ندای ایرانیان

کد خبر: ۵۳۰۹۱
تاریخ انتشار: ۲۷ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۶:۴۰
شهریار کیهان تشریح کرد
شهریار کیهان با اشاره به انسجام ملی در بحران ها اظهار کرد: من فکر می‌کنم مردم ایران در شرایط بحرانی ناشی از تحریم یا وقوع یک درگیری منطقه ای و به ویژه در برابر تهدید حمله خارجی متحد می‌شوند.
شهریار کیهان با اشاره به انسجام ملی در بحران ها اظهار کرد: من فکر می‌کنم مردم ایران در شرایط بحرانی ناشی از تحریم یا وقوع یک درگیری منطقه ای و به ویژه در برابر تهدید حمله خارجی متحد می‌شوند.

این فعال سیاسی اصلاح طلب در گفت و گو با ندای ایرانیان افزود: وقتی فشار اقتصادی بر گرده مردم سنگینی می‌کند و نواسانات و التهابات ارز هم به احساس عدم امنیت اقتصادی دامن می‌زند. صحبت کردن از انسجام ملی بدون تفکیک امور کاری است عبث. متاسفانه آمار اجتماعی موثقی هم نداریم - یا دست کم من از آن اطلاع ندارم - که بشود بر آن اساس به مقوله انسجام ملی ورود کرد.

این عضو حزب ندای ایرانیان گفت: با وجود همه تفاوتهای قومیتی (که البته جزئی از ماهیت تاریخی ابران است) در دفاع مقدس دیدیم که همه مردم از کرد و لر و فارس و بلوچ و ترکمن و ترک و گیلک رهسپار خوزستان شدند و در کنار برادران عرب و فارس از مرزهای کشور دفاع کردند. به همین جهت اگر انسجام ملی را در شرایط بروز بحران می‌خواهید ارزیابی کنید، شخصاً فکر می‌کنم انسجام ملی برای مقابله و گذر از بحران وجود دارد و باید به این انسجام تکیه کرد و از گردنه بحران گذشت. اما این سخن هرگز به این معنی نبست که در شرایط عادی مثل الان، بگوئیم که اجماع ملی بر سر مسائل اساسی کشور مثل مسائل اقتصادی و معیشتی یا مسایل سیاسی، اعم از داخلی یا بین المللی وجود دارد.

وی افزود: متاسفانه با این که هنوز یک‌سال از انتخابات ریاست جمهوری سپری نشده مردم با هر سلیقه سیاسی و هر دیدگاهی، اتفاق نظر کمتری در مورد راه حل ها، نسبت به سال گذشته دارند.
 
کیهان خاطرنشان کرد: صادفانه فکر می‌کنم سهم زیادی از این اغتشاش فکری که در جامعه با آن مواجه هستیم ناشی از سیاسی بازی احزاب است و جریانهاست.  تاکید می‌کنم من به آمار جامعه شناسانه از ایران دسترسی ندارم و صرفا حدس و گمان خود را از مشاهداتم با شما در میان می‌گذارم اما برخی احزاب و جناحهای سیاسی دیگر مرز درست و غلط را هم انگار قبول ندارند.

