. مفاهیم بازاریابی در شرایط تجاری یعنی قیمت، ترفیع و توزیع مبتنی بر این است که تمام فعالیتهای شرکت مشتری‌محور خواهد بود یعنی سود سازمان در نتیجه‌ی کسب رضایت مشتری حاصل می‌شود.

در واقع بازاریابی سیاسی ترکیبی از علوم سیاسی و بازاریابی است که ریشه در استفاده از چارچوبهای اقتصادی برای تجزیه‌وتحلیل سیاستها به‌وسیله‌ی اقتصاددانانی مثل دانز دارد. آنتونی دانز (1975) اولین کسی بود که منطق بازار را به حوزه‌ی سیاست و دموکراسی از دید اقتصادی وارد کرد. او معتقد بود رأی‌دهندگان به دنبال بهترین خرید و سیاستمداران به دنبال بیشترین رأی و بازرگانان به دنبال بیشترین فروش هستند.

به بازاریابی سیاسی میتوان از دو منظر نگریست:بازاریابی سیاسی محصول محور به معنی به‌کارگیری تئوریهای بازاریابی تجاری ‌‌در حوزه‌ی سیاست است که فعالیت کاندیداها (دولتها، نهادهای سیاسی) برای ‌فروش محصول استفاده می‌شود.‌

بازاریابی سیاسی فرآیند محور که به معنی کاربرد آموزه‌های سیاسی در حوزه‌های ‌تجاری است که به دنبال شناسایی منابع قدرت و چگونگی توزیع منابع قدرت و نهایتاً کسب قدرت است.‌

سیاست، علم شناسایی منابع قدرت و چگونگی توزیع و روشهای دستیابی به آن و تأثیرگذاری بر ذهن مخاطبان است. سیاست چون با قدرت همراه است و قدرت و توانایی واداشتن دیگران به انجام یک کار است، پس اگر کسی قدرت داشته باشد مشروع هم است. مردم همواره در پی یک منبع قدرت هستند تا بتوانند از طریق آن اعمال نفوذ کنند، به مزایا و پاداشهایی برسند و به مقامات بالاتر ارتقا یابند. زمانی که افراد به قدرت خود جامه‌ی عمل بپوشانند، گفته می‌شود که سیاستمدار شده‌اند. آنان که از مهارتهای سیاسی خوبی برخوردارند می‌توانند از پایگاههای قدرت خود به شیوه‌ای مؤثر استفاده کنند. در بسط این اجمال بایستی بیان کرد که سیاست خود محصول است و خریداران و فروشندگان خاص خود را دارد و برای موفقیت در این مبادله، بایستی بخوبی آن را شناخت و ابزارهای مناسب برای معرفی و فروش آن استفاده کرد.‌

در نهایت باید به این موضوع اشاره کرد که بازاریابی سیاسی و تجاری تفاوتهای عمده ای با یکدیگر دارند اما فرای این تفاوت ها،اشتراکی نهفته است و آن اشتراک فرآیندیست.در هر دو عرضه کننده و متقاضی وجود دارد،در نوع تجاری کالا و خدمت عرضه میگردد و در نوع سیاسی وعده و حمایت و خط مشی و ویژگی های شخصیتی.در اولی پول و اطلاعات و وفاداری مشتری دریافت میشود و در دومی رای و کمک داوطلبانه!

منبع: صنعت و توسعه

*عضو شورای شاخه جوانان حزب ندای ایرانیان

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار