ندای ایرانیان

کد خبر: ۵۲۶۶۵
تاریخ انتشار: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۸
در همایش حزب ندای ایرانیان در خراسان رضوی مطرح شد
یک پژوهشگر و جامعه‌شناس گفت: جامعه ایرانی می‌تواند بر شکاف جنسیتی غلبه کند؛ چون شاخص آموزش در کشورمان بالاست.
ندای ایرانیان-یک پژوهشگر و جامعه‌شناس گفت: جامعه ایرانی می‌تواند بر شکاف جنسیتی غلبه کند؛ چون شاخص آموزش در کشورمان بالاست.

 در نشست «تبعیض جنسیتی در حاکمیت و سیاست» که در محل حزب ندای ایرانیان شعبه خراسان رضوی برگزار شد، در تعریف تبعیض جنسیتی اظهار کرد: تبعیض هنگامی رخ می‌دهد که دو گروه فرصت‌های برابر داشته باشند اما یکی از گروه‌ها راه رسیدن  به این فرصت‌ها را برای گروه دیگر مسدود می‌کند. اگرعاملی که نمی‌گذارد که یک گروه به فرصت‌ها دست پیدا کند جنسیت باشد، تبعیض جنسیتی اتفاق می‌افتد. بنابراین هنگامی که مردان راه رسیدن به فرصت ها را برای زنان مسدود کنند با تبعیض جنسیتی روبرو هستیم.

او ادامه داد: معمولا اصلی ترین دلیل تبعیض جنسیتی تصورات قالبی است؛ باورهای ذهنی‌ای که سالیان سال انباشته شده‌اند به صورت باور ذهنی درآمده‌اند و افراد با آن زندگی می‌کنند و گروه مردان به خود این حق را می دهند  که مانع شوند زنان به فرصت‌ها دست پیدا کنند. مدت زیادی نیست که  در جهان قدم‌هایی برای عبور از تبعیض جنسیتی برداشته شده و گام بگام  در این زمینه جلو می رود. کشورهایی که از نظر توسعه سیاسی پیشرفت داشته‌اند هم هنوز دچار این تبعیض جنسیتی هستند. کشورهای اندکی داریم که رئیس جمهور زن داشته باشد، روسای پارلمان‌هایشان زنان باشند و... .

رتبه 139 ایران در شکاف جنسیتی

این جامعه شناس تصریح کرد: بر اساس آمارهایی که توسط مجمع جهانی اقتصاد سازمان ملل و در سال 2016 ارائه شده است رتبه ایران از لحاظ شکاف جنستی در بین 144 کشور 139 بوده است. شکاف جنسیتی در چهار مقوله اقتصاد، سیاست، آموزش و بهداشت بررسی شده است. در آموزش و بهداشت آمار خوبی داریم و تقریبا آمار زنان با مردان برابر هستند؛ آمار شکاف جنسیتی در مقوله بهداشت 971 هزارم  و در آموزش 976 هزارم است. می‌توان گفت به لحاظ آموزشی بین زنان و مردان شکاف جنسیتی در ایران وجود ندارد.

موسوی با اشاره به اینکه«در مشارکت اقتصادی شکاف جنسیتی 357 هزارم بوده است»، یادآور شد: در مشارکت سیاسی هم در پایین جدول هستیم و آمار شکاف جنسیتی 47 هزارم است. هنگامی که آمارهای توسعه به لحاظ  آموزش بالاست انتظار می رود به لحاظ توسعه سیاسی هم آمار بالا باشد اما اینگونه نیست؛ یعنی با حجم زیادی از زنان تحصیل کرده روبرو هستیم که امکان دسترسی به  مدیریت های کشور را ندارند و مجبور هستند به شغل های پایین تر تن دهند.

وی عنوان کرد: آمار دیوان حقوق بشر در سال 2017 می‌گوید که کمتر از 6 درصد کرسی‌های مجلس در ایران در اختیار زنان است. میانگین اشتغال زنان در شمال آفریقا و خاورمیانه 20 درصد است و شمار زنان شاغل در ایران یک چهارم کمتر از آنان است.آمار اشتغال زنان در ایران حدود 15 درصد است یعنی از کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه هم پایین تر است.

