تنگه هرمز؛تنگه ای برای صلح و ثبات (پیشنهاد ۸ بندی در مورد نحوه مدیریت بر تنگه هرمز)
مهرداد امیری جهرمی دبیر حزب ندای ایرانیان جهرم
تنگه هرمز به دلیل مسیر عبور بیش از ۲۵ درصد انرژی جهان شامل؛ ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز و حجم بسیار زیادی گاز و lng و مواد پتروشیمی و مواد معدنی خاص که در تولید محصولات استراتژیک کابرد دارد؛ شرایطی را ایجاد نموده که این تنگه بعد از تنگه باب المندب به عنوان مهمترین مسیر عبور انرژی جهان محسوب شود و هر گونه اختلال در این مسیر اثرات اقتصادی کوتاه مدت و بلند مدتی در اقتصاد کل جهان به همراه دارد.
لذا نحوه مدیریت و امنیت این تنگه میتواند به عنوان ابزاری بسیار مهم در دست کشورهای مجاور این مسیر باشد. بر اساس قوانین بین المللی در زمینه دریانوردی و آبراه ها از جمله کنوانسیون ملل متحددر سال۱۹۸۲ و در بندهای ۳۸ تا ۴۲ مقرر شده هر گونه رفت و امد در تمای آبراه ها باید بصورت آزاد و بدون هیچ گونه مداخله ای انجام شود.
نکته مهم در این موضوع آن است که در برخی از نقاط عبوری تنگه هرمز تمامی مسیر دریایی متعلق به ایران و عمان میباشد و مسیر آب آزاد در یک محدود خاص وجود ندارد و کشتی ها صرفا باید در آب های سرزمینی ایران و یا عمان عبور نمایند.
در این مقاله یک پیشنهاد ۸ بندی به عنوان نقشه راه در مسیر تفاهم منطقه ای و بین المللی ارائه میشود؛
۱-تعریف نحوه مدیریت ترافیک تنگه هرمز جهت جلوگیری از برخورد و تصادف دریایی و تعیین نحوه و چگونگی انجام آن و مسوول و یا مسوولین اجرای آن
۲-ایجاد یک صندوق بین المللی جهت واریز هزینه های خدمات اعم از؛ امور محیط زیستی،لای روبی ،بیمه، خدمات، پشتیبانی، ترافیک دریایی ، راهنمای مسیر و…
۳-تعیین نحوه پرداخت هزینه و اینکه کلا شامل چه کشتی ها و محصولانی میشود به عنوان مثال میتواند در ابتدا فقط پرداخت این هزینه شامل؛ کشتی های حامل نفت و گاز که از خلیج فارس خارج میشوند باشد و در این طرح کشتی های ورودی به خلیج فارس از دریای عمان معاف میباشند؛
۴-تعیین هزینه دریافتی بر اساس مدلهای جهانی همچون تنگه بسفور،کانال سوئز،تنگه مالاگا و…که بنظر می آید حدود ۱ دلار به ازای هربشکه نفت میباشد.
۵-تعیین نحوه تقسیم این هزینه دریافتی که در این طرح شامل؛ الف-۵۰ درصد به کشور مبدا صادرات و فروش نفت یا گاز عبوری و یا محصولات پتروشیمی میباشد. با هدف هزینه بازاریابی و ترغیب این کشورها به عبور نفت و گاز خود از تنگه هرمز و عدم ارسال از طریق لوله و دیگر روشها ب؛واریز حدود ۲۰ درصد در صندوق شرکت چند ملیتی که شامل همه کشورهای منطقه خلیج فارس است که در ادامه نحوه تاسیس و وظایف این شرکت توضیح داده شده است. ج؛ و ۳۰ درصد باقیمانده به نسبت مساوی بین ایران و عمان به عنوان کشورهایی که صاحب آب های تنگه هرمز میباشد و خدمات دریانوردی و ترافیک و راهنمایی و امنیت و محیط زیستی این بخش را انجام میدهند؛تعلق میگیرد. د؛با توجه به اهمیت موضوع و امکان پرداخت آسان از طریق بانکهای جهانی، پیشنهاد میشود؛صندوقی دریکی از بانک های عمان که مورد وثوق همه کشورهای عربی و ایران باشد تاسیس شود و هزینه های دریافتی به این صندوق واریز و تقسیم سهم هر کشور بر اساس توافق انجام شده توسط این صندوق انجام شود.
۶-پیشنهاد میشود با هدف ایجاد مشارکت و همراهی کشورهای منطقه یک شرکت چند ملیتی بین ایران ، عمان ،کویت ، قطر ،عربستان،عراق،امارات و بحرین با هدف ارائه خدمات مطلوبتر به شرکتهای نفتی و خریداران نفت و گاز و کشتی ها و نفتکشها در بخشهای پشتیبانی، تعمیر ونگهداری، تامین نیازهای فنی و خدماتی ، خدمات لایروبی و محیط زیستی،بیمه و هر آنچه باعث ارائه خدمات جذابتر به خریداران و شرکتهای در منطقه میشود؛ تاسیس شود و تقسیم وظایف و مدیریت آن بین کشورهای عضو صورت گیرد.
۷-با توجه به حضور آمریکا در منطقه و مشارکت این کشور در میدان های نفتی و گازی واقع در خلیج فارس و با هدف ترغیبشان در حمایت از این طرح؛میتواند آمریکا نیز در شرکت بین المللی عضو شود و بخش مربوط به مباحث محیط زیستی و پاک سازی دریا از آلودگی های نفتی و گازی و مواد آلاینده پتروشیمی ها و سکوه ها بدلیل داشتن تکنولوژی بالای این کشور در این حوزه به عهده ایشان گذاشته شود.
۸-در مورد نحوه پرداخت هزینه توسط کشورهای بهره مند و خریدار محصولات نفتی و گازی و انرژی و پتروشیمی از منطقه خلیج فارس پیشنهاد میشود به روش تنگه مالاگا باشد و عنوان آن *(صندوق حمایت داوطلبانه از خدمات تنگه هرمز و خلیج فارس )* در نظر گرفته شود و همانطور که گفته شد مکان تاسیس صندوق در عمان و بانکهای این کشور باشد و نحوه پرداخت نیز بصورت اشتراک سالانه،داوطلبانه و بر اساس میزان بهره مندی از تنگه خواهد بود.
مهرداد امیری جهرمی دبیر حزب ندای ایرانیان جهرم
نکته حائز اهمیت در شرایط موجود آن است که ایران نباید بر دریافت عوارض بصورت یکجانبه و بدون توافق با سایر کشورها در این مرحله پافشاری نماید چون باعث عکس العمل منفی از سوی سایر کشورها از جمله اتحادیه عرب و اروپا میشود و امکان ایجاد یک ائتلاف جهانی را قوت میبخشد از طرفی در بهترین شکل *درآمد سالانه از تنگه هرمز با فرض عبور ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز حدود ۶ میلیارد دلار در سال میشود و سهم ایران با وجود عمان و دیگر کشورها چیزی کمتر از ۲ میلیارد دلار آن هم بصورت خوشبینانه خواهد بودو این رقم معادل فروش ۱۰ روز نفت ایران است* بنابراین اگر پافشاری بر این موضوع باعث ایجاد ائتلاف علیه ایران و ادامه محاصره دریایی و تحریم های بیشتر و بلوکه شدن پولهای ایران بشود؛ اصلا از نظر اقتصادی و عقلانی صحیح نمی باشد و دقیقا خلاف منافع ملی است.