وی در پاسخ به این سوال که وضعیت احزاب و جریانات داخلی را در ایجاد این انسجام چطور می بینید؟ گفت:صادفانه فکر می‌کنم سهم زیادی از این اغتشاش فکری که در جامعه با آن مواجه هستیم، ناشی از سیاسی بازی احزاب و جریانها است. باز هم تاکید می‌کنم من به آمار جامعه شناسانه از ایران دسترسی ندارم و صرفاً حدس و گمان خود را از مشاهداتم با شما در میان می‌گذارم، احزاب و جناحهای سیاسی دیگر مرز درست و غلط را هم انگار قبول ندارند. اجازه بدهید انتقاد را از خودمان شروع کنم، وضعیت ارز در کشور ما شاهد روشنی است که بانک مرکزی و ستاد اقصادی دولت در مدیریت بازار ارز ضعیف عمل کرده‌است. موضوع نرخ برابری یا صرف افت ارزش پول ملی نیست. سقوط ارزش ریال در یک بازه کوتاه آن هم در بازاری که عرضه کننده عمده و مصرف کننده بزرگ ارز خود دولت است جز سیاست گذاری غلط و ضعف مدیریت چه معنایی دارد؟ در چنین شرایطی برخی دوستان ما به سراغ تئوری توطئه و دست‌های پشت پرده رفته اند. البته حتماً هستند کسانی در داخل و خارج کشور که از این وضعیت سود می‌برند ولی این‌که مشکل بی‌کفایتی مدیران خود را گردن رقبای سیاسی یا دشمن بیاندازیم، کوته بینانه است.

کیهان ادامه داد: ببینید جریان سیاسی رقیب داخلی ما در مورد برجام می‌گوید تیم مذاکره کننده، فقط دیکته غربی‌ها را نوشته‌است. این کجا هم راستای منافع ملی است؟ می شود به برجام انتقاد کرد یا این‌که برجام را اصلا قبول نداشت، چه ضرورتی دارد که دستگاه دیپلماسی کشور را به دروغ تضعیف کنیم. این‌ها سیاسی بازی است. مردم هم خوب این سیاسی بازی ها را می فهمند و این گونه رفتارها و موضع‌گیری‌هاست که اعتماد مردم را سلب می‌کند.

این فعال سیاسی در ادامه با اشاره به انسجام داخلی در مواجهه با مشکلات خارجی گفت: متاسفانه باید بگویم چندگانگی شدیدی بین جریان های سیاسی وجود دارد. قبلا اشاره کردم که در مواجهه با تهدید خارجی مردم ایران بصورت تاریخی از کیان و شرف ملی خود دفاع می‌کنند و در برابر متجاوز یکپارچه می‌ایستند. اما امروز جریان‌های سیاسی داخل، منافع ملی را چه در سطح منطقه و چه در سطح جهانی، مستمسک منافع کوتاه مدت داخلی خود قرار داده‌اند. واقعا خون باید گریست به حال کشوری که سیاست‌مدارانش که چنین بی‌محابا چوب تاراج به منافع ملی می‌زدند. سیاست خارجه جای کشمکش جریان‌های دخالی نیست. ما امروز می‌بینینم برخی از جریان‌های سیاسی کمر به تضعیف دستگاه دیپلماسی بسته‌اند و برخی در جریان مقابل حرفهایی می‌زنند که مستقیم یا غیرمستقیم به قدرت بازدارندگی ایران ضربه وارد می‌کند، مساله نگران کننده اینجاست که نه این ضربه و نه آن تضعیف هیچ کدام از سر داشتن یک استراتژی روشن نیست بلکه صرفا معطوف است به سنگین‌تر کردن قدرت خود در برابر طرف مقابل، در معادلات زودگذر رقابت‌های جناحی داخلی. وگرنه بحث در خصوص تاکتیک‌ها و استراتژی‌ها بسیار هم سازنده است.

