ندای ایرانیان

کد خبر: ۵۳۱۴۰
تاریخ انتشار: ۰۸ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۱۲:۰۴
سجاد سالک:
سجاد سالک در نشست هم اندیشی روسای مجامع سازمان های مردم نهاد سراسر کشور و جوانان احزاب و تشکل ها از دولت به خاطر کم توجهی به جوان‌گرایی انتقاد کرد.
 
سجاد سالک در نشست هم اندیشی روسای مجامع سازمان های مردم نهاد سراسر کشور و جوانان احزاب و تشکل ها از دولت به خاطر کم توجهی به جوان‌گرایی انتقاد کرد.

به گزارش پایگاه خبری ندای ایرانیان، متن کامل سخنان او در این نشست در ادامه آمده است:

 
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را 
 نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را

خدمت همه حضار محترم، مسئولان و مهمانان محترم و همنسلان خودم سلام عرض می کنم و فرارسیدن روز جوان را خدمت همه مسئولان، مدیران شیفته خدمت، بازنشستگان همیشه در صحنه و مقامات کهنسالی که دل جوان دارند و شوق کار و تلاش نمی گذارد میدان را برای جوانان واقعی خالی کنند تبریک می گویم.

آقای جهانگیری من امروز به عنوان یک نماینده دهه شصتی اینجا صحبت می کنم. من نماینده نسلی هستم که زندگیمان همواره آمیخته با بحران بود. هروقت خواستیم حرفی بزنیم، مقطع حساس کنونی بود. هروقت انتقاد داشتیم می شنیدیم هیس! در این مقطع حساس کنونی بهتر است سکوت کنید!

ما در بحبوحه جنگ تحمیلی به دنیا آمدیم. والدین ما برای تامین نیازهای اولیه مان کوپن به دست، ساعتها در صف می ایستادند. وقتی که قرار بود در خردسالی کنار همنسالنمان مشغول بازی و خنده باشیم، با صدای آژیر قرمز، هراسان به پناهگاه می رفتیم. وقتی نوبت تحصیلمان فرا رسید با مدارس سه شیفته و حتی چهار شیفته مواجه شدیم.
 در مقطع متوسطه به یک نمونه آزمایشگاهی برای آزمون و خطا تبدیل شدیم. تا سال ها یکی از مدارک هویتی ما هنگام معرفی این بود که نظام قدیم هستیم یا نظام جدید. سالی  - واحدی هستیم یا ترمی –واحدی.
موعد کنکور که فرارسید شدیم بیشترین داوطلبان شرکت در آزمون سراسری. مسئولان همیشه در صحنه هم گام به گام دنبالمان بودند تا جدید ترین طرح و ایده ها را روی ما پیاده سازی کنند. از وضع تهیه مسکن و مهمتر از همه اشتغال این نسل چه بگویم هم که بهتر از من آگاهید.... بیکاری، بیکاری امان از بیکاری!

من نماینده نسلی هستم که برای مدیران کشور همواره یک مساله بودیم، تفریحات ما مساله بود، پوشش ما مساله بود، تحصیل ما مساله بود، اشتغال ما مساله بود، ارتباطات ما مساله بود، تکنولوژی های محبوب ما مساله بود، از هر نرم افزاری استقبال می کردیم، توطئه استکبار از آّب در می آمد. دیدیم نسل شما نمی تواند مشکل ترافیک را حل کند. گشتیم نرم افزار مسیریابی پیدا کردیم که بهترین مسیرها را نشانمان دهد. رویم به دیوار... آن هم که صهیونیستی از آب در آمد و ممنوع اعلام شد!
حاصلم درد دل است از دل بی حاصل خویش
به که گویم من دلسوخته درد دل خویش؟

اما این نسل یک ویژگی دارد که ناامید نمی شود. هرچه مانع جلوی رویش گذاشته می شود میدان را خالی نمی کند. هرچه فیلتر می شود، پارازیت انداخته شود، هرچه مسدود می شود، محدود می شود، زندانی می شود، این نسل، ناامید نمی شود و کار خودش را پیش می برد...  ما اساسا شدیم قهرمان پرش از روی مانع.
راستی گفتم زندانی.... جفا است اگر یاد نکنم از دو جوان و دونفر از همنسلانمان که حتما آنها را می شناسید و سال گذشته برای پیروزی دولت تدبیر و امید هر دو سنگ تمام گذاشتند. اولی امیرشهلا منتخب مردم مشهد در شورای شهر و دومی محمدرضا جلایی پور که اگر امروز زندان نبوند حتما اینجا حضور داشتند. امید که شاهد آزادی هرچه سریعتر هردونفرشان باشیم.

اما می خواهم یکسال به عقب برگردم. امروز هشت اردیبهشت ماه است.
آقای جهانگیری، یادتان می آید سال گذشته در چنین روزی چه اتفاقی افتاد؟ امروز سالگرد اولین مناظره انتخاباتی شما در صدا وسیما است. سال گذشته چنین روزی همه ایران شور و انرژی و امید بود و اکنون پس از یکسال و آن همه تکاپو..... بگذریم!
نمی دانم این چه حسن تصادفی است که همزمان با سالگرد مناظره پارسال، امروز توفیق سخن گفتن در حضور شما را دارم اما این را به فال نیک میگیرم.
سال گذشته، سال شما بود. الحق که خوب درخشیدید، تحسین پیر و جوان را به دست آوردید. به هفت استان سفر کردید و همه جا تشویق شدید. اما از میان همه مباحث انتخاباتی، یک عبارت شما مثل توپ صدا کرد و ماندگار شد. یادتان می آید؟؟؟
در جایی از مناظره گفتید: آقای قالیباف به خودتان بیایید. این به خودتان بیایید گفتنتان، در مناظره گل کرد و هنوز هم در فضای سیاسی زنده است.
امروز من در سالگرد اولین مناظره انتخاباتیتان می خواهم بگویم: آقای جهانگیری 5 سال از عمر دولت گذشت، با عرض پوزش، به خودتان بیایید.


