ندای ایرانیان

کد خبر: ۵۳۲۳۹
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۱
امیر عرفان نیلی
دوم خرداد دیگری فرا رسیده است و بسیاری با حال و هوای انتخابات سال ۷۶ به استقبال آن رفته اند. عکس های خودشان را از آن دوران و شور و شوقی که در انتخابات دوم خرداد سال ۷۶ داشته اند را از گنجه هایشان خارج کرده و دل ربایی می کنند. اما در میان همه این خاطرات شیرین، خاطره غمناکی که در زمان و دوران ریاست جمهوری حسن روحانی باز در حال تکراراست را همه به باد فراموشی سپرده اند که بد نیست در میان همه این شادی ها، بازگو کنیم تا بلکه به گوش مردی برسد که در سال ۹۶ با اسم اصلاح بهتر به میدان آمد و رای بسیاری از مردم خاموش و دل سرد شده بعد از دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی را به صندوقچه آرای خود اضافه کرد.

یادمان هست که دوران دوم ریاست جمهوری خاتمی، بسیاری از گروه ها و نهادهای قدرت برای مقابله با افکار و برنامه های رئیس جمهور وقت  از هیچ راه و روشی کم نذاشته و تخریب و برنامه های فشار های خود را به بهترین نحو پیاده کردند و در آن دورانی که همه منتظر بودند تا محمد خاتمی از طریق تریبون هایی که در اختیار داشت، با مردم حرف بزند و اوضاع را با چراغ حرف هایش برای عامه جامعه روشن کند ، اما افسوس که تنها سکوت کرد و پنداشت که سکوتش در آن زمان به نفع کشور و ملتی است که در سطح جامعه، اتفاقات را خیلی بهتر لمس می کنند و به ظن خود خواست تا از دوگانگی و دلسردی مردم جلوگیری کند. اما افسوس بیشتر آنجایی بود که در اخرین مصاحبه هایش در آن دوران، خود را تلویحا کمترین جز دولت و حکومت بیان داشت که اجازه هیچگونه برنامه و پیش برد اهدافی را نداشته و همین حرف ها بسیاری از مردم کشور را بیش از پیش دلسرد کرد و سکوت های معنادار قبل خود را زیر سوال برد.

این روز ها نیز حسن روحانی گویا همان راه و روش و افکار را به پیش می برد. سکوت هایی که همه می دانند بی دلیل نیست و منتظر اند تا حداقل به جای تعریف های متعارف رییس جمهور، حرف جدیدی به میان آید. حرفی از جنس درد دل ملت و افکار حاکمه بر عامه جامعه تا مردم نیز درک کنند اوضاع چگونه است و آن مردی که با تکرار کنید ها با رای ۲۴ میلیونی بر صندلی اش تکیه زد، از جنس آنها هست.

به راستی چه چیزی باعث شده است تا حسن روحانی این چنین سکوت کند و در عوض اسحاق جهانگیری را در سیبل حملات و بیان اتفاقات در دید مردم و گروه های خاص تنها بگذارد؟

در جواب این سوال کافی است به بیانیه ها و سخنرانی هایی که در سطح کشور از سوی چهره های خاص زده می شود و واکنشی را از سوی دولت به همراه ندارد، اشاره کرد و از آقای رییس جمهور پرسید که آیا نمی توانید به این حجم از فشارها حداقل با سخنی و یا رفتاری پاسخ دهید که حداقل بخشی از افکار عمومی متوجه اتفاقات شوند و زمانی که گروهی از انتخابات زود هنگام ریاست جمهوری سخن به میان می آورد، جوابی که ملت دریافت می کند تنها همان جملات انتخابات سال ۹۶ باشد نه اینکه مردم و حامیان دولت هم به واسطه اتفاقات مختلف موافق این رخداد شوند. 

اما با تمام این توضیحات باز سوال آنجا است که که آیا در دولت و به خصوص نهاد ریاست جمهوری کسانی هستند که همانند دوره دوم ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، جز انتخاب های نادرستی بوده اند که مخالف خود رییس جمهور اند و با دخالتهای بیجای خود، دولت را به چنین پرتگاهی سوق می دهند؟

بدون شک همه سیاست مداران و فعالان حوزه سیاسی کشور به انتخاب های اشتباه حسن روحانی در انتخاب کابینه و بدنه نهاد ریاست جمهوری اش واقف اند و این موضوع را از موضع گیریهایشان در جراید و فضاهای مجازی می توان فهمید و افسوس ملت و آن ۲۴ میلیون رای را بیشتر می کند که با این همه انتقاد و درخواست هایی که مخفیانه و یا به صورت علنی به ایشان داده می شود، همچنان بر انتخاب هایش پافشاری می کند.
تمام این اتفاقات و سوالات را بایستی کسی بی پروا از اقای دکتر حسن روحانی جویا شود و ایشان نیز همانند وعده های انتخاباتی که تمام حامیانشان به آن ها اعتماد کردند، جلوی تلویزیون آمده و بیان کنند.

این ملت در تمام این سالها و در برهه های حساسی هم چون جنگ و دوران تحریم ها، زمانی که بصورت صادقانه صحبت شده است، پشت نظام و دولتشان را خالی نکردند و تمام قد با وجود همه مشکلات مردانه ایستادند تا مبادا دشمنان کشور شاد شوند. پس بهتر است آنانی که در نظام جمهوری به خصوص بدنه دولت حاضرند و دسترسی بیشتری به رئیس جمهور دارند، صادقانه بخواهند تا ایشان سخن بگوید و از این رفتاری که نیروهای صادق خود همچون اسحاق جهانگیری را برای پاتک زدن به مخالفان به میدان می فرسد، دست برداشته و ملت را برای کمک فراخواند.
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
آخرین اخبار