مشاور دبیرکل حزب ندای ایرانیان در مورد اقدامات ترامپ در برابر ایران گفت: من به شخصه فکر می‌کنم با ترامپ نمی‌شود گفتگو کرد مگر آن‌که اول قدرت خود را در عمل به او اثبات کرده‌باشید. به عبارت دیگر در بازی ترامپ کسی که اول کوتاه بیاید بازنده‌است. این رویکردی است که جای بحث دارد و می‌شود در موردش صحبت کرد؛ حالا اگر بیایم و پشت شعار عزت سنگر بگیریم و مدام از رویارویی نظامی حرف بزنم به جهت تخریب جناح مقابل که دستگاه دیپلماسی را اداره می‌کند دیگر جایی برای بحث و نقد باقی نمی‌ماند و بدتر از آن تضعیف دستگاه دیپلماسی خیانت است به کشور! همچنین اگر از آن طرف بگویم هر اقدامی توان دفاعی ما را در عمل نشان بدهد می‌شود بالابردن تنش و این یعنی شروع جنگ؛ بعد هم پشت ژست گفتگو پنهان شوم و عجولانه بگویم باید تا دیر نشده در مورد توان دفاعی مشروع خودمان هم مذاکره کنیم (آن هم وقتی که حق دفاع مشروع با سلاح‌های متعارف در نظام روابط بین‌الملل به رسمیت شناخته است)، شما چه نامی به این رفتار می‌دهید؟ آیا واقعا چنین موضعی را در جهت تقویت منافع ملی ارزیابی می‌کنید؟ آیا در گفتگو با چنین موضعی باز است؟

کیهان ادامه داد: امروز مشکل انسجام داخلی ما، رقابت‌های سیاسی چپ و راست است. اشتباه نشود قصدم این نیست که بگویم رقابت نکنیم یا اختلاف دیدگاه نداشته باشیم. هرگز!
حتی  در سطح استراتژی هم می‌توان اختلاف دیدگاه داشت و این خبر خوبی است. آنچه دارم نسبت به آن هشدار می‌دهم: نگاه به منافع ملی از پشت عینک رقابت سیاسی است این که ما منافع ملی را براساس منافع سیاسی خود توضیح بدهیم اشتباهی مهلک و جبران ناپذیر است..


این کارشناس مسائل سیاست خارجی در مورد سهم ایران از سوریه بعد از داعش گفت: سوال خوبی است که این روزها زیاد هم شنیده می شود. اما این سوال دو فرض نادرست را هم به مخاطب القا می‌کند. اول این که ما برای سهم خواهی وارد معادلات سوریه شدیم و دوم هم اینکه کار در سوریه تمام شده است. حضور ایران در سوریه به درخواست دولت قانونی سوریه بوده‌است و این حضور را باید در چارچوب منافع استراتژیک سیاست خارجی ایران فهمید. این که کشوری وارد منازعات داخلی کشوری دیگر شود، به یک طرف منازعه کمک کند و بعد سهمی از آن کشور بگیرد شباهت بسیار به دکترین استعمار دارد. ایران اگر به دعوت دولت سوریه پاسخ داد بخاطر منافع ملی ایران بود.

کیهان در ادامه افزود: هزینه شکسته شدن محور مقاومت در معادلات ناپایدار امروز خاور میانه به مراتب بیشتراز هزینه حفظ محور مقاومت بود. شما امروز اتحاد شوم سعودی اسرائیلی را در منطقه می بینید. حالا تصور کنید اول سوریه بعد هم لبنان به این جبهه می پیوستند. چه اتفاقی می افتاد؟ به جز اینکه اسرائیل با خیال آسوده نیروگاه بوشهر را بمباران می‌کرد (همان کاری که با عراق در دوره صدام کرد و همین چند سال پیش با سوریه انجام داد). فکر می‌ کنید اگر سوریه و لبنان به جبهه عربستان می پیوستند نباید امروز در مورد جزایر سه گانه به مذاکره می‌نشستیم؟ تا شاید حق حاکمیت ما را بر خاک خودمان به رسمیت بشناسند یا نشناسند؟ ورود ایران به جبهه سوریه دلایل استراتژیک دارد نه دلایل استعماری.

