ندای ایرانیان

کد خبر: ۵۳۰۲۵
تاریخ انتشار: ۱۲ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۸
فریده محمدی سرپیری*

از جمله شاخصه های اصلی دولت های مدرن، ظهور احزاب سیاسی است و از این واقعیت گریزی نیست که تکامل و پیشرفت دموکراسی در جوامع به تکامل احزاب بستگی دارد . تشکیل احزاب رابطه مستقیمی با استقلال و آزادی در جوامع سیاسی دارد به میزانی که آزادی سیاسی وجود داشته باشد به همان میزان تمایل اشخاص به برپایی تجمعات و گردهمایی هایی با هدف تأمین مصالح مشترک افزایش می یابد. احزاب سیاسی نیرومند و کارآمد و سازماندهی شده قبل از هر چیزی به وجود جامعه مدنی توسعه یافته و توانا نیازمندند. احزاب سیاسی نماینده ملت ها برای رسیدن به خواسته هایشان هستند و به عنوان جزئی از کل ملت در پیکار برای اعمال نفوذ و به دست گرفتن قدرت خود را نماینده ملت اعلام می کنند و افرادی که دارای دیدگاه های مشترک هستند را گرد هم می آورند که برای تحقق این امر بایستی روابط حزب و مردم با اعتماد و همدلی همراه باشد تا بتوانند دوشادوش یکدیگر در جهت رسیدن به آرمان های مقدس خویش و در نهایت پیشرفت جوامع بشری گام بردارند زیرا حزب با اجتماع معنا می یابد. سالهای زیادی گذشت تا جوامع به این باور رسیدند که برای رسیدن به مطالبات خویش و اعمال نفوذ در مسائل حکومتی باید به احزاب سیاسی اعتماد کنند زیرا غالباً مردم احزاب را بیگانه تصور می کردند و جز در دوره هایی خاص معمولا همین نگرش در جوامع و میان مردم حاکم بوده است. با این همه، همچنان و در طول تاریخ احزاب سیاسی موجودیت داشته و دارند و در جهت جلب اعتماد مردم و نشان دادن نیت نیک خویش تلاش نموده اند تا اکنون که این تلاش ها به ثمر نشسته و جامعه این مهم را پذیرفته است که اگرچه احزاب در جهت به قدرت رساندن یک نگرش خاص سیاسی گام بر می دارند ولیکن نتیجه اصلی آن پیشرفت و توسعه جوامع بشری است . البته باید بدین نکته توجه شود که فعالیت های یک حزب تنها محدود به زمان انتخابات و به قدرت رساندن یک نگرش خاص سیاسی نمی باشد و باید در همه زمان ها و با وقوع هر رویدادی در جوامع، احزاب نقش خود را در به عنوان راهنما و واسطه ای قوی میان مردم و دولت ها ایفا نموده و در جهت رساندن جامعه به حقوق حقه خویش تلاش نمایند و وظیفه خطیر خود را که به سرمنزل مقصود رساندن جامعه بشری است را به نحو احسن ایفا نماید. غالباً در کشوری که دموکراسی و آزادی حاکم باشد و در جامعه بیدار ، ممکن است مردم برای رسیدن به بخشی ازمطالبات خویش به تجمعات و اعتراضات مسالمت آمیز هم دست زنند که در این میان مطمئناً اشخاصی ظهور خواهند کرد که در سایه این آرمان و اهداف متعالی توده مردم به دنبال نیل به قصدسوء خویش میباشند و سعی می کنند این اجتماعات را به سمت وسوی دلخواه خویش بکشانند ونظم وامنیت واتحاد ملی را در معرض خطر قراردهند. اینجاست که نیاز به وجود احزاب و مدیریت این اتفاقات خودنمایی می کند. احزاب نباید به شرایط جامعه و اتفاقات بی تفاوت باشند البته این بدان معنا نیست که به جمع تجمع کنندگان بپبوندند یا شرایط را متشنج نمایند بلکه بایستی از حوزه منفعل و امن خویش بیرون آمده ، با تدبیر این جریان را هدایت و مدیریت نمایند، مردم را به صلح و آرامش دعوت نمایند و از طریق قانونی و مسالمت آمیز