ندای ایرانیان

کد خبر: ۵۲۴۴۵
تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۸:۳۲
مهدی بهروش*
ندای ایرانیان -اهمیت بحران در محیط امروزی گاهی اوقات در قالب یک سؤال مطرح می‌شود؛ چرا ما باید تا این اندازه نگران باشیم؟ روی هم رفته، بحران از زمانی به بلندای تاریخ (اگر نگوییم طولانی‌تر) در کنار ما بوده است. نسل‌های بشر همواره مجبور به تحمل بلایا و فجایج بوده‌اند، از پیامدهای آن رنج برده و در عین حال، خود را بازیافته‌اند و بدین ترتیب، جریان زندگی ادامه یافته است. اساساً این یک حقیقت است. فلسفه ی ساده برای مقابله با بحران، کار کردن دولت و مردم با هم با یک روش هماهنگ از طریق یک سیستم مدیریت بحران منسجم.

مدیریت بحران، از ضروریات بسیار مهم در سطح ملی است که هم برای دولت‌ها و هم برای مردم از اهمیت بسیاری بالایی برخوردار است. امروزه به دلیل خطرات فزاینده‌ در محیط جهانی، مدیریت بحران، اهمیت ویژه‌ای یافته است.از این‌رو، مدیریت بحران برای این که مؤثر واقع شود، باید به صورت یک فعالیت فراگیر و مستمر (و نه به عنوان یک واکنش مقطعی به شرایط بحرانی خاص) اجرا گردد. در نتیجه، نمایندگان ملی که مسئولیت انجام وظایف مدیریت بحران را به عهده دارند، مجبورند با طیف وسیعی از موضوعات تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی، سازمانی، عملیاتی و نظایر آن درگیر باشند. بنابراین اگر این افراد به دستورالعمل‌ها و توصیه‌های مربوطه دسترسی داشته باشند، قطعاً مدیریت بحران تأثیرگذار خواهد بود.

تعاریف متعددی را می‌توان برای بحران برشمرد. بیشتر این تعاریف، در بر دارنده ویژگی‌های زیر را میباشد:

1- اختلال در الگوهای طبیعی زندگی. این اختلال معمولاً جدی بوده و می‌تواند به صورت ناگهانی، غیرمنتظره و گسترده رخ دهد 2- اثرات انسانی نظیر مرگ، جراحت و صدمات، فقر و مشکلات بهداشت و سلامت 3- اثرات ناشی از ساختار اجتماعی مثل تخریب یا آسیب وارده به نظام‌های حکومتی، ساختمان‌ها، ارتباطات و خدمات ضروری 4- نیازهای جامعه مثل سرپناه، خوراک، پوشاک، کمک‌های طبی و مراقبت‌های اجتماعی. بنابراین مدیریت بحران را می توان به شرح زیر تعریف کرد:

"یک علم کاربردی که با مشاهده و تحلیل منظم وضعیت‌های بحرانی، به دنبال بهبود معیارهای پیشگیری، کاهش، آمادگی، واکنش اضطراری و بازیابی است".

یک چرخه استاندارد از مدیریت بحران در سرتاسر دنیا مورد استفاده قرار می گیرد. عامل مهم در نمایش چرخه بحران این است که باید قالبی برای آن در نظر گرفته شود که بحران و مدیریت آن را به صورت زنجیره‌ای از فعالیت‌های مرتبط با هم نشان دهد. این چرخه نباید به صورت سلسله رویدادهایی باشد که با وقوع هر بحران، شروع شده و خاتمه یابند.