این پژوهشگر با بیان اینکه «لازم است قدم های خوبی توسط خود زنان برداشته شود»، گفت:  اگر زنان می‌خواهند در مدیریت نقش داشته باشند باید بلند شوند و تلاش کنند. اینکه تصور کنند دیگران می‌آیند و ازآنها می‌خواهند که مدیریت سیاسی را در اختیار بگیرند، اتفاق نخواهد افتاد.زنان باید خوشان بخواهند، خود را توانمند کنند و برخیزند.

موسوی تصریح کرد: قسمت‌هایی از تبعیض جنسیتی و مخصوصا تبعیض جنسیتی درسیاست و اقتصاد، نوعی خشونت سیاسی هستند زیرا وضع قوانین مرد سالارانه مانع از این می‌شوند که زنان بتوانند موانع را بشکنند. در قانون اساسی ما هیچ محدودیتی برای برعهده گرفتن خیلی از پست‌های سیاسی توسط زنان پیش بینی نشده است،در مورد مجلس خبرگان، شورای نگهبان، ریاست مجلس شورای اسلامی و... بیان نشده  که زنان نمی‌تواند وارد این مجلس شوند. چنین قیدی وجود ندارد فقط در مورد ریاست جمهوری است که  گفته‌اند رجال سیاسی می تواند رئیس جمهور شوند. این بحث هم بیشترعرفی است تا قانونی. هنگامی که فقط 6 درصد کرسی‌های مجلس را در اختیار داریم، نمی توانیم برای پست‌های مهم تر قدم برداریم. راه از نظر قانونی هموار است فقط باید دولتمردان وزنان بخواهند که این کار صورت گیرد.

وی یادآور شد: آقای هشام شرابی  که عرب است و درمورد خاورمیانه می‌نویسد در کتاب پدر سالاری جدید این عقیده را بیان کرده که در خاورمیانه دچار یک طور پدر سالاری جدید هستیم.پدرسالاری  با مرد سالاری فرق دارد پدر سالاری یک مفهوم سیاسی است که به روابط غیر دموکراتیک بین حاکمیت و مردم اشاره دارد. وقتی روابط حاکمیت و مردم غیر دموکراتیک، یک طرفه و به شکل عمودی است با شکلی از  پدر سالاری روبرو هستیم. روابط حاکمان با مردم همچون روابط پدران با فرزندان است و رابطه عمودی، اقتدار و حمایت گری وجود دارد. در نظام پدر سالاری، حاکمیت همچون پدر از مردم می خواهد حمایت کند. این مراقبت به مدد سنت ها اتفاق می افتد. یعنی حاکمیت وقتی از مردم مراقبت می‌کند که بخواهد سنت‌های کهن را حفظ کند، همان باورهای قالبی که منجر به تبعیض های جنسیتی و شکاف جنسیتی می شود. 

این جامعه شناس در خصوص معنای پدر سالاری جدید گفت: آقای شرابی می‌گوید در کشورهای خاورمیانه مدرنیسم وارد شده، زنان تحصیلات دارند و بخشی هم  وارد بازار کار شده‌اند. در این کشورها انتخابات برگزار می‌شود و در حال حرکت به سمت دموکراسی هستند اما این روابط همچنان به شکل عمودی باقی مانده و بین حاکمت و مردم فرم پدر سالاری تغییر نکرده و روابط دموکراتبک کاملا اتفاق نیافتاده است، حمایت‌گری از سنت ها نقش اساسی دارد، در این کشورها  مدرنیسیم همچون یک لایه ظاهری است. در مراسم مرگ، ازدواج و... جدال سنت و مدرنیسم وجود دارد و نهایتا سنت برنده می‌شود. ما هر چه بخواهیم از سنت‌ها فرار کنیم اما ناگزیر به انجام آنها هستیم.همین ناگریزی در ساختارهای سیاسی هم وجود دارد. 

