ندای ایرانیان

کد خبر: ۵۱۱۷۲
تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۲
دروغ، دروغ و دروغ، همه آن چیزی است که مردم را بی اعتماد کرده و باعث شده امروز شهروندان نه آمار و ارقام ارائه شده را باور کنند و نه به اعلام دستاوردهای بومی امید ببندند و نه حتی امنیت نرم افزارهای داخلی را باور کنند.
ندای ایرانیان - سجاد سالک*: در میانه بحث ها پیرامون فیلتر تلگرام و اعتراضات در تهران، این سوال به ذهنم رسید که طی این سالها با اعتماد مردم چه کرده ایم که مردم را جان به جانشان کنیم حاضر نیستند از پیام رسان های ایرانی استفاده کنند؟
 چرا یکی از معیارهای شهروندان برای پیدا کردن جایگزین تلگرام این است که سرورهایش در ایران نباشد؟ مردم چه تصوری از مسئولان و نظارت آنها بر حوزه خصوصی شان دارند که ترجیح می دهند اطلاعات ریز و درشتشان از زیردست کارشناسان نرم افزار غربی بگذرد اما به دست هموطنان خودشان نیفتد؟
به نظرم بی اعتمادی به مسئولان، موضوعی جدی است و نمونه های قابل اعتناتری دارد اما از کنارش به سادگی عبور کرده ایم. به این نمونه ها توجه کنید:
 در مطلب قبلی نوشتم که بسیاری از شهروندان برای کمک به زلزله زدگان به سیستم امداد رسمی اعتماد نکرده و ترجیح دادند اقلام و پول های خود را تحویل گروه های مردمی یا غیرحاکمیتی دهند. این زنگ خطر نبود؟
در هنگام وقوع زلزله و در شرایطی که مسئولان مرکز لرزه نگاری در حال تشریح عمق و شدت زلزله هستند، گروهی از شهروندان به این فکر می کنند که لرزش مشکوک بوده و احتمالا زلزله در کار نبوده بلکه انفجار موشکی یا هسته ای در اعماق زمین رخ داده است!
 هنگام ارائه آمار کشته های حوادثی همچون زلزله یا فرونشست زمین یا ریزش ساختمان، می شود خیلی از مردم را دید که نچ نچ کنان  زمزمه می کنند: «دروغ میگن لعنتیا... آمار کشته ها خیلی بیشتره». حتی همین امروز معتقدان به این که آمار کشته های حادثه پلاسکو، کمتر از حد واقعی اعلام شده رقم قابل توجهی است.
 وقتی یکی از نرم افزارهای ارتباطی با اختلالی مواجه می شود اولین احتمالی که به ذهن کاربران می رسد این نیست که اشکالی در نرم افزار به وجود آمده بلکه قاطع ترین گزینه این است که وزارت ارتباطات مختلش کرده است. بیانیه های رسمی داخلی مبنی بر عدم مداخله را کمتر کسی باور می کند. تنها زمانی از مسئولان خودی رفع اتهام می شود که معلوم شود اختلال جهانی بوده یا شرکت سازنده مسئولیت اختلال را برعهده بگیرد.
خود شما وقتی از مسئولان یک شرکت دانش بنیان می شنوید که خبر می دهند داروی مشابه نمونه خارجی را با قیمت کمتر تولید کرده اند چقدر به کیفیتش اطمینان می کنید؟ اگر محققان آمریکایی بگویند واکسن ضد سرطان را کشف کرده اند چقدر تردید می کنید؟ وقتی مسئولان انتظامی تقریبا هرسال از کاهش زورگیری، سرقت، تصادفات و جرایم مختلف در سال گذشته آمار می دهند چه حسی پیدا می کنید؟ احساس می کنید که امنیت محل زندگی شما افزایش پیدا کرده یا فکر می کنید آمارسازی انجام شده؟
 چه اتفاقی افتاده که مردمانمان اینقدر به سخنان مسئولانمان بی اعتماد شده و به دیده تردید به همه چیز نگاه می کنند؟
پاسخ خیلی ساده است: بارها دروغ گفته ایم. ما در این سال های گذشته برای کنترل جو، برای مصلحت اندیشی، برای حفظ آرامش، برای تقویت نظام، برای کنترل التهاب و در نهایت برای اطمینان بخشی به مردم بارها از ذخیره اعتماد عمومی هزینه کرده و دروغ گفته ایم. به خیال خود در کوتاه مدت توانسته ایم افکارعمومی را سر و شکل دهیم اما یک ذره فکر نکردیم در بلند مدت چه بلایی سر اعتماد عمومی می آوریم.
 یک مثال می زنم و شاید مطلب دیگری را به مثال های بیشتری اختصاص دادم. در دهه هشتاد بارها شده بود که مسئولان حوزه ارتباطات، برای جلوگیری از اطلاع رسانی در مواقع بحرانی، در اینترنت اخلال ایجاد می کردند و سپس در رسانه ها به طور رسمی اعلام می کردند برخورد لنگر کشتی با فیبرنوری باعث کندی اینترنت شده است! موضوع به طنز کشیده شد و حرف مدیران به همین راحتی شد چیزی در حد تعبیر علی پروین از مدیرفنی در فوتبال: یعنی کشک!
دروغ، دروغ و دروغ، همه آن چیزی است که مردم را بی اعتماد کرده و باعث شده امروز شهروندان نه آمار و ارقام ارائه شده را باور کنند و نه به اعلام دستاوردهای بومی امید ببندند و نه حتی امنیت نرم افزارهای داخلی را باور کنند.
 به راستی که دروغگویی کلید همه گناهان است و چه نیک فرموده پیامبر گرامی اسلام که: کم آبروترین مردم کسی است که دروغ می‌گوید.

*عضو شورای مرکزی ندای ایرانیان
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
پربحث ترین
آخرین اخبار