*پیام تسلیت حزب ندای ایرانیان به مناسبت درگذشت زندهیاد بهرام بیضایی*
یکی دیگر از ستارههای آسمان فرهنگ و هنر ایران در غربت پرکشید و داغی سنگین بر سینه ایراندوستان و عاشقان میهن گذاشت. با دلی حزین و آهی سرد باید نوشت: بیضایی در سالروز تولدش، تولدی دیگر یافت؛ تولدی از جنس پرواز، که او را از چشمهای ماتمزده دور و دورتر کرد. کیست که ایشان را نشناسد؟ اسطوره تاریخ و زبان فارسی، چهرهای که آثارش یادآور عشق فردوسی به این سرزمین و میراث فرهنگی است. بیضایی فراتر از آثار فرهنگی و هنری، نماد ایراندوستی بود. او نخستین هنرمندی نبود که در غربت چشم از جهان فروبست، اما امید داریم آخرین باشد؛ چرا که هر بار کوچ هنرمندی از وطن، غمی سنگین و ناامیدکننده بر دلها مینشاند. از دولت، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همه سازمانهای ذیربط درخواست داریم شرایطی فراهم آورند که دیگر هیچ هنرمند، متفکر و ایراندوستی در غربت عزم سفر نبندد. در روزهای سخت ایران، زمانی که بدخواهان از هر سو خنجر از نیام برکشیدهاند، ملت بیش از هر چیز به امید، شادی، وحدت و هوای تازه نیاز دارد. نخبگان هنری و فرهنگی، به دلیل لطافت روح و شناخت عمیق از فرهنگ، هویت و ارزشهای ملی و دینی، میتوانند نقشی بیبدیل در ترمیم سرمایه اجتماعی و تزریق روحیه سلحشوری و وطندوستی ایفا کنند. آنان با هنر و آثار خود مدارا را به جامعه عرضه میدارند و مردم را برای پاسداری از میهن برمیانگیزند؛ همانگونه که در سالهای دفاع مقدس و در برابر یورشهای نابخردانه و ناجوانمردانه دشمن، حضور و اثرگذاریشان را ثابت کردند. با دلی اندوهگین و چشمی اشکبار، در سوگ استاد بیضایی سر تعظیم فرود میآوریم؛ ضایعهای که جان هر دوستدار فرهنگ و هنر این سرزمین را میسوزاند. حزب ندای ایرانیان این غم جانگداز را به محضر ملت شریف ایران و جامعه فرهنگدوست و هنرپرور کشور تسلیت عرض مینماید و در همین گام لرزانِ سوگ، عهد میبندد تا با امیدی که همچون شمعی کمفروغ اما زنده در دلها میتپد؛ امیدی که اگرچه در حصار اندوه نشسته، اما همچون جوانهای در خاکستر چشم به طلوعی دوباره دوخته است، بازگشت هنرمندان، متفکران و ایراندوستان را به آغوش میهن نه شعاری گذرا که رسالتی ماندگار بداند و در این مسیر از پای ننشیند.