کار خانگی پایه اولیه پدر سالاری

موسوی بیان کرد: سیلویا والبی که بسیار روی پدر سالاری کرده در خصوص کار خانگی می گوید پایه اولیه پدر سالاری از طریق کار خانگی است؛ یعنی مبنای پدر سالاری مبتنی بر کار خانگی بدون دستمزد زنان است.پدر سالاری به دلیل مراقبت از زنان آنها را محدود می‌کند که در خانه باشند و به تربیت بچه‌ها بپردازند. وقتی زنان به خانه نشستن اختصاص پیدا می کنند در حال تربیت نیروی کار آینده هستند در حالی که از این موضوع چیزی عایدشان نمی شود وهنگامی که می خواهند به بازار کار برگردند یا دیر شده و افراد دیگری جای آنها را گرفته است یا تخصص لازم را برای ورود به شغلی کسب نکرده‌اند. در نتیجه روند شکاف جنسیتی مرتب بازتولید می شود. مردان به عنوان نیروی کار اصلی و زن ها به عنوان نیروی کار ثانویه، غیرلازم و فرعی قلمداد می شوند. کار خانگی بدون مزد زنان را فقیرتر می کند، آنها نمی تواند شغلی داشته باشند واگر شغلی دارند نمی‌توانند به مدیریت شغلی دست پیدا کند بنابراین ریاست شرکت‌ها و کارخانه‌های بزرگ بر عهده مردان قرار می گیرد.

وی ادامه داد: زنان حتی نمی‌توانند در تولید فرهنگ نقش اساسی داشته باشند زیرا به کار خانگی اختصاص پیدا کرده‌اند؛ سینماگران بزرگ جهان و تولید کنندگان فرهنگ بازهم مردان هستند اغلب نویسندگان بزرگ زن پس از چهل سالگی و بزرگ کردن بچه‌ها به کار نویسندگی پرداخته‌اند در حالی که آقایان از سنین کم‌تر کار خود را آغاز کرده‌اند. بنایراین فقط بحث، این نیست که زنان به خودباوری نرسیده‌اند بلکه ساختارها هم خیلی برای زنان آماده نسیت.

جامعه ایرانی می‌تواند بر شکاف جنسیتی غلبه کند

این پژوهشگر گفت: نتیجه ساختار پدر سالارانه که مبتنی بر حفظ سنت‌هایی است که مرد را ارجح می‌داند و به تبعیض جنسیتی  قائل و حافظ آن است و به شدت از آنها به کمک پول، قدرت و قوانین، مراقبت می‌کند، این شده که وضعیت زنان به اینجا برسد. با وجود این شرایط جامعه ایرانی این ظرفیت را دارد که بر شکاف‌های جنسیتی غلبه کند زیرا زن‌ها از لحاظ آموزشی خیلی پیشرو هستند. اگر زنان از رخوت و ناامیدی که دچارش شده‌اند فاصله بگیرند می توانند ساختارها را وادار به عقب نشینی کنند.

موسوی خاطر نشان کرد: اینکه در خانواده، بچه ها مسئولیت کار خود را قبول نمی کنند و مسئولیت بر عهده پدر و مادرها افتاده حاصل پدرسالاری سیاسی است و اینکه بیکاری وجود دارد. عقیده من این است که در جامعه ایرانی با فرزند سالاری خیلی فاصله داریم. ریشه های کهن ما متاسفانه مبتنی بر فرزندکشی است. در تراژدی‌های شاهنامه همیشه پسرها بدست پدرها یا نظام سیاسی کشته می شوند سهراب، سیاوش، ایرج  و...  از جمله این افراد هستند. این ساختار هنوز هم وجود دارد. خداکند روزی سالار بودن فرزندان برسد. آن زمان زمانی است که به سمت دموکراسی می‌رویم اما هنوز سالاریت پدران وجود دارد که مانع اصلی دموکراسی در ایران است. کهن‌الگوی ایرانی مبتنی بر قدرت داشتن پدر و قدرت نداشتن فرزند است.

وی با اشاره به اینکه «کهن اگوها در زندگی ما بسیار قدرت دارند»، گفت: اگر روزی برسد که فرزندان سالاری کنند حتی در خانواده به معنای این است که داریم از سنت‌ها فاصله می گیریم و به دموکراسی می رسیم.
منبع: ایسنا
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
پربحث ترین
آخرین اخبار