    

چرخه مدیریت بحران

عوامل مشخصی را در رابطه با چالش‌های امروزی که مدیریت بحران با آن مواجه است وجود دارد: اولین عاملی که وضعیت جامعه امروزی را تحت تأثیر قرار می‌دهد این است تاکنون از آنچه که تهدید سنتی بحران نامیده می‌شود، چیزی کم نشده است. بیشتر مشکلات قدیمی همچنان پابرجا بوده و مثل گذشته تهدیدکننده هستند. پدیده‌های طبیعی مثل زلزله، گردباد، فوران آتشفشان‌ها، سونامی، آتش‌سوزی، سیل، رانش زمین و خشکسالی هنوز هم وجود دارند. در مورد فجایع رخ داده به دست عوامل انسانی مثل سوانح رانندگی نیز وضعیت به همین منوال است. این فجایع، تلفات انسانی شدید، خسارات اقتصادی و اجتماعی و نیز صدماتی را برای محیط زیست در پی داشته است..

دومین عاملی که وضعیت جامعه امروزی را تحت تأثیر قرار می‌دهد این است که تهدیدات جدید به ویژه از زمان جنگ جهانی دوم، توسعه یافته‌اند. افزایش خشونت اجتماعی بسیاری از ملل و جوامع را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. هواپیماربایی، تروریسم، ناآرامی‌های مدنی و درگیری با سلاح‌های متعارف به امری عادی تبدیل شده است. این عوامل گاهاً بارهای سنگینی را به دولت‌ها و جوامعی که به دلیل شرایط اقتصادی و اجتماعی ضعیف، موجودیت آنها در خطر است، تحمیل کرده است. این امر به نوبه خود، فشارهای بیشتری را به منابع کمک‌رسانی بین‌المللی وارد کرده و لذا منجر به کم‌رنگ‌تر شدن تلاش‌ها و قابلیت‌های جهانی در مقابله با بحران شده است.

سومین عامل به آنچه از آن به عنوان جغرافیای بحران یاد می‌شود مربوط است. در غالب موارد گفته می‌شود که بخش اعظمی از بدترین فجایع جهان بین مدار رأس‌السرطان و مدار رأس‌الجدی رخ می‌دهد و اتفاقاً این منطقه‌ای است که ضعیف‌ترین کشورها را در خود جای داده است.

چهارمین عامل عبارت است از رابطه بین تهدیدات ناشی از بحران‌های دوران معاصر و خسارات احتمالی ناشی از آن است. حقیقت ساده‌ای که وجود دارد این است که هر چه ملت‌ها بیشتر توسعه پیدا کرده و دارایی‌های بیشتری را گردآوری کنند، تحمل آنها در مقابل زیان و خسارت بیشتر خواهد شد. این بدان معنا است که منطقی و مطلوب بودن اتخاذ هر عملی در قبال کاهش زیان ناشی از بحران را باید از نظر ملاحظات هزینه و منفعت مورد بررسی قرار داد.

با توجه به مطالب ذکر شده اهمیت بحران را شاید بتوان در بهترین حالت، به صورت مدیریت بحران جهانی، ملی و عملی جمع‌بندی کرد.

از نظر جهانی، تا زمانی که نتوان بحران را به بهینه‌ترین شکل ممکن کاهش داده و مدیریت کرد، به پیامدهای غالب خود بر آینده ما ادامه خواهد داد. جهان در حال حاضر با بحران‌های زیست‌محیطی و معیشتی دست به گریبان است. مدیریت بحران را باید به عنوان ابزاری مهم در غلبه بر این بحران‌ها دانست. علاوه بر این، ثبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جهان به طور قابل توجهی به پر کردن شکاف بین کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته بستگی دارد. کاهش و مهار اثرات بحران بر کشورهای در حال توسعه (در زمان حال و آینده) ابزار مهمی در از بین بردن این شکاف به شمار می‌رود. تداوم و ارتقاء امدادرسانی‌ها نیز از جمله عوامل کلیدی است. این کمک‌ها اگر به درستی مورد استفاده قرار گیرند، می‌توانند به برقراری یک پیوند مطلوب بین ملت‌ها منجر شده و بدینوسیله نتایج خوشایند و مفیدی را در بلندمدت ایجاد کنند.



نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
پربحث ترین
آخرین اخبار