ندای ایرانیان

کد خبر: ۵۳۳۲۳
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۳۹۷ - ۱۷:۳۶
شما غیرتمندترین بودی وقتی تیمت رو در مقابل کشورت قرار دادی و برای برنده شدنش هر کاری کردی.
چند تا از تصویر های دیشب رو در خاطرات ثبت می کنیم، که یادمون بمونه این تراژدی غرور آفرین رو:

که مردیم و زنده شدیم
که نمی خواستیم دیگه نباشیم
که همراه تیممون قلبمون تپید و لبمون دعا کرد
که همه با هم باز هم "ایرانی" شدیم ، اون آدم هایی که مدت هاست نیستیم
که چقدر خوبیم ما ...

یادمون بمونه ستاره نداشتیم، بازی تدارکاتی نداشتیم، پول نداشتیم، لباس نداشتیم، اما... همدیگه رو داشتیم... اصول گرا و اصلاح طلب و برانداز، مذهبی و لائیک، ترک و فارس و لر و مازنی، سیاه و سفید، پایین و بالا و ... نبود، انگار هممون با هم، مرد و زن، وسط میدون ولی عصر، دست های هم رو گرفته بودیم و میخکوب شده بودیم به این مستطیل سبز، به این نبرد جانانه، به این اتفاقات باور نکردنی این چند شب...


که تا همیشه یادمون بمونه وقتی بیرانوند چند ماه قبل برای رونالدو کری می خوند ما بودیم که مسخرش می کردیم، اما دیشب تبدیل شد به شروعی بر پایان این ستاره پرتغالی. آقای بیرانوند چند سال برات طول کشید تا اون توپ به سمت دروازت شلیک شد؟ اون لحظه ای که زیر لب دعا خوندی و خیز برداشتی به سمت توپ توی ذهنت چی می گذشت؟ می دونی تا توپ رو گرفتی و چشمات رو بستی چند سال پیر شدی و پیر شدیم ؟ ما میدونیم. ما قدر تورو میدونیم. اشکمون رو در آورردی پهلوون، اما امید رو توی دل میلیون ها ایرانی زنده کردی، شاید داشت یادمون می رفت که امید بذر هویت ماست، اما تو نذاشتی...

یادمون بمونه صحنه دویدن با دل و جون میلاد محمدی رو. مطمئنم وقتی داشت با همه وجودش می دوید فقط به این فکر می کرد که اگر من به این توپ نرسم دنیا تموم می شه... یاد خودمون می افتم که سال هاست هرچه می دویم نمی رسیم ... تو ولی رسیدی، چه اهمیتی داره پایانش چی بود؟ تو رسیدی پسر!

یادمون بمونه و می مونه،تصویر رگ غیرت تک تک بازیکن هارو وقتی داد می کشیدن و می دویدن و عرق می ریختن، یادمون می مونه کبودی روی دنده های امید ابراهیمی رو، استقامت رامین رضاییان رو، دوندگی وحید امیری و طارمی رو ... طارمی، طارمی، طارمی ...

ای وای از این حسرت، وای از این حسرت، حسرت، حسرت، حسرت ...

دوباره ما موندیم و این حسرت که ای وای اگر می شد چی می شد... چرا نشد؟ چرا اون بازی اینطوری گل خوردیم؟ چرا طارمی نزد، چرا امیری نزد، چرا؟ چرا؟ چرا؟ و هزار تا چرای دیگه... اما، بگذریم ...

در آخر از همتون ممنونیم که از جون مایه گذاشتید، مخصوصا شما آقای کیروش، جات توی قلب ماست... مرد مردانی... شما غیرتمندترین بودی وقتی تیمت رو در مقابل کشورت قرار دادی و برای برنده شدنش هر کاری کردی. هر کاری! شما تصویر یک ایرانیِ تمام عیاری برای ما، چه اهمیت داره وطنت کجاست...

بازنده شدیم، اما سرمون رو بالا می گیریم، با افتخار، باز هم منتظر می مونیم که شاید یک روز دیگه، یک جای دیگه، این دفعه بشه... و امیدوارم کشورمون تا اون روز هنوز "ایران" مونده باشه، همین آدم ها، همین دل ها و همدلی ها....

بازی تموم شد و این تصویرها که هر کدومشون یه شاهکار ابدی هستن موندن، زیر لب با خودم زمزمه می کنم :

ای جان و ای جانان من، ای عشق جاویدان من، نامت طنین انداز شد، ایران من ایران من...


*عضو شورای شاخه جوانان حزب ندای ایرانیان

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
آخرین اخبار