آقای معاون اول
5سال است که می گوییم به جوانان بها دهید، 5 سال است که می گوییم اگر می خواهید اقتصاد کشور تکان بخورد از ایده های نسل جدید استفاده کنید، 5 سال است که می گوییم در دولت خانه تکانی کنید، 5 سال است که می گوییم از ظرفیت و توان و پتانسیل بالای جوانان تحصیلکرده، شایسته و معتقد به اهداف دولت استفاده کنید.
خلاصه اش کنم: مدت ها است که می گوییم این بازنشستگان و سالمندان عزیز چسبیده به میز و صندلی را محترمانه کنار بگذارید و اجازه دهید خونی تازه در رگ های دولت به جریان بیفتد. الحمدالله همه دولتمردان هم با این نکته موافقند. فقط نمی دانم وقتی این همه حرف های ما را تکرار و تائید می کنید پس چرا در عمل اتفاقی رخ نمی دهد؟  
آقای دکتر
آذرماه سال گذشته در یکی از سخنرانی ها گفتید که مدیران بی انگیزه آویزان کشور شده اند و استعفا هم نمی دهند. آقای رئیس جمهور هم که قبلا گفته بود برخی در دولت، پاشنه گیوه را ورنکشیدند و لخ لخ می کنند.... خب معطل چه هستید؟ وقتی خودشان استعفا نمی دهند تعارف که ندارد، برکنارشان کنید و از توان و ظرفیت و انگیزه بالای نسل جوان نهایت استفاده را ببرید.

آقای معاون اول
در ابتدای دولت تصویب کردید که در برنامه ششم توسعه، سن مدیریت کشور نسبت به شرایط فعلی چند سال جوانتر شود، تصویب کردید که 30 درصد از زنان کشور باید در مدیریت ها حضور داشته باشند و سهم زنان در مدیریت کشور افزایش پیدا کند. 26فروردین سال گذشته رئیس جمهور با ابلاغ نامه ای به اعضای دولت ضرب الاجل داد: ظرف سه ماه طرح ساماندهی تربیت مدیران مستعد و جوان را تدوین کنند. بعد از تشکیل کابینه هم که قرار بود ردپای جوانان و زنان را در بین معاونان وزرا ببینیم.
اینها همه به کنار... شهریور ماه سال گذشته را یادتان می آید؟ در کتابخانه ملی به جوانان وعده دادید برای پیگیری خواسته های جوانان شورای جوانان را تشکیل خواهید داد. همچنین قرار بود سازمان ملی جوانان احیا شود تا رسیدگی به مسائل جوانان، وضعیت مطلوب تری پیدا کند.
با این مصوبات، ابلاغیه ها و وعده ها چه کردید؟
می دانم که اشاره های تلخی است اما آیا جا دارد که به نمایندگی از نسل جوان بگویم: آقای جهانگیری به خودتان بیایید؟

آقای دکتر
می دانیم که روزهای سختی را تحمل می کنید، فشارهای خارجی و کارشکنی های داخلی به اوج خود رسیده و امروز بیش از هرزمان دیگری همراهی و همدلی و فداکاری نسل جوان را انتظار دارید.
انصافا خودتان هم در این یکسال در فداکاری برای دولت سنگ تمام گذاشتید. می دانیم چه آن زمان که به منظور دفاع از دولت در انتخابات ثبت نام کردید و چه آن زمان که اطلاع رسانی مفاسد تیم انحراف زده معجزه هزاره سوم را عهده دار شدید در واقع خود را سپر بلای دولت کردید و البته تاوان آن را هم پرداختید.
 حتی همین اواخر که به نمایندگی از مجموعه دولت، بخشنامه ممنوعیت تلگرام را ابلاغ کردید و یا وقتی ایثارگرانه خود را در پیشانی اجرای سیاست های ارزی دولت قرار دادید نقش سپربلا را ایفا کردید.
فکر می کنم اگر با همین دست فرمان پیش بروید اطلاق عنوان «معاون اول فداکار» برازنده شما باشد. ایثار و فداکاری حقیقتا خصلت پسندیده ای است اما ما علاوه بر فداکاری به تحقق وعده ها، اثبات کارآمدی تفکر اصلاحی، بهبود وضع زندگی مردم و جلب همراهی بدنه طرفداران و جوانان حامی خود نیاز مبرم داریم و چه بسا اگر نتیجه فداکاری، رضایت شهروندان و توسعه کشور نباشد همه آن فداکاری ها به هدر خواهد رفت.
آقای جهانگیری، در پایان سخن
من به عنوان نماینده ای از نسل امید، نگرانم، نگران شما، سرمایه اجتماعی شما، نگران تفکر اصلاحی، رویه های اعتدالی، مجموعه دولت، کابینه تدبیر و امید و مهمتر از همه ایران و آینده همگیمان. روی حمایت ما حساب کنید و البته از ما فاصله نگیرید.
ما همچنان امیدوارانیم، در عین نگرانی به آینده ایرانمان خوشبینیم. قدر زحمات و فداکاری هایتان را هم می دانیم اما عاجزانه تقاضا می کنیم به خودتان بیایید.
   گر برود جان ما در طلب وصل دوست ......  حیف نباشد که دوست، دوست تر از جان ما است

امیدوارم صراحت کلام و تلخی های سخن را بر من ببخشایید.
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
آخرین اخبار