وی افزود: نکته دوم این است که بسیاری فکر می کنند با شکست داعش کار در سوریه تمام شده است. این هم نگاه غلطی است، فراموش  نکنیم قبل از ظهور داعش سوریه مشکل داخلی وجود داشت. اگر داعش توانست در سوریه خلافت کند فقط به دلیل حمایت مالی و تسلحاتی خارجی ها نبود، بخشی از مردم سوریه که تعدادشان هم کم نبود با دولت اسد مشکل داشتند. این مشکل هنوز حل نشده. فراموش نکنیم تخمین می زنند نیم میلیون نفر از مردم سوریه در این جنگ کشته شده‌اند (ثبت آمار رسمی متوقف شده آخرین آمار سازمان ملل مربوط به ۲۳ آوریل ۲۰۱۶ است و تعداد کشتگان را ۴۰۰ هزار نفر می‌داند). تعداد آوارگان سر به شش میلیون و نیم می زند. کشور به کلی ویران شده. فکر می کنید همین که داعش رفت و دولت سوریه سرتگون نشد کار تمام است؟ به هیچ وجه. امروز سوریه مردمی چندپاره دارد که روح و روانشان از جنگ آزرده شده. اگر ما که در این درگیری ها نقش داشتیم، سوریه را رها کنیم یا بدتر برویم دنبال سهم خواهی می دانید چه نفرتی از ایران در سوریه به یادگار می گذاریم؟!
 
این فعال سیاسی اصلاح طلب افزود: اول این‌که ایران هرگز جنگ طلب نبوده و نیست و با تحربه ۸ سال جنگ تحمیلی بخوبی می‌داند که هیچ خیری در جنگ نیست و فقط در شرایط دفاع باید به این شر لازم تن داد. نکته دوم این‌که ایران هیچ نقشی در بالاگرفتن درگیری ها در سوریه نداشت، این تصمیم دولت سوریه بود. ورود ایران به مقوله سوریه هم دو دلیل عمده داشت یکی اینکه اطلاعات موثقی وجود داشت که گروههای تروریستی زیر اسم بهار عربی و ارتش آزاد در حال قدرت گرفتن هستند، موضوعی که مستقیماً امنیت داخلی ایران را تهدید می‌کرد و دیگری ضرورت حفظ محور مقاومت بود. به اینها باید این واقعیت را اضافه کرد که ایران همواره بر این موضوع تاکید داشته که بحران سوریه راه‌حل نظامی ندارد و این طرفهای دیگر بودند که با سودای سرنگون کردن دولت اسد، مخالفان را تا بن دندان مسلح کردند و نهایتاً هم داعش اعلام خلافت کرد و این فاجعه بزرگ انسانی در سوریه اتفاق افتاد. فاجعه ای که وجدان هر انسانی را به‌درد می‌آورد. در میانه چنین فاجعه‌ای، به دلایلی که گفتم ایران به درخواست کمک دولت سوریه جواب مثبت داد.

او افزود: ببینید در دنیای امروز هر کشوری متحدانی دارد. پیمانهای استرتژیک و دفاعی بین دولتها هم به این سبب تقویت این اتحادها وجود دارد. مثلاً به ناتو نگاه کنید همه کشورهای عضو سهمی از درآمد ناخالص داخلی خود را به ناتو می‌پردازند تا در برابر تهدیدات احتمالی از همه اعضا دفاع کند. حالا ما اتحادی مثل ناتو نداریم ولی پیمان‌های استرتژیک دو یا چندجانبه داریم که تقریباً مشابه عمل می‌کند. چنین پیمانهایی درست مثل داشتن سلاح‌های سنگین هزینه را برای حمله دشمن بالا می‌برد و اصطلاحاً خاصیت بازدارنده دارد. یعنی همان‌طور که کشورها در زمان صلح همواره سهمی از بودجه خود را صرف نیروی دفاعی خود می‌کنند، سهمی از بودجه را نیز برای تقویت اتحادهای استراتژیک تخصیص می‌دهم.