برای اهداف جامعه تلاش کنند. با تبادل نظر و برگزاری جلسات راه حل مناسب را بیابند. احزاب سیاسی را باید فراتر از یک تشکل تشکیلاتی، تبلیغاتی در زمان انتخابات تعریف نمود چرا که اگر در تعریف حقیقی حزب هم دقیق تر شویم همین معنا را در می یابیم. بایستی یک حزب در همه حال هشیار و آگاه باشد تا بتواند در مواقع لزوم اقدامات لازم را ترتیب دهد. در اینجاست که از نوع نگاه احزاب به فعالیت های حزبی صحبت به میان می آید. غالباً زمانی که صحبت از یک حزب سیاسی به میان می آید ابتدائاً فعالیت سیاسی صرف در این احزاب جلوه می نماید حال اینکه باید به این امر توجه نماییم که سیاست بسیار متاثر از نوع فرهنگ و اجتماع حاکم در آن کشور است . یک حزب سیاسی برای پیشبرد اهدافش بایستی بتواند در عمق فرهنگ و اجتماع خویش نفوذ کند چراکه حزب از جمع مردم تشکیل می شود و غالباً در جهت پیشرفت و رفاه اجتماعی است که بر مسند قدرت تکیه می زند. زمانی که یک حزب فرهنگ و اجتماع را به خوبی درک نکند و با دغدغه های مردم آشنا نشود پیشرفت قابل ملاحظه ای هم مشاهده نخواهد کرد. حتی می توان اینگونه بیان نمود که چه بسا آن حزب سیاسی به قدرت هم برسد ولیکن دوام نخواهد داشت و پس از مدتی رو به افول می گذارد و اگر باقی هم بماند همراهی و مقبولیت مردم و اجتماع را از دست خواهد داد و البته که همگان میدانند حزب سیاسی بدون خاستگاه و مقبولیت نزد مردم دیگر جایگاهی ندارد . باید این احزاب علاوه بر فعالیت سیاسی به فعالیت ها و برنامه های فرهنگی، اجتماعی هم بپردازد. با اینهمه به این مهم توجه نماییم که نباید فعالیت و برنامه های فرهنگی، اجتماعی گوی سبقت از فعالیت سیاسی برباید یا جایگزین آن شود. به نحوی عمل شود که برای مثال اگر حزب را یک مثلث تصور نماییم، در رأس آن حزب سیاست و نگاه سیاسی مورد توجه باشد و دو رأس دیگر آن، یعنی نگاه فرهنگی و اجتماعی می باشد و در مواقعی که بحث ارجح بودن مطرح باشد نگاه سیاسی بر آن دو ترجیح دارد. در واقع این نگاه، یک نگاه بینابین است با برتری نگاه سیاسی در مواردی که بحث ارجح بودن مطرح باشد. بدین معنا که یک حزب باید برای دوام و بقا و مقبولیت خویش به فعالیت و برنامه هایی سیاسی، فرهنگی، اجتماعی بپردازد. کار گروه های مختلف علمی ،آموزشی، فرهنگی واجتماعی تشکیل دهد، جلسات منظمی برگزار کند و به بررسی و تجزیه و تحلیل مسائل و رخداد های روز بپردازد و راه حل هایی برای خروج از شرایط بحرانی ارائه دهد و این نتایج را به مقامات عالی حکومتی نیز منتقل کنند وهمچنین راهنمای عموم جامعه در شرایط بحرانی باشد اینگونه که سیل عظیم مردم را به سمت وسوی صحیح و مناسبی بکشاند واز سوءاستفاده عوامل و عناصر فرصت طلب جلوگیری نماید. اینگونه نقش و رسالت خود را به عنوان واسطه، نماینده وراهنمای یک جامعه ایفا کرده است. همچنین این امر سبب محکم ترشدن پیوند حزب و اجتماع می شود و در نهایت حکومت ، احزاب و مردم دوشادوش یکدیگر در جهت تحقق آرمان ها و اهداف والایشان گام خواهند برداشت.

پس در نتیجه ، در بحث عملکرد احزاب از لحاظ تک بعدی یا چند بعدی بودن نگاهی بینابین، نگاهی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی لازم است.

*عضو حزب ندای ایرانیان

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
آخرین اخبار