سه نگاه به سیاست؛ از احساس تا خردورزی
بهزاد برجی _ عضو حزب ندای ایرانیان
سه نگاه به سیاست؛ از احساس تا خردورزی
بهزاد برجی _ عضو حزب ندای ایرانیان
در برابر بحران های اجتماعی و سیاسی، واکنش ما میتواند فقط احساسی باشد، بر پایه جانبداری شکل بگیرد، یا بر ستون عقلانیت و قانون استوار شود. هر سه نگاه، جای خود را دارند، اما کدام یک میتواند مانع تکرار فاجعهها شود؟ سه رویکرد در مواجهه با کودکان غزه در برابر رویدادهای اجتماعی و سیاسی، معمولاً سه نوع نگاه شکل میگیرد. شناخت این نگاهها میتواند به ما کمک کند تا در واکنشهایمان، دقیق تر و منصفانه تر عمل کنیم.
۱. نگاه احساسی این رویکرد، تصمیم گیری را بر پایه احساسات بنا میکند. فرد تنها بر وجه عاطفی ماجرا متمرکز میشود؛ مثلاً در جنگ غزه، صرفاً چهرههای معصوم کودکان را میبیند و خواستار پایان جنگ میشود، بی آنکه به ریشه ها یا مقصران ماجرا توجه کند. این نگاه، در جای خود ارزشمند است، اما نمیتواند به تنهایی مبنای تحلیل و قضاوت قرار گیرد.
۲. نگاه جانبدارانه در این نگاه، معیار واکنش، اشتراکات یا منافع شخصی و ملی است؛ برای نمونه، برخی در ماجرای غزه بر اساس مسلمان بودن، از یک طرف حمایت میکنند، و عدهای دیگر اولویت را به ایران میدهند. این رویکرد، مسائل را بر مبنای نزدیکی و تعلق، اولویت بندی میکند.
۳. نگاه خردمندانه (مبتنی بر استدلال) به باور نگارنده، کاملترین رویکرد، نگاهی است که هم بُعد انسانی و هم مصالح خودی را در بر گیرد، اما در نهایت بر پایه عقلانیت و قانون استوار باشد. در این نگاه، نسل کشی و کشتار کودکان، فارغ از دین، ملیت یا منافع سیاسی، محکوم است. هیچ بهانه ای از نابودی یک گروه سیاسی تا مقابله با دشمن نمیتواند جنایت علیه غیرنظامیان را توجیه کند. تجربه نشان داده که نقض قانون به بهانههای واهی، اگر رسم شود، فردا گریبان خود ما را هم خواهد گرفت. اسرائیل که پیشتر به ایران نیز حمله کرده، در آن حمله حتی شیرخوارگاه، ساختمان صدا و سیما و زندان را هدف قرار داد؛ مکانهایی که قوانین جهانی، حمله به آنها را ممنوع میداند. حال تصور کنیم روزی به بهانه تغییر حاکمیت در ایران، همان فاجعه غزه بر سر ما آید و ما نیز برای لقمه ای نان، ناچار به ایستادن در صفهای طولانی شویم و آنچه در خبرها دیده اید ... همینطور تجربه ای مشابه در جنگ جهانی اول که به نظرم در فیلم یتیم خانه ایران اشاره خوبی به آن شده .
احساسات، ارزشمند و ضروریاند. تعلقات و جانبداریها نیز در جای خود قابل فهماند. اما برای واکنشی منصفانه، پایدار و درست، باید نگاهی خردمندانه داشت؛ نگاهی که احساسات و منافع را در پرتو عقلانیت و اصول انسانی سامان دهد. تنها با چنین رویکردی است که میتوان از تکرار فاجعهها جلوگیری کرد.