این کارشناس سیاسی خارجی عنوان کرد: تا جایی که من اطلاع دارم سهمی که از تولید ناخالص داخلی ایران به این‌گونه موارد مثل کمک به سوریه اختصاص دارد نه فقط از نظر مقدار مطلق بودجه که حتی در مقایسه درصدی هم به مراتب کمتر از سهمی است که سایر کشورهای منطقه هزینه می‌کنند.به علاوه هزینه صرف شده در این بخش به قدری کوچک است که با اندکی افزایش بهره‌وری اقتصادی و بهبود عملکرد مدیریتی می‌توان جبرانش کرد.

وی اظهار کرد: متوجه هستم که این جواب همچنان برای بسیاری قانع کننده نیست و فکر می‌کنند بهتر بود هیچ هزینه‌ای صرف توان نظامی یا مصروف اسلحه و پیمان دفاعی یا استراتژیک نمی‌شد! باید اذعان کنم که البته این آرزویی است شرافتمندانه‌؛ اما متاسفانه در دنیای امروز بین الملل، امکان تحقق ندارد یا ساده‌تر بگویم: واقع بینانه نیست. به همین منظور هم از منظر دیگری دوباره به همین سوال شما پاسخ می‌دهم.

کیهان یادآور شد: شما به عنوام یک فرد دارایی خود را بیمه می‌کنید. یعنی یک بخشی از درآمد خود را می‌دهید تا درصورت بروز بیماری یا در حوادث غیرمترقبه شرکت بیمه هزینه درمان یا خسارات ناشی از مثلا آتش سوزی یا سرقت را جبران کند. اتحادهای استراتژیک مشابه همین نقش را در صحنه ببن الملل بازی می‌کنند. در ۸ سال جنگ تحمیلی خسارات جانی و مالی زیادی به کشور وارد شد. خاتواده‌های بسیاری داغ فرزند دیدند و کودکان زیادی پدر یا مادر خود را از دست دادند. خانواده شهدا، جانبازان، آزادگان و رزمندگان هنوز هم با تبعات جنگ دست و پنجه نرم می‌کنند. بازسازی زیرساخت‌ها از جاده گرفته تا پالایشگاه و بیمارستان نیز هزینه سنگینی به مردم ما تحمیل کرد. بالابردن قدرت بازدارندگی با تکیه بر اتحادهای استراتژیک از یک سو شانس دست درازی دشمن را کاهش می‌دهد و از سوی دیگر شما متحدانی دارید که در صورت تهاجم دشمت و در دوران دفاع به شما کمک خواهند کرد.

شهریار کیهان در پایان خاطرنشان کرد: حالا در برابر این هزینه استراتژیک یک همبستگی متقابل ( interdependency ) بین کشورهای عضو پیمان بوجود می‌آورد که این امر فرصت تبادلات اقتصادی و رشد را هم با خود به ارمغان می‌آورد. همه ما دیدیم که هم بعد از سقوط طالبان و هم بعد از سقوط صدام، روابط اقتصادی ایران با افغانستان و عراق فرصت صادراتی بسیار مناسبی برای تولید‌کنندگان و تجار ایرانی فراهم آورد. بویژه در عراق که ما شاهد صدرات خدمات پیمانکاری و مهندسی هم بودیم. به بیان دیگر زمینه‌سازی برای همکاریهای مشترک اقتصادی مزیت جانبی ورود به اتحادهای استراتژیک است. این درست که در شرایط جنگ سوریه ما باید هزینه بیشتری پرداخت کنیم اما این هزینه هم از طریق حفظ متحد استرتژیک باعث افزایش قدرت بازدارندگی ما می‌شود و هم در درازمدت راه را برای همکاری اقتصادی هموار می‌کند. بنابراین آنچه ما برای بازسازی سوریه و کمک به مردم جنگ‌زده سوریه هزینه کنیم علاوه این‌که کاری است بشردوستانه در حق مردمی که جنگ خانمان و زندگیشان را ویران کرده‌است، تبعات اقتصادی مثبتی هم برای اقتصاد ملی و به تبع آن وضع معیشتی مردم به دنبال خواهد داشت.
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
آخرین اخبار