گفتگوی سعید پورمحمدی سخنگوی حزب ندای ایرانیان با روزنامه #ایران
گفتوگو؛ فرآیندی دوطرفه
شنیدن حتما باید منجر به اقدام شود و اگر نشود نارضایتی بیشتر به همراه خواهد داشت
تجمع اخیر در بازار تهران، فارغ از شکل و زمان وقوع آن، نشان دهنده این واقعیت است که معیشت مردم به نقطهای رسیده که نه تنها نیازمند شنیدهشدن فوری است، بلکه نیاز به پاسخگویی و اقدام جدی دارد. این تجمعات را نباید یک رخداد مقطعی یا احساسی تفسیر و تحلیل کرد. بلکه آن را باید نشانههایی هشداردهنده از شکاف میان فشارهای اقتصادی زندگی روزمره و توان معیشتی بخشهایی از جامعه بدانیم. به همین دلیل نحوه مواجهه دولت با این پیامها اهمیت زیادی دارد.
همان طور که از دکتر پزشکیان انتظار می رفت نخستین واکنش ایشان به این تجمع، تأکید بر اصل گفتوگو و شنیدن مطالبات معترضان بود. این رویکرد نباید صرفا یک اعلام موضع باشد. بلکه باید از آن فراتر رود و به یک رویه پایدار تبدیل شود. مواجه دولت و رئیس جمهور با این اعتراضات می تواند به آزمون مهم دولت مستقر در مدیریت اعتراضات و مطالبات اجتماعی باشد. تجربههای گذشته نشان داده است که نادیدهگرفتن اعتراضات یا تقلیل آنها به مسائل امنیتی، نهتنها مسأله را حل نمیکند، بلکه موجب می شود بیاعتمادی و فاصله میان جامعه و حاکمیت افزایش پیدا کند.
اعتراض در ذات خود، بخشی از حیات اجتماعی جوامع زنده است. مردمی که دغدغه معیشت دارند و بازاریانی که به روندهای جاری اعتراض دارند و از طرفی احساس میکنند صدایشان در ساختارهای رسمی شنیده نمیشود، طبیعی است که از ابزار اعتراض استفاده کنند. این اعتراضات، تا زمانی که در چارچوبهای مسالمتآمیز بیان میشوند، نه تهدید، بلکه فرصتی برای اصلاح مسیرها و سیاستها هستند. دولتها در همه جای دنیا اگر هوشمندانه عمل کنند، میتوانند همین اعتراضها را به مانند یک سنسور جامعه ببینند و دادههای واقعی و بیواسطهای از وضعیت جامعه به دست آورند.
تأکید بر گفتوگو با نمایندگان معترضان، بهجای مواجهههای یکسویه، نشاندهنده درک همین واقعیت است. گفتوگو، تنها یک ابزار برای شنیدن نیست. ابزاری برای «فهم متقابل» است. در فرآیند گفتوگو، معترضان میتوانند مطالبات خود را شفاف و دقیق طرح کنند و دولت نیز میتواند محدودیتها، برنامهها و زمانبندیهای خود را توضیح دهد. اصل این دیالوگ به خودی خود زمینهساز کاهش سوءتفاهمها و جلوگیری از رادیکالشدن فضاست.
این نکته را هم فراموش نکنیم که گفتوگو، اگر به نتیجه عملی منجر نشود، خود میتواند به عامل نارضایتی و بحران جدید تبدیل شود. آنچه به این مسیر معنا میدهد، اتصال آن به اقدام است. شنیدن مطالباتِ برحق، زمانی اثرگذار خواهد بود که در سیاستگذاریهای اقتصادی، اصلاح نظام پولی و بانکی و برنامههای مشخص برای حفظ قدرت خرید مردم بازتاب پیدا کند. جامعه امروز، از شعار و وعده خسته است و بیش از شعار، به نشانههای اجرایی نیاز دارد. نشانههایی که نشان دهد شنیدن، مقدمه تغییر است، نه پایان ماجرا.
در عین حال، مسئولیت تنها متوجه دولت نیست. نمایندگان معترضان نیز باید با ارائه مطالبات منسجم، واقعبینانه و قابل پیگیری، به کارآمدی گفتوگو کمک کنند. گفتوگوی مؤثر، فرآیندی دوطرفه است که بدون پذیرش قواعد آن از سوی هر دو طرف، به نتیجه مطلوب نمیرسد. به همین دلیل اگر حداقل نتیجه این گفتگوها ایجاد فهم مشترک بین دولت و نمایندگان معترض نباشد و هر یک صرفا از منظر خود به ماجرا نگاه کنند، زمینه ساز شکست گفتگوها خواهد بود.
در نهایت، آنچه از این قبیل رخدادها باید درس گرفت، ضرورت بازگشت به سیاست «شنیدن پیش از تصمیمگرفتن» است. کشوری که با چالشهای اقتصادی جدی مواجه است، بیش از هر زمان دیگری به سرمایه اجتماعی نیاز دارد. این سرمایه نقش چند بعدی در سیاست گذاری دولتها دارد. هم نقش پیش برنده و نقش بازدارنده در برابر تهدیدها. گفتوگو با معترضان، به رسمیت شناختن حق اعتراض و تلاش عملی برای پاسخگویی به آنان، میتواند این سرمایه را تقویت کند. اگر این مسیر با صداقت و استمرار دنبال شود، نهتنها به آرام کردن معترضین میانجامد، بلکه امید به اصلاح و بهبود را در جامعه زنده نگه میدارد.
مشروح گفتگو را در وبسایت روزنامه #ایران بخوانید: