مطالب مرتبط با کلید واژه

حزب ندای ایرانیان


موج عظیم مهاجرت افغان‌ها در ایران جدید

حضور مهاجران افغان در ایران، پدیده‌ای است که از دهه‌های گذشته آغاز شده و همچنان ادامه دارد. این مسئله جنبه‌های مختلفی از جمله اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی را تحت تأثیر قرار داده است. از یک سو، افغان‌ها نیروی کار مهمی در بخش‌هایی مانند ساختمان‌سازی و کشاورزی بوده‌اند و به اقتصاد ایران کمک کرده‌اند. از سوی دیگر، مهاجرت گسترده آن‌ها، به‌ویژه به‌صورت غیرقانونی، چالش‌هایی برای مدیریت منابع و خدمات عمومی ایجاد کرده است. یکی از مهم‌ترین مشکلات، وضعیت حقوقی و اقامتی بسیاری از مهاجران افغان است. بسیاری از آن‌ها با دشواری‌هایی در دریافت مدارک هویتی، دسترسی به خدمات بهداشتی، آموزشی و حتی شغل‌های رسمی مواجه هستند. علاوه بر این، در برخی مناطق، حاشیه‌نشینی و ایجاد سکونت‌گاه‌های غیررسمی باعث بروز مشکلات اجتماعی شده است. برای حل این مسائل، لازم است سیاست‌های مهاجرتی کارآمدتری تدوین شود. اعطای وضعیت حقوقی مشخص به مهاجران قانونی، کنترل ورود غیرقانونی، فراهم کردن فرصت‌های تحصیلی و شغلی مناسب، و ارتقای فرهنگ پذیرش در جامعه، از جمله اقداماتی است که می‌تواند هم چالش‌ها را کاهش دهد و هم از ظرفیت‌های مهاجران برای توسعه کشور استفاده کند. بحران های ایجاد شده با افزایش مهاجرت افغان‌ها حضور گسترده مهاجران افغان در ایران، علاوه بر مزایایی که دارد، چالش‌ها و مشکلاتی را نیز به همراه داشته است. برخی از مهم‌ترین مضرات آن شامل موارد زیر است: ۱. فشار بر زیرساخت‌های عمومی افزایش جمعیت مهاجران در شهرهای بزرگ باعث فشار بر سیستم آموزشی، بهداشت، حمل‌ونقل و مسکن شده است. در برخی مناطق، مدارس و بیمارستان‌ها با کمبود ظرفیت مواجه شده‌اند که کیفیت خدمات را کاهش داده است. ۲. رقابت در بازار کار و کاهش فرصت‌های شغلی بسیاری از افغان‌ها در مشاغل ساختمانی، کشاورزی و خدماتی مشغول هستند که گاهی باعث کاهش فرصت‌های شغلی برای کارگران ایرانی و کاهش سطح دستمزدها می‌شود. برخی کارفرمایان به دلیل هزینه کمتر، کارگران افغان را به نیروی ایرانی ترجیح می‌دهند که این موضوع باعث اعتراض برخی کارگران داخلی شده است. ۳. مشکلات امنیتی و مهاجرت غیرقانونی ورود غیرقانونی مهاجران و عدم کنترل دقیق، در برخی موارد باعث ایجاد نگرانی‌های امنیتی و اجتماعی شده است. برخی از مهاجران غیرقانونی، به دلیل نداشتن مدارک، در شرایط نامشخصی زندگی می‌کنند که می‌تواند به افزایش جرائم و فعالیت‌های غیرقانونی منجر شود. ۴. رشد حاشیه‌نشینی و مشکلات اجتماعی بسیاری از افغان‌ها در مناطق حاشیه‌ای شهرهای بزرگ ساکن شده‌اند که منجر به گسترش بافت‌های غیررسمی، مشکلات بهداشتی و افزایش آسیب‌های اجتماعی شده است. حاشیه‌نشینی مهاجران در برخی مناطق با افزایش بزهکاری، فقر و شرایط نامساعد زندگی همراه بوده است. ۵. چالش‌های فرهنگی و اجتماعی تفاوت‌های فرهنگی بین ایرانیان و افغان‌ها، در برخی موارد باعث بروز تنش‌های اجتماعی و تبعیض شده است. برخی خانواده‌های ایرانی نگران ادغام فرهنگی و تأثیر مهاجران بر فرهنگ بومی هستند. ۶. هزینه‌های اقتصادی برای دولت ارائه خدمات آموزشی، درمانی و رفاهی به مهاجران افغان، هزینه‌های سنگینی را به دولت ایران تحمیل کرده است. در حالی که مالیات و مشارکت اقتصادی مهاجران محدود است، استفاده از منابع عمومی توسط آن‌ها یک دغدغه مالی محسوب می‌شود. ۷.تشکیل کالت‌های افغان در ایران در سال‌های اخیر، با افزایش حضور مهاجران افغان در ایران، موضوع تشکیل گروه‌ها و اجتماعات بسته در میان آن‌ها مورد توجه قرار گرفته است. این گروه‌ها که در برخی موارد ویژگی‌های یک کالت (فرقه بسته و متعصب) را پیدا می‌کنند، معمولاً به دلایل مختلفی از جمله نیاز به هویت جمعی، احساس بیگانگی در جامعه میزبان، عقاید مذهبی یا ایدئولوژیک خاص، و نبود نظارت کافی شکل می‌گیرند. در برخی موارد، این گروه‌ها به سمت فعالیت‌های غیرقانونی یا ترویج عقاید افراطی کشیده می‌شوند. لزوم مهاجرپذیری متنوع و فراتر از مهاجران افغان در سال‌های اخیر، سیاست‌های مهاجرتی ایران عمدتاً بر پذیرش مهاجران افغان متمرکز بوده و کمتر به ورود مهاجران از سایر کشورها توجه شده است. در حالی که پذیرش مهاجران از کشورهای مختلف می‌تواند تأثیرات مثبتی بر اقتصاد، فرهنگ و جایگاه بین‌المللی ایران داشته باشد.

ادامه مطلب

رقابت تا وفاق احزاب ایران

در دنیای سیاست، مفهومی وجود دارد که شاید کمتر به آن توجه شده باشد اما می‌تواند نقشی کلیدی در توسعه دموکراسی و بهبود کارکرد احزاب ایفا کند: هم‌رقابتی. این واژه که از ترکیب «همکاری» و «رقابت» ساخته شده، به وضعیتی اشاره دارد که در آن احزاب سیاسی، در کنار رقابت برای کسب قدرت و محبوبیت، در برخی مسائل نیز با یکدیگر همکاری می‌کنند. این استراتژی که پیش‌تر در حوزه کسب‌وکار مورد توجه قرار گرفته بود، در عرصه سیاست هم می‌تواند به عنوان ابزاری موثر برای کاهش تنش‌ها و رسیدن به وفاق ملی به کار رود. در ایران، فضای سیاسی اغلب به‌گونه‌ای شکل گرفته که رقابت میان احزاب به شکلی شدید و گاه مخرب نمود پیدا می‌کند. احزاب برای به دست آوردن سهم بیشتری از قدرت، چه در مجلس و شوراها و چه در ریاست جمهوری و کابینه، رقابتی سخت و گاه فرساینده را دنبال می‌کنند. اما واقعیت این است که بسیاری از چالش‌های اساسی کشور، مانند بحران‌های اقتصادی، مشکلات زیست‌محیطی و مسائل اجتماعی، نیازمند همکاری فراتر از مرزهای حزبی است. احزاب حرفه‌ای و ریشه‌دار دریافته‌اند که برای ماندگاری و ایفای نقش مؤثر در فضای سیاسی کشور، باید به ترکیبی از رقابت و همکاری تن دهند. این همکاری‌ها می‌تواند در قالب ائتلاف‌های سیاسی یا مشارکت در پروژه‌های مشترک برای حل مسائل ملی ظهور پیدا کند. حتی در شرایط بحرانی، ممکن است احزاب ناگزیر شوند با نهادهای قانون‌گذار یا تنظیم‌کننده مقررات همکاری کنند تا از منافع ملی دفاع کنند. یکی از مهم‌ترین کارکردهای هم‌رقابتی، تمرکز بر منافع مشترک است. احزاب، به‌جای تمرکز صرف بر نقاط اختلاف، می‌توانند با تمرکز بر اهداف مشترک – مانند بهبود وضعیت اقتصادی، ارتقای سطح رفاه عمومی یا افزایش شفافیت در حکمرانی – به حل مشکلات کمک کنند. چنین رویکردی نه‌تنها به کاهش قطبی‌سازی سیاسی منجر می‌شود، بلکه می‌تواند اعتماد عمومی به نظام سیاسی را نیز افزایش دهد. همچنین، همکاری‌های بین‌حزبی می‌تواند تصمیم‌گیری‌ها را کارآمدتر و سریع‌تر کند. وقتی احزاب در برخی موضوعات کلیدی به توافق برسند، فرآیند تصویب قوانین و اجرای سیاست‌ها به شکلی روان‌تر پیش خواهد رفت. این همکاری همچنین می‌تواند مشروعیت بیشتری به دولت‌ها ببخشد، چرا که نشان می‌دهد مجموعه‌ای از گروه‌های سیاسی با دیدگاه‌های متفاوت، برای حل مسائل ملی به یک اجماع رسیده‌اند. هم‌رقابتی در فضای سیاسی ایران، اگر به درستی مدیریت شود، می‌تواند از یک ابزار صرفاً نظری به رویکردی عملی برای کاهش تنش‌ها و ایجاد وفاق ملی تبدیل شود. این استراتژی نه‌تنها به سود احزاب است، بلکه در نهایت به نفع مردم و توسعه کشور نیز خواهد بود.

ادامه مطلب

احزاب و پیوندهای اجتماعی

احزاب سیاسی به عنوان یکی از مهمترین نهادهای مدنیِ مدرنیته عموماً بر مبنای شکافهای اجتماعی تشکیل می‌شوند و می‌توانند آن شکافها را نمایندگی کنند. برای مثال، احزاب چپ در بیشتر جوامع بر شکاف کار و سرمایه استوار شدند و کوشیدند نمایندگان نیروی کار و مناقشاتِ ناشی از آن باشند و منافع و مطالبات آنها را در نظامِ قدرتِ قانونی حاکم بر جامعه دنبال کنند. امّا در ایران احزاب غالباً نه بر اساس شکافهای ساختاری بلکه بر مبنای شکافهای عارضی و مقطعی و موقت تاسیس شده‌اند. برای نمونه، شکافِ مقطعی حاصل از تراکم مطالبات سیاسی در میانۀ دهۀ هفتاد خورشیدی منجر به رخداد دوم خرداد شد، و به تبع آن، جبهۀ مشارکت تاسیس گشت. امّا موسسین آن تشکل سیاسی با علم و اطلاع کافی از این که چنین نهادی حزب به معنای اخص کلمه نیست، آن را «جبهه» نام گذاشتند. سوای از این که این نامگذاری از عقبه‌ای رزمی-نظامی بهره می‌برد و نشان دهندۀ ناخودآگاهی سیاسی است که کنش مدنی را در قالبهایی جنگی و تخاصمی می‌فهمد، اقراری است صریح مبنی بر این که هر چه هست ولی «حزب» نیست. غیر از مثال فوق‌الذکر، عموم احزاب پساانقلابی در ایران، تشکلهایی هستند که بر شکافهای ساختاری بنا نشده‌اند و در بیشتر موارد «احزاب کادر» هستند. نمونۀ بارز یک حزب کادر را می‌توان در کارگزاران سازندگی سراغ گرفت. احزاب کادر بدنۀ اجتماعی ندارند و جمع قلیلی از نخبگان نظری یا عملی هستند که برای کسب قدرت، یا تاثیرگذاری بر آن، به واسطۀ ابزارهای مسالمت آمیز قانونی تلاش می‌کنند. آسیب شناسی دیگر احزاب هم نشان می دهد که اگرچه آنها کوشیده‌اند با شیوه‌های مختلف دست به جذب گستردۀ شهروندان بزنند و از آنها عضوگیری کنند، ولی در نهایت ارتباط سیستماتیکی با بدنۀ اجتماعی پیدا نکرده‌اند. علت این ضعف را غیر از استقلالِ احزاب – استقلال در اینجا با بار معنایی منفی – از شکافهای اجتماعی، می‌توان در غیبتِ «پیوندهای افقی» و اصرار بی‌جا بر صرفاً ایجاد «پیوندهای عمودی» دانست. احزاب در ایران بعد از انقلاب صرفاً بر پیوندهای عمودی اصرار داشته‌اند. استراتژی احزاب تلاش برای تصرف نهادهایی بوده که در بالادست هرم ساختار قدرت قرار داشته است. به همین دلیل همۀ تمرکز آنها بر کسب قدرت به واسطۀ مشارکت در ابزارهایی چون صندوق رأی بوده است. از همین رو، بدنۀ اجتماعی را در نسبت با پیوندهای عمودی تعریف کرده‌اند. بدنۀ اجتماعی در ایام انتخاباتی بسیج می‌شود و در بعد از انتخابات رها می‌گردد. حزب خود را در درون بُرداری تعریف می‌کند که یک سر طیف – که نقطۀ اوج است – کسب قدرت و مناصب است و یک سر دیگر طیف، بیرون ماندن از قدرت. امّا در این میان علی‌الاغلب از پیوندهای افقی غفلت شده است. بنابراین تمرکز احزاب بر پیوندهای عمودی، و نگاه به آن همچون استراتژی و نه تاکتیک، موجب شده تا از پیوندهای افقی غافل بشوند. پیوندهای افقی عموماً یا ساختاری‌اند یا کنشگرایانه. پیوندهایِ افقیِ ساختاری بالذاته با خودِ حزب همزمان متولد می‌شود. لحظۀ تاسیس همان لحظۀ پیوند است. نافِ این دو با یکدیگر گره خورده و وحدتِ ارگانیک دارند. یک حزب چپ که از دل جنبش کارگری بر می‎خیزد پیوند افقی با بدنۀ اجتماعی خودش دارد. فی الواقع حزب درون جامعۀ مدنی و بیرون از حوزۀ دولت، در کنار اعضای خودش است. با آنها مرتبط است. مطالبات آنها را جمع‌آوری، تجمیع و منتقل می‌کند. حزب لویاتانی مدنی است. حزب همان بدنۀ اجتماعی و بدنۀ اجتماعی همان حزب است. لذا منطق‌الطیرِ امرِ سیاسی در ساحتِ سیمرغِ تحزب چیزی نیست جز وحدت برآمده از کثرت اعضا. احزاب به واسطۀ پیوندهای افقی تولیدِ قدرتِ اجتماعی می‌کنند. احزابی که پیوندهای افقی ندارند، و صرفاً بر پیوندهای عمودی تکیه می‌کنند، همچون درختهایی بی‌ریشه در جغرافیای منازعه‌اند که به تعبیر مارکس با ابرهای طوفانزایِ سیاست به راحتی از جا کنده می‌شوند. در یادداشتهای بعدی این بحث را پی‌ می‌گیریم.

ادامه مطلب
یادداشت انیسه صالحی عضو شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان

وفاق بر سر منافع ملی

برادر کشی گویی از هابیل و قابیل به ما جوری منتقل شده که در هر شرایطی آنچنان که نباید یک سر طناب را به سوی خود می کشیم که گویی پیوند بزرگی به نام ایران میانمان نیست،انگار منافع ملی و اهداف مشترک نداریم و منافع جناحی بر هر چیزی ارجحیت دارد حتی حق مردم! دولت پزشکیان با شعار وفاق به میدان آمد تا بلکه برای یکبار هم که شده از داستان هابیل و قابیل عبرت گرفته و پیروزی ها و شکست های جناحی را منطقی پذیرفته و فردای انتخابات زنجیروار برای بهبود شرایط کشور تلاش کنیم اما متاسفانه کشور ما آنچنان اسیر تندروهای طیف مقابل است که به جای کمک به رشد و توسعه کشور هرروز بیشتر از قبل بر طبل دوستی با بیگانه می کوبند،گویی فراموش کرده اند هرآنچه در امروز می بینیم،حاصل عملکرد ناصحیح و نادرست خودشان است،آنها سفره های هرروز کوچکتر شده مردم را نمی بینند و به جای کمک و همراهی در راه دشمنی با اصلاح طلبان حاضرند حقوق ملت را هم پایمال کنند. آن ها تصور می کنند،وفاق بیان شده توسط پزشکیان یعنی صرفا استفاده از نیروهای دو جناح در بدنه دولت،در حالیکه وفاق یعنی همراهی و همدلی تحت هر شرایطی چه در قدرت باشیم و چه نباشیم و بپذیریم منافع ملی مهمتر از هر نوع منافع فردی یا جناحی است.اینک که کشور چه در میدان داخلی و چه در میدان خارجی تحت فشارهای مضاعف است اگر به طور واقعی به معنای وفاق عمل نشود،شاید فردا چیزی که از ایران مان باقی بماند مخروبه ای بیش نباشد  که هر دشمنی توان آسیب رساندن به آن را دارد،اگر دلسوز واقعی این کشور هستیم از قهر نخبه ها و خروجشان از ایران بترسیم و فراموش نکنیم آبادانی حاصل نمی گردد جز با همراهی و‌ همدلی جمعی با هر نوع دیدگاه و تفکری،هشت سال دفاع مقدس نمونه واقعی و عینی از معنای وفاق است،رزمندگان جنگ با هر نوع دیدگاه و تفکری فقط برای حفظ تمامیت ارضی کشور  متحد وار جنگیدند تا ایران،ایران بماند. اینک که کشور مجدد در حال جنگ در میدان داخلی است برای ایجاد ثبات اقتصادی و البته جنگ در میدان خارجی برای رسیدن به یک توافق همه جانبه برای آسایش و رفاه مردم،اگر فرد یا جناحی برای نیل به این اهداف توان همکاری و همراهی ندارد،حداقل ترین کار سکوت است و اجازه دادن به دولتی که برآمده از رای اکثریت مردم است مگر اینکه دموکراسی و احترام به رای و نظر مردم را قبول نداشته  و در شرایطی که کشور مورد آماج حملات ترامپ و اسرائیل است صرفا برای رسیدن به منافع جناحی حاضر به انجام هر نوع شعاری علیه دولت باشیم.امروز بر هر فرد ایران دوستی واجب است که نگران فردای ایران باشد نه اینکه در راه همراهی با اپوزیسیون های خارج از کشور و بیگانگان شعار مرگ بر ظریف سر دهند و به خود افتخار کنند و مشکل خود را فقط حضور دکتر  ظریف که دلسوزانه پا به میدان گذاشته،بدانند. مشکل کشور ما حضور ظریف ها نیست،مشکل کشور ما کشمکش های بی پایان و دعواهای جناحی ست که معنای وفاق را هنوز درک نکرده اند و در راه تخریب دولت حاضرند پا بر منافع ملی بگذارند. اینک اگر با همبستگی برای رفع مسائل اقتصادی کشور تلاش نشود،باید بیش از پیش شاهد خروج نخبه ها از کشور باشیم و بپذیریم جامعه پیر شده ایران با هر نوع تشویقی تا مادامیکه مسائل اقتصادی حل نشده است،نه رو به ازدواج می آورند و نه فرزند آوری و هرساله باید منتظر زیادتر شدن کودکان بازمانده از تحصیل باشیم.

ادامه مطلب

ناترازی انرژی و تأثیر آن بر صنعت فولاد

صنایع فولادسازی به‌عنوان یکی از ستون‌های اصلی توسعه اقتصادی و صنعتی کشورها، نقش بسزایی در پیشرفت جوامع مدرن ایفا می‌کنند. کشور ما نیز به‌عنوان یکی از تولیدکنندگان عمده فولاد در منطقه خاورمیانه، در سال‌های اخیر شاهد رشد قابل توجهی در این بخش بوده است به نحوی که یکی از اهداف سند ۲۰ ساله توسعه دستیابی به تولید سالانه ۵۵ میلیون تن فولاد در سال در افق ۱۴۰۴ بوده است. با این حال، چالش‌های متعددی وجود دارند که می‌توانند عملکرد این صنعت را تحت تأثیر قرار دهند، یکی از مهم‌ترین این چالش‌ها، ناترازی انرژی است که تأثیرات عمیقی بر صنعت فولاد کشور و توسعه و پیشرفت آن دارد. ناترازی انرژی به وضعیتی اطلاق می‌شود که تقاضا برای انرژی از ظرفیت تولید یا توزیع آن فراتر رود، این موضوع می‌تواند ناشی از عوامل مختلفی از جمله مدیریت ضعیف منابع انرژی، عدم سرمایه‌گذاری کافی در زیرساخت‌های تولید و توزیع انرژی، تحریم‌های بین‌المللی و همچنین افزایش مصرف انرژی در بخش‌های مختلف اقتصادی باشد. صنعت فولادسازی به‌طور ذاتی به مصرف بالای انرژی نیاز دارند. فرآیندهایی مانند ذوب آهن، تولید فولاد و نورد، انرژی قابل توجهی را مصرف می‌کنند، به‌طور متوسط، تولید هر تن فولاد حدود ۶۰۰ تا ۸۰۰ کیلووات ساعت (kWh) برق نیاز دارد، این رقم بسته به نوع فناوری و فرآیند تولید می‌تواند متفاوت باشد. به‌عنوان مثال، فرآیند کوره قوس الکتریکی (EAF) که به‌طور گسترده در صنایع فولادسازی ایران استفاده می‌شود، به‌طور متوسط ۴۰۰ تا ۷۰۰ کیلووات ساعت برق برای تولید هر تن فولاد مصرف می‌کند که نوسان این دامنه به عواملی مانند مشخصات خوراک ورودی، دما و سطح فناوری تجهیزات بستگی دارد. با توجه به اینکه در سال گذشته حدود ۳۵ میلیون تن فولاد خام در کشور تولید شده است، می‌توان تخمین زد که صنایع فولادسازی ایران سالانه حدود ۲۱ تا ۲۸ تراوات ساعت (TWh) برق مصرف می‌کنند. این مقدار معادل حدود ۷ تا ۱۰ درصد از کل مصرف برق کشور است که نشان‌دهنده وابستگی شدید این صنعت به انرژی و در مقابل سهم کم این صنعت از میزان کل مصرف انرژی کشور است. بر اساس آمار منتشر شده توسط وزارت نیرو، ظرفیت نصب‌شده نیروگاه‌های ایران حدود ۸۵,۰۰۰ مگاوات (MW) است. با این حال، به‌دلیل مشکلاتی مانند فرسودگی تجهیزات، کمبود سوخت، و نقص در شبکه انتقال و توزیع، ظرفیت واقعی تولید برق به‌طور متوسط حدود ۷۰,۰۰۰ مگاوات است. این در حالی است که تقاضای برق در ساعات اوج مصرف به ۶۵,۰۰۰ تا ۶۸,۰۰۰ مگاوات می‌رسد، که نشان‌دهنده حاشیه امن محدود برای مقابله با افزایش تقاضا است. یکی از عوامل کلیدی که به ناترازی انرژی در ایران دامن زده است، انحصار در ساخت تجهیزات نیروگاهی است، این انحصار به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم بر فرسودگی تجهیزات، ناکارآمدی شبکه‌های تولید و توزیع تأثیر می‌گذارد. بسیاری از نیروگاه‌های کشور امروزه به‌شدت فرسوده هستند. به‌دلیل تحریم‌های بین‌المللی و انحصار در ساخت و تأمین قطعات یدکی و تجهیزات نیروگاهی، بسیاری از این نیروگاه‌ها نتوانسته‌اند در زمان مناسب تعمیر و نگهداری شوند یا ارتقاء یابند. به‌عنوان مثال، بیش از۴۰ درصد نیروگاه‌ها عمری بیش از ۳۰ سال دارند و بازدهی آن‌ها به‌مرور زمان کاهش یافته است، این فرسودگی باعث کاهش ظرفیت تولید و افزایش خرابی‌های غیرمنتظره شده است. همچنین شبکه‌های انتقال و توزیع برق نیز به‌دلیل استفاده از تجهیزات قدیمی و نبود سرمایه‌گذاری کافی در به‌روزرسانی این شبکه‌ها، با مشکلات جدی مواجه هستند. انحصار در ساخت تجهیزات شبکه‌های توزیع برق، از جمله ترانسفورماتورها، خطوط انتقال و تجهیزات کنترلی، باعث شده است که این شبکه‌ها نتوانند به‌طور کارآمد انرژی را از نیروگاه‌ها به مصرف‌کنندگان منتقل کنند. به‌عنوان مثال، تلفات انرژی در شبکه‌های انتقال و توزیع کشور به‌طور متوسط حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد است، که این رقم در کشورهای توسعه‌یافته به‌ندرت از ۵ تا ۷ درصد فراتر می‌رود. در فصول گرم سال، بخش خانگی و تجاری بیشترین سهم از مصرف برق را به خود اختصاص می‌دهند، که این امر باعث کاهش سهم برق اختصاص داده‌شده به بخش صنعتی، از جمله صنایع فولاد، می‌شود. در این شرایط، صنایع فولادی اغلب با کاهش تأمین برق یا قطعی‌های غیرمنتظره مواجه می‌شوند که به ناترازی تولید منجر می‌شود. ناترازی انرژی اثرات مخربی بر صنایع فولادسازی ایران دارد که اهم موارد آن شامل افزایش هزینه‎های تولید، کاهش ظرفیت تولید و افزایش بهای تمام شده محصولات و کاهش کیفیت است. با توجه به اینکه هزینه انرژی می‌تواند ۲۰ تا ۳۰ درصد از کل هزینه‌های تولید فولاد را تشکیل دهد، هرگونه ناترازی در تأمین انرژی و تأمین انرژی با هزینه بالاتر می‌تواند هزینه‌های تولید را به‌طور قابل توجهی افزایش دهد. به‌عنوان مثال، اگر هزینه تأمین برق برای فولادساز از ۱۰۰ تومان به ۱۵۰ تومان برای هر کیلووات ساعت افزایش یابد، هزینه تولید هر تن فولاد می‌تواند به‌طور متوسط ۳۰,۰۰۰ تا ۵۰,۰۰۰ تومان افزایش یابد. در مواقعی که برق به‌صورت محدود در دسترس باشد، کارخانه‌های فولادسازی مجبور به کاهش ساعت‌های کاری یا حتی توقف موقت خطوط تولید می‌شوند. به‌عنوان مثال، در سال گذشته، برخی از کارخانه‌های زنجیره فولادسازی کشور به‌دلیل ناترازی انرژی، تولید خود را تا ۱۵ تا ۲۰ درصد کاهش دادند که این کاهش ظرفیت تولید منجر به افزایش بهای تمام شده محصولات شده است. نوسانات در تأمین انرژی می‌تواند بر دقت فرآیندهای تولید فولاد نیز تأثیر بگذارد. به‌عنوان مثال، ناپایداری در دماهای فرآیندهای ذوب و نورد می‌تواند منجر به تولید محصولات با کیفیت پایین‌تر شود. این امر می‌تواند بر حسن شهرت و اعتبار تولید کنندگان فولاد ایران در بازارهای داخلی و جهانی تأثیر منفی داشته باشد. برای مقابله با چالش ناترازی انرژی، دولت و بخش خصوصی باید اقدامات هماهنگ و مؤثری انجام دهند که از آن جمله موارد زیر می‌باشد. ۱. توسعه سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر: استفاده از انرژی‌های خورشیدی، بادی و زمین‌گرمایی می‌تواند به کاهش وابستگی به منابع سنتی انرژی کمک کند. به‌عنوان مثال، در کشور ما می‌توان از پتانسیل بالای خورشیدی در مناطق مرکزی و جنوبی کشور استفاده کرد. این موضوع مستلزم تسهیل شرایط سرمایه‌گذاری توسط دولت و ایجاد مشوق‌های جذاب برای بخش خصوصی است. ۲. بهبود بهره‌وری انرژی: اجرای برنامه‌هایی برای افزایش کارایی مصرف انرژی در کارخانه‌های فولادسازی می‌تواند هزینه‌ها را تا حد چشمگیری کاهش دهد. استفاده از فناوری‌های نوین با کارایی بالاتر و مصرف انرژی بهینه، همچنین نوسازی و به‌سازی تجهیزات فرسوده در بخش تولید و شبکه توزیع داخلی مجتمع‌های فولاد سازی برای کاهش افت و هدر رفت ضروری است. به‌عنوان مثال، استفاده از فناوری‌های پیشرفته در کوره‌های ذوب می‌تواند مصرف انرژی را تا۱۰ تا ۱۵ درصد کاهش دهد. ۳. توسعه زیرساخت‌های تولید و توزیع انرژی: سرمایه‌گذاری در شبکه‌های برق و گاز می‌تواند به تأمین پایدار انرژی کمک کند. به‌عنوان مثال، ارتقاء شبکه انتقال برق می‌تواند از تلفات انرژی جلوگیری کند، بخش عمده‌ای از ناترازی موجود ناشی از تلفات زیاد در شبکه توزیع به دلیل فرسودگی و کارایی پایین تجهیزات نیروگاهی و شبکه توزیع است. ۴. کاهش انحصار: ایجاد رقابت در بازار ساخت تجهیزات نیروگاهی و شبکه‌های توزیع برق می‌تواند به کاهش هزینه‌ها و افزایش کیفیت محصولات کمک کند. این امر می‌تواند از طریق حمایت از شرکت‌های داخلی، تقویت صنایع برای تولید تجهیزات با فناوری نوین و شرکت‌های دانش بنیان فعال در این حوزه و جذب سرمایه‌گذاری خارجی انجام شود. ۵. توسعه همکاری بین‌المللی و منطقه‌ای: ایجاد روابط با کشورهای صاحب دانش فنی و توسعه مراودات برای دسترسی به فناوری‌های پیشرفته در زنجیره تولید فولاد، تجهیزات نیروگاهی، شبکه توزیع و توسعه منابع انرژی می‌تواند به حل مشکلات موجود کمک کند. ناترازی انرژی یکی از چالش‌های اساسی است که صنایع فولادسازی کشور را تحت فشار قرار داده است. با توجه به اینکه صنایع فولاد سالانه حدود ۲۱ تا ۲۸ تراوات ساعت برق مصرف می‌کنند و ظرفیت واقعی نیروگاه‌های ایران تنها به ۷۰,۰۰۰ مگاوات می‌رسد، مشکلات ناترازی انرژی به‌وضوح قابل مشاهده است. این مشکل نه‌تنها بر عملکرد این صنعت تأثیر می‌گذارد، بلکه می‌تواند به کاهش رشد اقتصادی و اشتغال در کشور منجر شود. برای مقابله با این چالش، نیاز به برنامه‌ریزی دقیق و هماهنگی بین دولت، بخش خصوصی و سایر هموندان است. با اجرای سیاست‌های مؤثر و استفاده از فناوری‌های نوین، می‌توان به بهبود وضعیت تأمین انرژی و تقویت صنایع فولادسازی کمک کرد. این امر نه‌تنها به نفع صنعت فولادسازی، بلکه به نفع کل اقتصاد کشور خواهد بود.

ادامه مطلب

شکاف در وفاق

انبوه مسائل انباشت شده در حوزه های مختلف سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی کشور و رسوب آنها در شریان های حیاتی ایران بدون آنکه تصمیم درست و دقیقی بر عبور از آنها اتخاذ شود،دولت چهاردهم را تبدیل به دولتِ در بحران کرده است. مانع تراشی نیروهای تندرو و متنفد در اجرای سیاست های دولت،سد محکم مجلسی حداقلی در برابر رویکردهای کلان او و کابینه اش ،عدم توازن در سیاست خارجی و تحریم های ادامه دار غرب،وضعیت آشفته اقتصاد و نقدینگی و انتظار رو به تزاید جامعه برای حل آنها،محدودیت های اجتماعی اعمال شده در طول سال‌های متمادی و از طرفی تبلیغات هدفمند و گسترده مخالفین داخلی و محروم شدگانِ برخوردار از تریبون و بمباران اطلاعاتی تلفیق شده از حقیقت و باطل توسط رسانه های قدرتمند بیرون از مرزها ،تاب آوری دولت را در برابر آزمونی دشوار قرار داده است. از سویی بیان شعار وفاق توسط مسعود پزشکیان امروز به جای آن که نقطه قوت دولت او تلقی شود عملا به پاشنه آشیل و گلوگیر دولت تبدیل شده است. وفاق او که قرار بود باعث کاهش تعارضات و افزایش همبستگی و همکاری های جمعی در سطوح گوناگون حکمرانی شود در چمبره زیاده خواهی های پایان ناپذیر رقبای دولت نه تنها منجر به کاهش تنش ها و حفظ تعادل و انسجام در حرکت دولت به سوی اهدافش نشده است بلکه خود تبدیل به چالشی جدی در حرکت قطار دولت در ریل وفاق شده است و فراتر از آن حامیان دولت او را نیز در یاس و نا امیدی فرو برده است. گرفتاری های دولت در کلان رویدادهای اقتصادی و سیاسی ،نگهبانی او را از آرا خود و هوادارانش به شدت سست کرده است. در بسیاری از سطوح مدیریت های کلان و میانی یا تغییری حاصل نشده است و اگر هم تغییری روی داده است ،جهت گیری آن جایگزینی منتقدین دولت با منتقدین تازه نفس آن است! که در پوشش گفتمان وفاق در روز واقعه دولت را تنها خواهند گذاشت. شاید در ظاهر ابرچالش های دولت بسیار مهم تر از تصمیم گیری برای تغییر مدیران در بدنه دولت باشد اما غفلت از آن علاوه بر آسیب های بزرگ به سرمایه اجتماعی دولت خانه نوبنیاد آن را دچار ریزش های موریانه وار و تدریجی خواهد کرد ،انتخاب آگاهانهِ غفلت از آن چیزی که در تغییر مدیران به ویژه در استان ها می گذرد خطری نهفته اما پردامنه برای دولت پزشکیان است. دولت اگر می خواهد در مسیرش به سوی وفاق موفق باشد، تعبیر و تعریفی غیر از این که وفاق تمکین اقلیت به خواست و اراده اکثریت و توجه اکثریت به حقوق اقلیت داشته باشد،به زودی در دام مدیران دوزیست و ناکارآمد،اندک موفقیت های خود و قلیل سرمایه های انسانی خویش را هم به تاراج خواهد داد.

ادامه مطلب

مدیریت در مسیر تحول؛ راهکارهایی برای عبور از چالش‌های پیش رو

این روزها شاهد فشارهای حداکثری بر کشور در حوزه های اقتصادی و بین المللی هستیم ،در حالی سال ۱۴۰۳ را به پایان می بریم که واژگان اضطراب و ترس و عدم توانایی در تصمیم گیری ،غلظت بالایی در مراودات کلامی مردم را به خود اختصاص داده اند .بر همین اساس یادداشت زیر گریزی بر چرایی این شرایط از منظر مدیریت با نگاهی به سازمان ها و نقش آنهاست . در تولید،چرخه‌ای به نام چرخه حیات محصول وجود دارد که از مرحله تولد، رشد ، بلوغ و مرگ یا افول تشکیل می‌شود بر همین اساس می‌توان برای سازمان‌ها نیز اینگونه چرخه حیات را متصور شد به استناد همین چرخه می‌توان به جمع‌بندی رسید که یک سازمان خواه ناخواه این دوران را در قالب چرخه حیات خود طی خواهد کرد در مبحثی دیگر همین سازمان‌ها در تعامل مدام با محیط هستند در حقیقت سازمان متاثر از عوامل محیطی بیرونی خودش است به قسمی که این عوامل تعیین کننده اهداف ،برنامه‌ها و استراتژی‌های سازمان هستند عواملی همچون صنعت اقتصاد، سیاست، اصناف و گروه‌ها، بین الملل ،رقبا و غیره ،یک سازمان مدام در تعامل دوسویه با محیط پیرامونی خود است و سنسورها و حسگرهای این سازمان باید بتوانند به سرعت نسبت به اتفاقات بیرونی خود واکنش نشان دهند چنانچه نتواند واکنش به موقع به محیط و تغییرات آن نشان بدهد ،دیر یا زود در چرخه حیات خود به مرحله افول خواهد رسید درست شبیه نزدیک کردن دست به آتش ،چنانچه مغز نتواند از طریق سنسورهای موجود در انگشت پیام گرمایش را مخابره کند بلاشک دست نزدیک شده به آتش خواهد سوخت و این دقیقاً مثالی ملموس برای تمام نظام‌های حاکمیتی است با فرض بر اینکه آنها را شبیه به یک سازمان بدانیم یک نظام سیاسی باید بتواند در عین اینکه واکنش‌های به موقعی به اتفاقات پیرامون خود نشان می‌دهد از سوی دیگر شاخصه نوآوری را در ارائه خدمات یا ایده‌های خود داشته باشد و به تعبیری یکی از خاصیت‌های سازمان تاثیرگذاری‌اش بر محیط است از این رو نظام حاکمیتی باید با تولید محتوایی در خور آن هم در قالب لحظه ای همیشه ایده ی جدید ی برای مردم (استفاده کنندگان)داشته باشد .فرض کنید کارخانه‌ای که تولید کننده یک محصول است نتواند تولید خود را بر اساس تغییرات محیطی که همانا وجود رقبا و تنوع سایر محصولات مشابه است به روز رسانی کند بی‌شک محکوم به زوال خواهد بود. نظام حاکمیتی سیاسی نیز بر همین منوال باید حرکت کند. ایران و نظام حاکمیتی آن باید بداند که در شرایط حاضر باچالش‌های مهم اقتصادی و سیاسی وتغییرات روزانه مواجهه دارد و باید پاسخی درخور برای این تغییرات ارائه کند اگر احزاب ،دولت گروه‌های فعال اجتماعی و نظام حاکم سیاسی را حکومت بدانیم پس ناگزیر تمام این بخش‌ها باید بتوانند نقش خود را در ارائه ایده ی جدید مطرح کنند به عبارتی دیگر نظام حاکمیتی که متولی اداره حکومت و ملت است باید بتواند با دریافت به موقع پیام‌های مخابره شده به سیستم سازمانی و تحلیل مناسب آنها نسبت به برنامه‌ریزی و تدوین استراتژی مناسب جهت رسیدن به اهداف ،که همانا رشد و توسعه ی متوازن در همه زمینه‌های کشور می‌باشد گام بردارد این در حالیست که با تحلیل روند و بررسی سنوات گذشته متوجه می‌شویم که کشور درگیر بحران بزرگ اقتصادی و به عبارتی مدیریتی است که به سطحی از ناکارآمدی تنزل پیدا کرده است. افزایش بی‌رویه ی قیمت‌ها ،تورم لجام گسیخته و ایجاد شکاف‌های طبقاتی همه و همه بیانگر در پیش رو بودن بحران‌های بزرگ یا به عبارتی ابر چالش‌هایی است که اگر تصمیم مناسب و پاسخ به موقع برای آنها نداشته باشیم ناگزیر مرحله افول یا مرگ در تمامی سیستم‌ها و زیرسیستم های آن خواهیم رسید. اما برخی از راهکارهای لازم چیست ۱ ـ توجه ویژه به مقوله کارآمدی در مدیریت در تمامی عرصه‌های جامعه ۲ -داشتن نگاهی واقع بینانه به مسائل پیش آمده و اتفاقات رخ داده (پرهیز از شعار زدگی) ۳ـ تحلیل رویدادها که همانا از جانب محیط پیرامون به ما ارسال شده‌اند و اتخاذ راهکارهای منطقی درخور، با کمترین هزینه ممکن ۴ -تدوین اهداف در قالب اهداف کوتاه مدت ،میان مدت و بلند مدت برای رسیدن به چشم اندازی مناسب در سال‌های آتی ۵ - چابک کردن دولت و حذف وظایفی که می‌تواند به حوزه‌های خصوصی واگذار شود .اعتماد و بسترسازی مناسب برای بخش خصوصی آزاد کردن اقتصاد در شرایطی که اقتصاد دستوری است و در ایران نیز به کرات شاهد خطای این نسخه تجویزی برای اقتصاد بوده‌ایم ۷ -طرز تلقی منطقی از واژه ی تعامل و استفاده از مفهوم بازی‌های برد -برد، باید بدانیم که جهان عرصه ی تعامل در تمامی حوزه‌ها ست، چه اقتصادی و چه سایر حوزه‌های اجتماعی هر یک از طرفین تعامل در پی برد و پیروزی هستند ۸-بهره ور کردن دولت وزیر مجموعه ی آن در تمامی بخشها (تمرکز بر اثربخشی و کارایی) ۹-رسیدن به فهم و زبان مشترک با تمامی بازیگران حاضر در حوزه ی دولت -ملت (مردم و حاکمیت ) در خصوص منافع ملی ۱۰-مبارزه ی محسوس و ملموس با فساد اقتصادی و مالی در تمام حوزه ها (بازار پول و سرمایه) ودر پایان استفاده از واژه ی صبر و تحمل در جهت اجرای مناسب تمام برنامه های معقولانه . بی گمان به این لیست پیشنهادی ،موارد بی شمار دیگری نیز می توان افزود ،اما صرفا نمونه ای از راهکارهای پیشنهادی در اینجا ارائه شده است .

ادامه مطلب

نسل جدید سیاست‌ورزی؛ آخرین فرصت برای شنیده شدن صدای جوانان

در دنیای پرشتاب امروز، کمتر کسی انتظار داشت که سیاست‌ورزی بتواند همچنان بی‌توجه به نیروی جوان ادامه یابد. *جوانان؛ تماشاگر یا بازیگر؟* اما واقعیت این است که جوانان دیگر حاضر نیستند صرفاً تماشاگر صحنه سیاست باشند. آن‌ها آمده‌اند تا بخشی از فرآیند تصمیم‌گیری باشند و صدای خود را نه در حاشیه، بلکه در متن قدرت سیاسی طنین‌انداز کنند. این نسل جدید به‌خوبی دریافته است که اگر خود وارد میدان نشود، هیچ‌کس قرار نیست صدای آن‌ها را به گوش تصمیم‌گیرندگان برساند. در گذشته، جوانان اغلب به‌عنوان نیروی پشتیبان یا نماد تغییر در جریان‌های سیاسی مطرح می‌شدند؛ اما امروز، معادلات تغییر کرده است. جوانان دیگر به نقش‌های نمادین قانع نیستند. آن‌ها نه‌تنها مطالبه‌گر حقوق خود هستند، بلکه می‌خواهند بخشی از فرآیند سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری باشند. این تغییر نگرش، ناشی از افزایش آگاهی سیاسی، دسترسی گسترده به اطلاعات، و تجربه‌های تلخ و شیرین گذشته است. *راه رسیدن به قدرت؛ فراتر از شعار* نخستین گام، عبور از نگاه‌های کلیشه‌ای و سنتی به مشارکت جوانان است. حضور در سیاست نباید به چند صندلی محدود در شوراهای مشورتی یا لیست‌های انتخاباتی تقلیل یابد. جوانان باید در اتاق‌های فکر، جلسات تصمیم‌گیری کلان، و حتی در سطوح اجرایی حضور داشته باشند. آن‌ها باید فرصت داشته باشند تا ایده‌های نوآورانه خود را ارائه دهند و در مدیریت بحران‌ها، برنامه‌ریزی اقتصادی، سیاست خارجی و مسائل اجتماعی نقش‌آفرینی کنند. اما این حضور صرفاً با ایجاد ساختارهای رسمی تحقق نمی‌یابد. فضای آزاد برای بیان و نقد سازنده یک ضرورت است. تا زمانی که جوانان نتوانند بدون ترس از سانسور یا محدودیت، دغدغه‌های خود را بیان کنند، سیاست‌ورزی آن‌ها ناقص خواهد ماند. آزادی بیان و مشارکت فعال، دو بال پرواز جوانان به‌سوی تغییر واقعی است. *یاد گرفتن سیاست؛ بیشتر از حفظ کردن شعارها* توانمندسازی سیاسی جوانان بدون آموزش اصولی، غیرممکن است. در دنیای پیچیده امروز، سیاست‌ورزی نیازمند مهارت‌های خاصی است؛ از تحلیل داده‌های سیاسی و اقتصادی گرفته تا مدیریت بحران، فن مذاکره، و رهبری اجتماعی. احزاب سیاسی، سازمان‌های مردم‌نهاد و حتی سیستم آموزشی رسمی باید مسئولیت آموزش این مهارت‌ها را بر عهده بگیرند. آموزش‌های سیاسی باید فراتر از نظریه‌پردازی‌های خشک باشد و جوانان را برای ورود به میدان واقعی سیاست آماده کند. در این مسیر، تجربه نیز نقش مهمی دارد. جوانانی که فرصت‌های واقعی برای کار در حوزه‌های سیاست‌گذاری پیدا می‌کنند، می‌توانند از نزدیک با چالش‌ها و پیچیدگی‌های تصمیم‌گیری آشنا شوند و درک عمیق‌تری از فرآیندهای سیاسی به دست آورند. آموزش بدون تجربه، سطحی خواهد بود؛ تجربه بدون آموزش، ناکارآمد. *شبکه‌های اجتماعی؛ صدای بدون فیلتر یک نسل* نمی‌توان از سیاست‌ورزی جدید سخن گفت و قدرت شبکه‌های اجتماعی را نادیده گرفت. فضای مجازی به جوانان فرصتی بی‌نظیر داده است تا صدای خود را به گوش جهانیان برسانند. پلتفرم‌هایی مانند توییتر، اینستاگرام، و تلگرام به ابزاری برای ایجاد جنبش‌های اجتماعی، سازمان‌دهی اعتراضات مدنی و حتی تأثیرگذاری بر سیاست‌مداران تبدیل شده‌اند. جوانان امروز با استفاده از این ابزارها، می‌توانند کمپین‌های قدرتمندی راه‌اندازی کنند، افکار عمومی را بسیج کنند و حتی در شکل‌دهی به سیاست‌های عمومی تأثیرگذار باشند. بسیاری از تغییرات بزرگ سیاسی در دهه‌های اخیر، از دل همین شبکه‌های اجتماعی آغاز شده‌اند. سیاست‌مدارانی که این واقعیت را نادیده می‌گیرند، دیر یا زود جای خود را به نسلی خواهند داد که می‌داند چگونه از این فضا برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند. *احزاب؛ دروازه‌های بسته یا پل‌های ارتباطی؟* در کنار همه این موارد، نقش احزاب سیاسی تعیین‌کننده است. احزاب می‌توانند سکوی پرتابی برای جوانان باشند یا برعکس، مانعی در مسیر پیشرفت آن‌ها. متأسفانه بسیاری از احزاب، همچنان درگیر ساختارهای سنتی هستند و به جوانان تنها به‌عنوان نیروهای تبلیغاتی یا حامیان انتخاباتی نگاه می‌کنند. اما اگر احزاب بخواهند در دنیای جدید سیاسی زنده بمانند، باید تغییر کنند. آن‌ها باید جوانان را در فرآیندهای تصمیم‌گیری واقعی دخالت دهند، به آن‌ها فرصت‌های برابر برای رشد و پیشرفت بدهند و از ظرفیت‌های بی‌نظیر نسل جدید برای نوآوری و خلاقیت بهره بگیرند. جوانانی که امروز در احزاب یاد می‌گیرند و تجربه می‌اندوزند، فردا می‌توانند به رهبران تأثیرگذاری تبدیل شوند که مسیر سیاست کشور را تغییر می‌دهند. *آینده‌ای که منتظر کسی نمی‌ماند* در نهایت باید گفت که جوانان امروز فقط نمی‌خواهند شنیده شوند؛ آن‌ها می‌خواهند دیده شوند و تأثیر بگذارند. سیاست‌ورزی جدید یعنی عبور از حاشیه به متن، از شعار به عمل. آینده این کشور در دستان نسلی است که جرأت تغییر دارد و برای ساختن فردایی بهتر، از همین امروز اقدام می‌کند. اگر این فرصت را از دست بدهیم، شاید فردایی وجود نداشته باشد که بتوان در آن صدای جوانان را شنید. اما اگر قدر این لحظه را بدانیم، می‌توانیم نسلی بسازیم که نه‌تنها شنیده می‌شود، بلکه تصمیم‌گیرنده است. آینده سیاست ایران به توانایی ما در اعتماد به جوانان و ایجاد فرصت‌های واقعی برای آن‌ها بستگی دارد. این آخرین فرصت نیست؛ اما مهم‌ترین فرصت است.

ادامه مطلب

آخرین فرصت

شاید کمتر کسی فکر می کرد که دوران دولت سیزدهم به سه سال هم نرسد و شاید خوش بین‌ترین مخالفان دولت سیزدهم، عمر آن را چهار ساله تصور می کردند. اما با شهادت رئیس دولت سیزدهم، عمر دولت یکدست نو اصولگرا هم به پایان رسید. اگر از انتخابات و مصائب و مسائلش عبور کنیم، باید بگوییم امروز با رئیس جمهوری از طیف مقابل دولت گذشته رو به روییم. رئیس جمهوری که تمام تحول خواهان، معتدلین و اصولگرایان سنتی نیز به صورت عیان و پنهان از سرکار آمدنش استقبال کرده اند. اما سوال اصلی اینست که مسعود پزشکیان چطور توانست برخلاف دوره های گذشته که پیروزی کاندیدای میانه رو منوط به مشارکت بالای ۶۰ درصدی بود، پیروز انتخاباتی شود که به زحمت مشارکتش به ۵۰ درصد رسید؟ پاسخ سوال روشن است، مسعود پزشکیان با ویژگی های شخصیتی و فردی اش توانست چنگی به سبد آرایی بیاندازد که به صورت سنتی متعلق به اصولگرایان بود. باید گفت صداقت مسعود پزشکیان و ارجاعاتش به عدالت دینی که در از حفظ خواندن نهج البلاغه در مناظرات عیان بود، بر دل قشر مذهبی کلاسیک ایرانی نشست و با پای کار آمدن بخشی از مرددین، در مرحله دوم انتخابات را برد. اما آیا همین ۵۰ درصد مشارکت کننده در انتخابات برای پیشبرد اهداف دولت و حل ابرچالش‌های موجود کشور کافیست؟ پاسخ این پرسش قطع به یقین خیر است. دولت چهاردهم و شخص آقای پزشکیان کار بسیار سختی داشت حتی اگر مشارکت در انتخابات به صد درصد هم می رسید؛ مسائل کشور به قدری پیچ در پیچ، گره خورده و درهم است که اگر شرایط سیاست‌ورزی در ایران عادی بود هم بود، باز کردن این گره‌های کور شاید دهه ها زمان می برد و حالا که نیمی از واجدین شرایط نیز در انتخابات شرکت نکرده اند، کار دولت بسیار سخت تر نیز خواهد بود. به توصیفات بالا، انتخابات آمریکا و پیروزی ترامپ را هم باید اضافه کرد که قطعا گره‌ها کور تر و عملا کار را اگر نگوییم غیرممکن بلکه سخت تر هم خواهد کرد. حال باید چه کرد؟ اگر شرایط آنقدر دشوار است، اساسا چرا برای تغییر دوباره صندوق رای را انتخاب کردیم؟ مگر نه اینکه این امکان را پیشتر آزموده بودیم؟ باید در جواب این سوال نیز گفت چون راه حل دیگری نداشتیم. خوب یا بد، دل‌نشین یا تلخ، باید بپذیریم مسعود پزشکیان آخرین فرصت ما برای اصلاح وضعیتی بود که به گواه تمام کارشناسان در تمامی عرصه ها قابل ادامه دادن نبود. شکاف‌های اجتماعی، نزاع های داخلی، بحران های محیط زیستی، وضعیت اقتصادی، وضعیت فرهنگی، سیاست خارجی، سیل مهاجرت و... اگر با دست فرمان گذشته ادامه می یافت چیزی از ایران ما باقی نمی ماند و ما مسعود پزشکیان را انتخاب کردیم چون تنها راه حل تغییر شرایط و بهبود جمعی را در انتخابات می بینیم. اگر در چهار سال پیش رو آن قدری شرایط را بهبود بخشیدیم و توانستیم گامی رو به جلو برداریم، می توانیم روی مشارکت آن ۵۰ درصد دیگری که در انتخابات امسال نیامدند هم حساب کنیم، ولی اگر در را بر همان پاشنه ای چرخاندیم که در گذشته چرخانده بودیم، باید بدانیم که دیگر نباید روی مردم حساب کنیم. اگر توانستیم همان چند وعده نیم بند که در انتخابات دادیم را عملی کنیم مردم خواهند آمد، اما اگر همان ها را هم نتوانستیم انجام دهیم، دیگر خبری از مشارکت ۵۰ درصدی هم نخواهد بود. شاید حالا بهتر درک کنیم چرا آقای دکتر پزشکیان به دنبال اجماع سازی حاکمیتی برای حل چالش های کشور است. شاید حالا بهتر درک کنیم که چرا از وفاق ملی صحبت می کند و شاید حالا بیشتر از پیش بفهمیم که دلیل حمایت های همه جانبه رهبری و ارکان حاکمیت از آقای پزشکیان به چه علت است. علت اینست که همه فهمیده ایم بدون حضور مردم نمی توانیم و برای حضور مردم باید به خواسته هایشان توجه و آن ها را حل و فصل کنیم. و اما سخنی با آقای پزشکیان؛ اول کابینه اولین نشان از این است که رئیس جمهور مشکلات کشور را دیده و می داند که جامعه به دنبال تغییر است، اگر بپذیریم که کابینه وفاق قرار است اجماع سیاسی در سطح حاکمیت را فراهم آورد نباید وفاق با جامعه را فراموش کنیم؛ اگر جامعه به دنبال تغییر شرایط موجود در دولت سیزدهم نبود، کاندیداهای دیگر قطعا بهتر می توانستند راه گذشته را ادامه دهند. همانطور که قطعا وفاق ملی مهم است، نباید فراموش کرد که جامعه به دنبال تغییر است و اولین نمایه تغییر وضعیت کنونی، وزرای همکار رئیس جمهور هستند. دوم، اقدامات فوری در مواردی است که می تواند امید اجتماعی را افزایش دهد؛ مسائلی مانند فیلترینگ و... که بارها خود آقای پزشکیان بر مضر بودنش تاکید داشته، در صورت رفع آن در سال ابتدایی دولت، امید به آینده را در جامعه فزون خواهد کرد و می تواند دست دولت را نیز در ادامه برای حل چالش های موجود بازتر کند. و سوم، حل مسائل سیاست خارجی مانند لوایح FATF و برجام است که البته حل این چالش پارامترهای دیگری هم دارد که در این مقال نمی گنجد

ادامه مطلب

ضرورت تقویت کار حزبی و برگزاری انتخابات حزبی

نظام سیاسی هر کشور نیازمند سازوکارهایی است که بتواند مشارکت حداکثری مردم را فراهم کند، نمایندگی واقعی را تضمین نماید و به ثبات و کارآمدی سیستم بینجامد. در ایران، با وجود تلاش‌های صورت گرفته در سال‌های اخیر، هنوز چالش‌هایی در زمینه مشارکت سیاسی، تمرکززدایی و ثبات نظام سیاسی وجود دارد. یکی از راه‌حل‌های پیش‌رو، تقویت کار حزبی و اصلاح نظام انتخاباتی به سمت برگزاری انتخابات استانی و حزبی است. این یادداشت به بررسی این موضوع می‌پردازد که چرا این تغییرات می‌توانند به بهبود نظام سیاسی ایران کمک کنند. ۱. تقویت کار حزبی: احزاب سیاسی به عنوان نهادهای واسط بین مردم و حکومت، نقش کلیدی در سازماندهی افکار عمومی، ارائه برنامه‌های سیاسی و تربیت کادرهای سیاسی ایفا می‌کنند. در بسیاری از کشورهای دموکراتیک مانند آلمان و کانادا، احزاب به عنوان بازوی اجرایی دموکراسی عمل کرده‌اند. در ایران، تقویت احزاب می‌تواند به افزایش مشارکت سیاسی، کاهش فردمحوری در انتخابات و بهبود کیفیت نمایندگی مردم منجر شود. احزاب قوی می‌توانند با ارائه برنامه‌های بلندمدت، به ثبات سیاسی و کاهش تنش‌های انتخاباتی کمک کنند. ۲. انتخابات استانی: تمرکززدایی و توجه به مسائل محلی از جمله نیازهای اساسی نظام سیاسی ایران است. برگزاری انتخابات به صورت استانی می‌تواند به این هدف کمک کند. در کشورهایی مانند ایالات متحده و هند، انتخابات محلی و استانی باعث شده است که مسائل خاص هر منطقه بهتر پیگیری شود و سیاست‌های محلی با نیازهای واقعی مردم تطبیق داده شوند. در ایران نیز، برگزاری انتخابات استانی می‌تواند به تمرکززدایی و توجه بیشتر به مسائل مناطق مختلف کشور بینجامد. ۳. انتخابات حزبی و پاسخگویی: یکی از مضررات نظام انتخاباتی غیرحزبی در ایران، عدم پاسخگویی کافی افراد منتخب است. در سیستم‌های غیرحزبی، نمایندگان منتخب اغلب به صورت فردی عمل می‌کنند و ممکن است پاسخگویی لازم را به مردم نداشته باشند. اما در سیستم‌های حزبی، این احزاب هستند که باید پاسخگو باشند. احزاب به عنوان نهادهای جمعی، مسئولیت عملکرد نمایندگان خود را بر عهده می‌گیرند و در قبال وعده‌های داده‌شده به مردم پاسخگو هستند. این امر باعث افزایش مسئولیت‌پذیری و شفافیت در نظام سیاسی می‌شود. در کشورهایی مانند بریتانیا و ژاپن، سیستم‌های حزبی به ثبات سیاسی کمک کرده‌اند، زیرا احزاب به عنوان نهادهایی عمل می‌کنند که اختلافات را در درون خود مدیریت کرده و برنامه‌های بلندمدت ارائه می‌دهند. در ایران نیز، انتخابات حزبی می‌تواند به کاهش تنش‌های انتخاباتی و افزایش ثبات سیاسی کمک کند. با توجه به تجربه‌های موفق کشورهای دیگر، تقویت کار حزبی و برگزاری انتخابات به صورت استانی و حزبی می‌تواند به بهبود نظام سیاسی ایران کمک شایانی کند. این تغییرات می‌توانند مشارکت سیاسی را افزایش دهند، تمرکززدایی را تقویت کنند، به مسائل محلی توجه بیشتری نشان دهند و به ثبات سیاسی بینجامند. علاوه بر این، برگزاری انتخابات حزبی می‌تواند مشکل عدم پاسخگویی نمایندگان را حل کند، زیرا در این سیستم، احزاب مسئولیت عملکرد نمایندگان خود را بر عهده می‌گیرند و در قبال وعده‌های داده‌شده به مردم پاسخگو هستند. برای دستیابی به این اهداف، لازم است اصلاحات ساختاری در نظام سیاسی ایران صورت گیرد و فضای لازم برای فعالیت احزاب و برگزاری انتخابات استانی و حزبی فراهم شود. این گام‌ها نه تنها به بهبود کارآمدی نظام سیاسی کمک می‌کنند، بلکه می‌توانند اعتماد عمومی به نظام را نیز افزایش دهند.

ادامه مطلب

بیانیه پایانی هشتمین مجمع عمومی سالیانه حزب ندای ایرانیان

بسم الله الرحمن الرحیم ده سال از تولد حزب ندای ایرانیان می‌گذرد؛ ده سالی که در کورانِ حوادث، این حزب را از یک ایده به یک جریان، و از یک جریان به یک گفتمان ملی تبدیل کرده است. امروز و در پایان هشتمین مجمع عمومی خود، نه فقط به گذشته‌ای که پشت سر گذاشتیم، بلکه به افقی که پیش رو داریم می‌نگریم؛ افقی که امید، اصلاح، و توسعه پایدار ستون‌های اصلی آن است. در چنین مسیری، هشتمین مجمع عمومی حزب ندای ایرانیان، فرصتی بود برای مرور یک دهه کنشگری با هدف بهبود خواهی، تقویت اصلاحات تدریجی و ایجاد وفاق ملی در جهت منافع مردم؛ یک دهه پر فراز و نشیب، که کورانِ حوادثش نه تنها بستر زاینده‌ای برای بلوغ یک حزب بود؛ بلکه، متر و معیار مناسبی برای سنجشِ اعتبار شعارها و آرمان‌های ندائی به دست داد که برخی از آن‌ها اکنون بخشی از گفتمانِ غالب فعالان مدنی، و زبانِ رایجِ مطالبات عمومی مردم شده است. حزب ندا در سال ۱۳۹۳ با رویکرد تعامل و مدارا، اصلاحات گام به گام و توسعه پایدار تأسیس شد. این رویکرد نماینده باور و اراده جوانان اصلاح‌طلبی بود که قصد داشتند با درس گرفتن از تجربیات تاریخی، در مسیری تعامل‌گرا و توافق ساز قدم بردارند. همان‌گونه که در بیانیه هیئت مؤسسان حزبی آمده بود، قصدِ ندای ایرانیان ایجاد چرخشی گفتمانی در هندسه روابطِ نیروهای مدنی و سیاسی در ایران بود تا جغرافیای سیاست را از «تنش و نزاع» که موجب «تعطیلِ سیاست‌ورزی قانونی و انسداد در فضای سیاسی» می‌شود، به «گفتگو و افزایش تعاملات فردی و گروهی» دگرگون کند، تا شرایط تکوین یک «حوزه عمومی فعال و پویا» فراهم گردد. ما باور داشتیم و داریم تعریفِ سیاست بر مبنای «تخاصم» ناخواسته آب به آسیای اقتدارگرایی می‌ریزد و راه فهم سیاست بر محوریّت «تفاهم» را می‌بندد که نتیجه قهری و محتوم آن چیزی نیست جز به «محاق رفتن آزادی و دموکراسی.» بنابراین حزب ندای ایرانیان با فهمیِ اصلاح‌طلبانه از سیاست، و با عنایت به تعهدی نقض‌ناشدنی به «منافع ملی» و «حقوق شهروندی» آغاز به کار کرد و در طی یک دهه کوشید ضمن تعاملِ با نظام سیاسی و گفتگو با جناح‌های مختلف همسو و غیرهمسو، به واسطه تمامی ابزارهای مدنی و قانونی موجود، صدایِ مردم و پیگیر حقوق و مطالباتشان باشد. کارنامه ده ساله حزب نشان داده است که هیچ‌گاه منافعِ فردی و جناحی را بر حقوقِ مردم و اولویت‌های ملی ترجیح نداده‌ایم و کماکان به آرمانِ لحظه تأسیس و رویکرد و مرامنامه حزب پایبندیم. برای یک نهاد مدنی ده ساله، بسی مایه تأسف است که می‌بیند نه تنها بحران‌ها و ابر چالش‌های ایران در این سال‌ها کم نشده، بلکه تشدید و تعمیق نیز شده است. ابر چالش‌های اقتصادی و معیشتی و سیاسی و زیست‌محیطی داخلی، و تشدید تنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، موقعیتِ فعلی ایران را در «وضعیتِ توأمانی و هم‌زمانی بحران‌هایِ موازی» قرار داده که شوربختانه تقارنِ این بحران‌ها موجب شده برآیند نیروهایِ آن‌ها بر یکدیگر تأثیر بگذارد و منجر به تشدید خود به خودی بحران‌ها گردد. مازوت‌سوزی و ناترازی برق و آلودگی هوا؛ و یا خشک‌سالی و فرونشست زمین و اعتراضاتِ آب‌پایه، می‌تواند یکی از ده‌ها مثال برای این وضعیت باشد. شرایطِ تورمی و چالش‌های معیشتی، ویترینی است که از جهتی همه این بحران‌ها را بازنمایی می‌کند. افزایش چشمگیر نرخ تورم در کالاها و خدمات ضروری، تأثیرات منفی و بلندمدتی بر کیفیتِ زندگی طبقات ضعیف و متوسط کشور به همراه داشته و دارد. این شرایط نه تنها به تشدید نابرابری‌ها منجر شده، بلکه تهدیدی جدی برای پایداری اجتماعی و اقتصادی ایجاد کرده، تا جایی که پتانسیلِ ناآرامی‌های اجتماعی را به شدت افزایش داده است. بدیهی است نمی‌توان کبک‌صفت، سر به زیرِ برفِ امروز و فردا کردن‌ها و روزمرگی فروبُرد و این شرایط را به امان روزگار رها کرد. به جِد بر این باوریم که اگر اصلاحات اساسی در سیاست‌های اقتصادی و نظامِ حکمرانی کشور انجام نشود و نظام سیاسی تصمیمات سخت اتخاذ نکند، این بحران‌های موازی در کنار تداوم تحریم‌های خارجی و سو مدیریت‌ها و ناکارآمدی‌های داخلی، ایران را به درون گرداب‌هایی خواهد کشید که شاید رهایی یافتن از آن غیرممکن باشد. با همۀ این احوال باید توجه داشت که همیشه و هماره «سیاست» و «امید» با یکدیگر گره خورده‌اند. هر وضعیتی در درون خود مستعد فرصت‌هایی است که ممکن است زمینه‌ساز تغییرات شگرف بشود. فضای سیاسی ایران، سال ۱۴۰۳ را در حالی آغاز کرد که قهر بخش‌های گسترده‌ای از مردم با صندوق‌های رأی به مُنتهای خود رسیده بود تا جایی که در دور دوم انتخابات مجلس تهران، تنها هشت درصد در آن مشارکت کردند. اما وقتی با اتفاقی ناخواسته، انتخابات ریاست جمهوری یک سال زودتر برگزار شد، اگرچه در آغاز، شاهد غلبه گفتارِ تحریم‌گرایانه بر فضای انتخاباتی بودیم، اما بحمدالله عقلانیتِ سیاسیِ عمومیِ جامعه مزایا و فواید حضور فعالانه در انتخابات را به انفعالِ تحریم‌گرایی ترجیح داد تا دکتر پزشکیان با گفتمان وفاق به عنوان رئیس‌جمهور ایران به پاستور برود. اگرچه لفظ «وفاق» اکنون با گفتمان رئیس‌جمهور محترم پیوند خورده است، ولی این ادبیات در ده سال گذشته در مواضع و دیدگاه‌های حزب ندای ایرانیان به آن‌جا و انواع مختلف تکرار و باز تکرار شده است. از همین رو، حزب ندا نه تنها به اصلِ استراتژی و گفتمان «وفاق» نقدی ندارد، بلکه خود را از مُروّجان، مُبلغان و پیشگامان چنین منش و روشی می‌داند. با این حال، خوف آن داریم که مفهوم «وفاق» به تقسیم کیک قدرت تقلیل پیدا کند و دولت به جای اِجماع بر سر پیگیری مطالبات مردم و وعده‌های انتخاباتی‌اش در عمل تبدیل به شرکتِ سهامی برندگان و بازندگان انتخابات چهاردهم گردد. ما عمیقاً باور داریم وفاق صرفاً وقتی معنا خواهد داشت که اولاً شکاف بین دولت و ملت ترمیم شود؛ و ثانیاً، دولت تجلی اراده عمومی برای حل مشکلات باشد. بر این اساس، وفاق ملی باید همراهی قوای سه‌گانه و نهادهای حاکمیتی برای «صرفاً» حل مسائل و مشکلات مردم باشد. لذا اصرار نمایندگان مجلس، بر برخی مصوبات ناسازگار با مطالبات مردم، نه تنها بر خلاف ایده وفاق است، بلکه در عمل به شکست آن منتهی خواهد شد و این سیگنالِ خطرناک را به جامعه ارسال خواهد کرد که قرار نیست به واسطه صندوق رأی چیزی تغییر کند. از طرفی سماجت و پافشاری برخی نمایندگان مجلس برای حفظ مدیران نالایق دولت قبل و یا انتصاب مدیرانی ناشایست، افکار عمومی را بیش از پیش سرخورده و ناامید خواهد کرد و همین روزنه‌های امید و شادابی در کشور را مسدود خواهد کرد. در این خصوص ضمن اینکه از وزرا و مقامات عالی دولت می‌خواهیم تسلیم فشارهای باندی، قومی، طایفه‌ای و سیاسی نمایندگان مجلس در عزل و نصب‌ها نشوند، هشدار می‌دهیم جلوه‌های ناامید سازی مردم را از هم‌اکنون مشاهده می‌کنیم و بیم آن داریم انتصابات دور از انتظار و عدم ارائه دستاورد مناسب در یک سال آینده به ناامیدی شمار قابل‌توجهی از شهروندان خواستار تغییر و بهبود منجر شده و صندوق رأی را از کانون توجه شهروندان، تحول‌خواه خارج کند. در این شرایط شک نداریم ناامید کردن مردم از صندوق رأی، از یک‌سو موجب تضعیف جمهوریتِ نظام را فراهم می‌کند، و از سویی دیگر، در این شرایطِ خطیرِ منطقه‌ای دشمنان ایران را به تداوم اقداماتِ خصمانه‌شان گستاخ‌تر می‌کند. دشمنان ایران و اسلام، در ماه‌های گذشته، عداوت و سبعیت را به اوج خود رساندند و در خیال خام‌شان کوشیدند تا امنیت ایران را به مخاطره اندازند و خاک مقدس کشورمان را مورد تجاوز قرار بدهند. ولی به لطف مجاهدات‌های شیر مردان ارتش و سپاه پاسداران، و به لطف توان موشکی کشور، که میراث گران‌قدر سربازانِ بی‌ادعایی همچون شهید تهرانی‌مقدم است، دشمنان ایران و در رأس آن‌ها، اسرائیل و آمریکا، مبهوتِ قدرت‌نمایی نظامی کشور شدند و خطای محاسباتی خود را دریافتند. حزب ندای ایرانیان ضمن گرامی‌داشت یاد و خاطره شهدای عزیز این درگیری‌های نظامی، و با تأکید بر حفظ امنیت کشور و پاسخگویی مقتدرانه به هرگونه تجاوز خارجی، درعین‌حال بر ضرورت یافتن راه‌حل‌های دیپلماتیک نیز تأکید دارد و اقداماتِ توأمانِ «دیپلماسی و میدان» را کلید مهارِ تهدیدات منطقه‌ای و بین‌المللی علیه ایران می‌داند. ایران تمامِ سهمِ ما از دنیاست که برای حفظِ آن، ما نوادگانِ کاوه و هم‌نسلانِ همّت، با وضویِ غیرت و عشق، نمازهایِ خون در خونین‌شهرها خوانده‌ایم؛ در این مسیر صعب، سر داده‌ایم؛ اما خاک نه! تحولات داخلی و منطقه‌ای و بین‌المللی، در تمامی ابعاد آن، از تغییرات زیست محیطیِ مانند گرمایش زمین تا تغییرات جامعه‌شناختی و گُذارهای بین‌انسلی، و حتی تغییرات فناورانه‌ای مانند ظهور رمزارزها که حاکمیتِ کلاسیک‌ها دولت‌ها را به چالش کشیده‌اند نشان می‌دهد که دنیای امروز به نسبت یک دهه گذشته تغییرات ساختاری قابل‌توجهی داشته است. این تغییرات و تحولات ضرورتِ «پوست‌اندازی» احزاب و جریان‌های سیاسی و نظام مدیریتی کشور را ایجاب می‌کند. ندا پیش از این از چنین ضرورتی سخن گفته بود. اکنون این مهم نیز می‌تواند یکی از اضلاع گفتمان وفاق باشد و توسط دولت و نظام و همه فعالان سیاسی دنبال شود. با عنایت به این حدیث نبوی که فرمود «حَاسِبُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا» باید گفت که «تغییر کنیم قبل از آن‌که تغییر بر ما تحمیل شود!» اکنون که دولت پزشکیان یکصد روز نخست خود عمر را سپری کرده و بر مصادر امور مستقر شده، یادآوری این نکته بی‌وجه نیست که ندا اولین حزبی بود که در اولین روزهای کاندیداتوری و در آن شرایط یاس‌آور، شجاعانه از دکتر پزشکیان حمایت کرد، اما در همان بیانیه حمایت نیز متذکر شد که حمایتِ ما مشروط و صرفاً تا آنجایی باقی است که شاهد پیگیری شعارها و وعده‌های انتخاباتی به نفع مردم باشیم. بنابراین به تأسی از امیرالمومنین (ع) و به تبعیت از همان نهج‌البلاغه‌ای که بر زبان و گفتار دکتر پزشکیان جاری است، تأکید می‌کنیم که در این مسیری که دست یاری داده‌ایم حتماً تا پایان «الْوَفَاءُ بِالْبَیْعَت» خواهیم داشت، اما «النَّصِیحَةُ فِی الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِیب» را فراموش نمی‌کنیم؛ و از همین رو «متحد و منتقد» دولت خواهیم ماند. معیار ما برای این «وفاداری در عین انتقادگری» چیزی نیست جز حرکت دولت در مسیر «توسعۀ پایدار» و حل مشکلات مردم و بحران‌های ایران. با توجه به نکات فوق‌الذکر و توصیف‌ها و تبیین‌هایی که ارائه شد، حزب ندای ایرانیان موارد زیر را برای بهبود وضعیت کشور پیشنهاد می‌کند: ۱- ازآنجایی‌که بحران‌های ایران به‌قدری پیچیده و متداخل شده که حتی خوش‌بین‌ترین تحلیلگران نیز قادر به ترسیم افقی روشن و امیدوارکننده برای آینده جامعه ایرانی نیستند، لذا ضرورت بازنگری اساسی در نظام حکمرانی و اتخاذ رویکردهایی نوین و تجدیدنظر در راهبردهای کلان باید مدنظر قرار بگیرد. ۲- حزب ندای ایرانیان از دولت چهاردهم می‌خواهد که با نگاهی عمیق و راهبردی به مشکلات بنیادی جامعه، به‌ویژه در زمینه تبعیض‌های ساختاری، محرومیت‌های اقتصادی و اجتماعی و حذف گروه‌های مختلف توجه کند. غفلت از این مسائل می‌تواند به تضعیف انسجام اجتماعی و افزایش نابرابری‌ها منتهی شود. ۳- ما اصلی‌ترین بحران کشور را «تعطیلِ توسعه» و تداوم سیاست‌گذاری «روزمره‌گرا» می‌دانیم. از همین رو، خواهان آنیم تا کشور به ریل توسعه بازگردد و دولت باید به‌جای تمرکز صِرف بر امور جاری، تنظیم‌گری و برنامه‌ریزی برای توسعه را نیز در دستور کار قرار بدهد. برای این منظور در کنار تقویت مشارکت مردمی، تضمین حاکمیت قانون و اصول حکمرانی خوب، باید به افزایش تعاملات مؤثر و همکاری‌های منطقه‌ای، فرامنطقه‌ای و بین‌المللی نیز توجه نشان داد. کنگره هشتم حزب ندای ایرانیان، و مراسم دهمین سالگرد تأسیس حزب، فرصتی بود تا به تأملی نقادانه در کنشگری یک دهه‌ای ندایی‌مان بپردازیم و با خود-انتقادگری و توجه به نقدهای مشفقانه دوستان، و حتی التفات به نقدهای تند و گاه غیرمنصفانه رقبا، ضمن بازخوانی منتقدانه گذشته، به طرح‌ریزی خلاقانه آینده، با توجه به مقتضیات و امکانات، بپردازیم. به همین منظور، حزب ندا رویکرد کوتاه‌مدت (یک سال آینده) خود را این‌گونه ترسیم می‌کند: ۱- ندای ایرانیان، ندای مردم بود و خواهد ماند، و مطالبه‌گرانه تحقق شعار «تعامل و مدارا، اصلاحات گام به گام و توسعه پایدار» را همچنان پیگیری خواهد کرد. ۲- حزب ندای ایرانیان با تأکید بر توانمندی‌های جوانان متخصص و متعهد ایرانی، خواهان ایجاد تحولی بنیادین در نظام حکمرانی کشور است و برای برون رفت از شرایط فعلی، و حرکت به سمت توسعۀ پایدار، این تحول را در گفتگو با نخبگان و ارکان قدرت در ایران دنبال خواهد کرد. ۳- ما متعهد به نظارت مستمر و نقادانه بر اقدامات سیاست‌گذاران و مسئولان اجرایی کشور هستیم و بر این باوریم که دفاع از حقوق شهروندان و تحقق منافع ملی، نیازمند بازنگری در سیاست‌ها و اصلاح فرآیندهای حکمرانی است. ۴- به عنوان یکی از ارکان پیشرفت، و برای بهبود وضعیت مردم بویژه اقشار فرودست، ارتقا عدالت اجتماعی را با تمام توان خود دنبال خواهیم کرد .۵- همواره در کنار مردم خواهیم بود و تا سر حد توان از حقوق ملت و منافع ملی ایران عزیز دفاع خواهیم کرد. ۶- هم‌زمان با آغاز یازدهمین سال فعالیت حزبی، اعضای ندای ایرانیان بار دیگر با آرمان‌های این حزب و رویکرد اصلاح طلبانه‌اش و مهم‌تر از همه با مردم و تعهد به پیگیری مطالبات آن‌ها، تجدید بیعت خواهند کرد. ۷- ندای ایرانیان، حزب امید و تحول است؛ صدایی که از قلب جوانان این سرزمین برمی‌خیزد و به آینده‌ای روشن‌تر برای ایران می‌اندیشد. ما وفاق ملی را هدف و مقصود غایی نمی‌دانیم، بلکه معتقدیم وفاق ملی چراغ راه سیاست‌ورزی امروز ماست؛ چراغی که مسیر تعامل، تفاهم و پیشرفت را برای ایران عزیز هموار می‌سازد. در این راستا می‌کوشیم از روشنایی این چراغ مراقبت و صیانت کنیم. ۸- حدود شش ماه تا برگزاری انتخابات شوراهای شهر و روستا زمان باقی است. بر این باوریم، صندوق رأی، سنگ بنای جمهوریت است. با هر رأی، سرنوشت خود و آینده فرزندان‌مان رقم می‌خورد و ناامیدی از این مسیر، تنها به سود آنان است که منافع ملت را قربانی می‌کنند. حزب ندای ایرانیان در ماه‌های پیش رو خواهد کوشید با حضور فعالانه، شایسته‌ترین کاندیداها را شناسایی کرده و با قوت و قدرت در انتخابات شورای شهر حضور مؤثر داشته باشد. در این مسیر، دست یاری به سوی همه متخصصین شهری و دلسوزان کشور دراز می‌کنیم. ۹- حزب ندای ایرانیان برای برگزاری گفت-و-گوهایی در سطح ملی، میان نخبگان و جریان‌های سیاسی در جهت حل بحران‌های اساسی ایران اعلام آمادگی می‌کند. ۱۰- بر اساس اصول دینی و مسئولیت‌های حزبی‌مان، «امربه‌معروف» حزبی را ارائه پیشنهادهای سازنده به دولت، و نقد بی‌پرده دولت را «نهی از منکرِ» حزبی دانسته و آن را «تکلیفِ شرعی» در عرصه «امور عمومی» می‌دانیم. در پایان ضمن تشکر از همه کسانی که در این راه پر خار و خطرِ تحزب و کنش سیاسی، در یک دهه گذشته، به هر نحویی از آن‌جا کنار حزب ندا بوده‌اند، اعمِّ از مؤسسان، اعضای اصلی در سطوح مختلف، و هواداران؛ سزا است تا به یاد داشته باشیم «ندا» چیزی نیست جز اجتماع همدلانه همه شما عزیزان؛ همه شما دختران و پسران، زنان و مردان ایرانی که به عشق این آب و خاک، و از برای آبادانی و سربلندی آن، روز و شب می‌کوشید. ایران، وطن ما، به عشق و اراده فرزندان خود برای سربلندی و آزادی تکیه دارد. جاوید باد ایران عزیز!

ادامه مطلب
بیانیه حزب ندای ایرانیان به مناسبت اعلام آتش‌بس در نوار غزه

بیانیه حزب ندای ایرانیان به مناسبت اعلام آتش‌بس در نوار غزه

متن پیام به شرح زیر است: حزب ندای ایرانیان با ادای احترام به ایستادگی ملت فلسطین و شهدای مقاومت، اعلام توافق آتش‌بس میان نیروهای مقاومت و رژیم صهیونیستی را نمادی از شکست سیاست‌های تجاوزکارانه این رژیم و نشانه‌ای از توانایی و استقامت ملت فلسطین در برابر جنایات مداوم صهیونیست‌ها می‌داند. این دستاورد ارزشمند، برگ زرینی در تاریخ مبارزات آزادی‌خواهانه مردم فلسطین است که مقاومت را به‌عنوان نیرویی شکست‌ناپذیر به جهانیان معرفی کرد. مردم غزه با ایستادگی بی‌نظیر خود ثابت کردند که هیچ نیروی خارجی نمی‌تواند اراده آهنین آن‌ها را در دفاع از سرزمین و حقوق اساسی‌شان تضعیف کند. شکست رژیم صهیونیستی در دستیابی به اهداف خود، از جمله «نابودی کامل حماس»، «آزادی گروگان‌ها بدون پذیرش آتش‌بس» و «اشغال کامل نوار غزه»، نشان‌دهنده ضعف و ناپایداری این رژیم جعلی است. این ناکامی‌ها تأکیدی است بر این‌که اراده و اتحاد ملت فلسطین همچنان به‌عنوان سدی استوار، تمامی نقشه‌های تجاوزکارانه را خنثی کرده و سقوط رژیم صهیونیستی را تسریع می‌کند. همچنین شایسته است از رهبران برجسته مقاومت یاد کنیم که با خون خود پرچم ایستادگی و عزت را برافراشته نگه داشتند. حزب ندای ایرانیان همواره بر این باور بوده که دفاع از حقوق ملت‌های تحت ستم و مقابله با بی‌عدالتی، وظیفه‌ای انسانی و اخلاقی است. ما به آینده‌ای روشن برای فلسطین ایمان داریم؛ روزی که آزادی به خاک این سرزمین بازگردد و اشغالگران مجبور به ترک آن شوند. این پیروزی نهایی، ان‌شاءالله با استقامت و شجاعت مردم فلسطین به‌زودی محقق خواهد شد. حزب ندای ایرانیان از جامعه جهانی و دولت‌های اسلامی درخواست می‌کند بازسازی زیرساخت‌های حیاتی غزه و تأمین نیازهای اساسی مردم این منطقه را در اولویت اقدامات خود قرار دهند. غزه بیش از یک سال و سه ماه تحت شدیدترین ویرانی‌ها قرار داشته، در حالی که نهادهای بین‌المللی با سکوت خود تنها نظاره‌گر این جنایات بوده‌اند. اکنون زمان آن فرارسیده است که جامعه جهانی و کشورهای اسلامی با اقدامات فوری و مؤثر، گامی جدی در کاهش رنج مردم غزه و بازسازی این سرزمین بردارند.

ادامه مطلب
بیانیه حزب ندای ایرانیان به مناسبت اعلام آتش‌بس در نوار غزه

ما به آینده‌ای روشن برای فلسطین ایمان داریم

حزب ندای ایرانیان با انتشار پیامی، ضمن تمجید از مقاومت و پیروزی مردم فلسطین، از اعلام توافق آتش‌بس در نوار غزه استقبال کرد و از جامعه جهانی و دولت‌های اسلامی خواست، بازسازی زیرساخت‌های حیاتی غزه و تأمین نیازهای اساسی مردم این منطقه را در اولویت اقدامات خود قرار دهند.

ادامه مطلب

اعضای هیأت اجرایی حزب ندای ایرانیان انتخاب شدند

در جلسه اخیر شورای مرکزی حزب، به پیشنهاد دبیرکل و تصویب شورای مرکزی اعضای هیأت اجرایی حزب انتخاب شدند. بر این اساس مرضیه امیری به عنوان رئیس کمیته تشکیلات حزب، مالک شهبازی به عنوان رئیس کمیته استان‌ها، محمدرضا مرادی طادی به عنوان رئیس کمیته آموزش، حسام عسگری به عنوان رئیس کمیته اطلاع رسانی و میلاد تهرانی به عنوان رئیس شاخه جوانان حزب انتخاب شدند. لازم به ذکر است پیش از این محمد کیهانی به عنوان معاون دبیرکل و رئیس هیأت اجرایی حزب انتخاب شده بود.

ادامه مطلب
حزب ندای ایرانیان در جلسه‌ای فوق‌العاده با حضور دکتر حسین جابری انصاری به بررسی تحولات منطقه و حق دفاع مشروع ایران می‌پردازد

حزب ندای ایرانیان در جلسه‌ای فوق‌العاده با حضور دکتر حسین جابری انصاری به بررسی تحولات منطقه و حق دفاع مشروع ایران می‌پردازد

حزب ندای ایرانیان همواره بر ضرورت حفظ منافع ملی و امنیت کشور و اتخاذ رویکردی هوشمندانه در قبال آن تأکید کرده است. ندای ایرانیان معتقد است که دفاع از امنیت ملی ایران یک ضرورت انکارناپذیر است و باید با قاطعیت و درعین‌حال با اتکا به دیپلماسی و گفتگو انجام شود.

ادامه مطلب
اطلاعیه حزب ندای ایرانیان در محکومیت حمله صهیونیست‌ها به کنسولگری کشورمان در خاک سوریه: محکومیت این حرکت تروریستی فراتر از هرگونه نگاه حزبی، سیاسی و جریانی و به اقتضا ایران‌دوستی و تعلق و تعهد به وطن ضروری است

اطلاعیه حزب ندای ایرانیان در محکومیت حمله صهیونیست‌ها به کنسولگری کشورمان در خاک سوریه: محکومیت این حرکت تروریستی فراتر از هرگونه نگاه حزبی، سیاسی و جریانی و به اقتضا ایران‌دوستی و تعلق و تعهد به وطن ضروری است

محکومیت این حرکت تروریستی که به شهادت فرزندان ایران‌زمین انجامید فراتر از هرگونه نگاه حزبی، سیاسی و جریانی و به اقتضا ایران‌دوستی و تعلق و تعهد به وطن ضروری است.

ادامه مطلب
حزب ندای ایرانیان تأکید کرد: رئیس‌جمهور به‌جای آمار دولتی‌ها سفره مردم را ببیند، آمارهای اقتصادی دولت با سفره مردم همخوانی ندارد / دعوت حزب ندای ایرانیان به جایگزینی «برخورد مؤمنانه» با «برخورد قانون‌مدارانه» در پرونده حوزه علمیه ازگل

حزب ندای ایرانیان تأکید کرد: رئیس‌جمهور به‌جای آمار دولتی‌ها سفره مردم را ببیند، آمارهای اقتصادی دولت با سفره مردم همخوانی ندارد / دعوت حزب ندای ایرانیان به جایگزینی «برخورد مؤمنانه» با «برخورد قانون‌مدارانه» در پرونده حوزه علمیه ازگل

حزب ندای ایرانیان معتقد است عدم پیگیری فساد و تخلف افراد «خودی» منجر به بی‌اعتمادی به دستگاه قضا و کاهش سرمایه اجتماعی این قوه خواهد شد. این حزب تأکید می‌کند که قانون، تنها راه‌حل برای پرونده حوزه علمیه ازگل است و باید بدون مماشات و با قاطعیت اجرا شود. حزب ندای ایرانیان همچنین خواستار جایگزینی «برخورد مؤمنانه» با «برخورد قانون‌مدارانه» در این پرونده است. حزب ندای ایرانیان هشدار می‌دهد که بازماندن پرونده‌هایی از جنس حوزه علمیه ازگل و فساد چای به بی‌اعتمادی جامعه و کاهش سرمایه اجتماعی منتهی خواهد شد. حزب ندای ایرانیان از قوه قضاییه می‌خواهد که مراتب گزارش تخلف را به صورت شفاف و فوری در اختیار رسانه‌ها قرار دهد.

ادامه مطلب
بیانیه انتخاباتی حزب ندای ایرانیان به همراه فهرست کاندیداهای مورد حمایت این حزب: امکان این نیست که بتوان اکثریت مجلس را با نمایندگان واقعی ملت پر کرد / برای تشکیل مجلسی کَم‌خَطر برای منافعِ ملی و منافعِ اکثریتِ مردمِ ایران تلاش می‌کنیم

بیانیه انتخاباتی حزب ندای ایرانیان به همراه فهرست کاندیداهای مورد حمایت این حزب: امکان این نیست که بتوان اکثریت مجلس را با نمایندگان واقعی ملت پر کرد / برای تشکیل مجلسی کَم‌خَطر برای منافعِ ملی و منافعِ اکثریتِ مردمِ ایران تلاش می‌کنیم

صادقانه بگوییم تکرار مجلس یازدهم فاجعه‌ای برای کشور خواهد بود، چراکه جز خُسران و خِسارت ثمر دیگری نداشته است. صادقانه بگوییم با عملکرد شورای نگهبان و نهادهای نظارتی شرایط چنان نیست که بتوان اکثریت مجلس را با نمایندگان واقعی ملت پر کرد، ولی حتی اگر بتوان اقلیتی مؤثر را به مجلس آتی فرستاد تا از خطراتِ یک مجلس یک‌دست تندرو و هزینه‌زا کاست، خردِ سیاسی حُکم می‌کند که چنین کرد.

ادامه مطلب
استقبال حزب ندای ایرانیان از سخنان رهبر انقلاب؛ «در انتخابات گذشته امکان رقابت عادلانه نبود»

استقبال حزب ندای ایرانیان از سخنان رهبر انقلاب؛ «در انتخابات گذشته امکان رقابت عادلانه نبود»

انتظارِ حزب ندای ایرانیان آن است که دستگاه‌های اجرایی و هیات‌های نظارتی و به ویژه شورای نگهبان این توصیه‌ها و دستورات را نصب العین قرار بدهند و به بهانه‌های واهی، به مانند توصیه به جبران در انتخابات سال ۱۴۰۰، این منویات را نادیده نگیرند. همگان به یاد داریم که پس از آن توصیه، هیچ تغییری در تصمیمات ماخوذه رخ نداد و مدعیانِ اطاعتِ از رهبری در عمل خود را به نشنیدن زدند!

ادامه مطلب
مطالبات حزب ندای ایرانیان به مناسبت روز دانشجو؛ از «پایان نگاه امنیتی به دانشگاه» تا «نخبه پروری و نخبه گزینی در جذب اساتید» و «بازگشت اساتید اخراجی، دانشجویان محروم و تعلیق شده به دانشگاه»

مطالبات حزب ندای ایرانیان به مناسبت روز دانشجو؛ از «پایان نگاه امنیتی به دانشگاه» تا «نخبه پروری و نخبه گزینی در جذب اساتید» و «بازگشت اساتید اخراجی، دانشجویان محروم و تعلیق شده به دانشگاه»

حزب ندای ایرانیان به عنوان حزبی جوان، همواره با حساسیت خاصی نسبت به فضای دانشگاه دقت داشته و مسائل دانشگاهیان را در حد توان پیگیری و با صدایی رسا آن را به مسئولین کشور اعلام داشته است، از این رو شهریورماه امسال در واکنش به اخراج اساتید، نامه‌ای خطاب به رئیس‌جمهور نوشت و ضمن انتقاد از نوع رفتار دولت سیزدهم با دانشگاه و دانشگاهیان، از ایشان خواست تا به سوگند خود در پاسداری از حقوق اساسی مردم وفادار باشد و دستور توقف رویه‌های ناصواب در برخورد با دانشگاهیان را صادر کند؛ اما گویا متأسفانه آقای سید ابراهیم رئیسی بنابر مشورتِ حلقه تند اطرافیانش، تصمیم خود را گرفته که به جای رئیسِ جمهورِ مردم بودن، صرفاً رئیسِ دولتِ قلیلی خاص از جامعه باشد و به قیمتِ زیر پا گذاشتن بدیهی‌ترین حقوق اکثریت شهروندان، رضایت همان اقلیت را کسب کند.

ادامه مطلب
نامه حزب ندای ایرانیان به رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست: گزارش عملکرد دستگاه‌های مسئول در اجرای قانون هوای پاک منتشر شود / حزب ندای ایرانیان ترک فعل و اقدامات دستگاه‌ها در اجرای قانون هوای پاک را بررسی می‌کند

نامه حزب ندای ایرانیان به رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست: گزارش عملکرد دستگاه‌های مسئول در اجرای قانون هوای پاک منتشر شود / حزب ندای ایرانیان ترک فعل و اقدامات دستگاه‌ها در اجرای قانون هوای پاک را بررسی می‌کند

حزب ندای ایرانیان بر مبنای وظیفه‌ اجتماعی خود و برای پیگیری حقوق شهروندی و اساسی مردم، بررسی ترک فعل و ناکارآمدی دستگاه‌های متولی در حوزه اجرای قانون هوای پاک را در دستور کار قرار داده است.

ادامه مطلب
نامه دبیرکل حزب ندای ایرانیان به رییس قوه قضائیه در انتقاد به اعلام جرم علیه روزنامه اعتماد

نامه دبیرکل حزب ندای ایرانیان به رییس قوه قضائیه در انتقاد به اعلام جرم علیه روزنامه اعتماد

جناب آقای اژه‌ای از شما به عنوان قاضی القضاتِ مجتهدی که وظیفه پاسداریِ عدالت دارید و مسوولِ رسیدن حق به حق‌دار هستید، سوال می کنیم دروغ گناهی بزرگتر و نابخشودنی تر است یا بی حجابی؟ دروغگوییِ یکی از مقاماتِ سیاسی کشور یا شال نداشتنِ یک دختر، کدام یک بنیان‌های یک جامعه را مانند موریانه سست می‌کند و بی اعتمادی را بیشتر دامن می‌زند؟ آیا امثال آقای وزیر از خود پرسیده اند که به دلیل همین برخوردها و رفتارها نیست که جوانان هرروز از دین گریزان شده و دیگر به آنان گوش نمی دهند؟

ادامه مطلب
نامه حزب ندای ایرانیان به رئیس‌جمهور درباره «فیلترینگ» و «کیفیت اینترنت»

نامه حزب ندای ایرانیان به رئیس‌جمهور درباره «فیلترینگ» و «کیفیت اینترنت»

متأسفانه از رفتار و گفتار دولتمردان سیزدهم این‌گونه برمی‌آید که اینترنت را فرصت ندانسته و تهدید تلقی می‌کنند. دردناک‌تر آنکه گویی مردم را توده‌ای ناآگاه و بی‌اطلاع فرض می‌کنند، آنجا که از کسب مجوز فعالیت شرکت‌های بین‌المللی برای فعالیت در ایران صحبت می‌کنند گویی یا می‌خواهند از زیر بار توسعه ارتباطات بین‌المللی به این بهانه فرار کنند یا اینکه زمان خریده و این مطالبه عمومی را مشمول مرور زمان کنند. این در حالی است که برنده اصلی وضعیت فعلی، مافیای فروش فیلترشکن بوده و بازنده اصلی آن مردم نجیبی هستند که در این اوضاع اسفناک اقتصادی ناچارند بخشی از سبد ماهانه خود را هم صرف خرید فیلترشکن برای رسیدن به بدیهی‌ترین حق‌شان، دسترسی آزاد به اینترنت جهانی کنند.

ادامه مطلب
سخنرانی دکتر محمدرضا مرادی طادی به مناسبت سومین سالگرد درگذشت دکتر داود فیرحی: تأملاتی در نسبت فقه و دموکراسی در ایران

سخنرانی دکتر محمدرضا مرادی طادی به مناسبت سومین سالگرد درگذشت دکتر داود فیرحی: تأملاتی در نسبت فقه و دموکراسی در ایران

فیرحی به عنوان شاخص‌ترین شاگرد طباطبایی که هوشمندانه همیشه او را دنبال می‌کرد و سعی می‌کرد خوشه‌‌چین خرمن دانشش باشد در اولین کتاب خودش که پروژه « دانش، قدرت و مشروعیت در اسلام» بود، در بخش تاریخ‌نگاری اندیشه، تسویه حسابی کرد با استاد خودش و نشان داد که جریان سوم که سیاست‌‌نامه‌نگاری باشد را اصولاً قبول ندارد و تابعی از نظر فارابی در احصاالعلوم یا به فلسفه سیاسی قائل بود یا به فقه. که بنا به دلایلی – شاید دلایل شخصی – قسمت فلسفه را هم دنبال نکرد و در انتهای کتاب «دانش، قدرت، مشروعیت» با فقیهی روبه‌رو هستیم که هم از نظر منزلت و شأن، که یک روحانی بود، و هم از نظر یک سری مبانی‌های تئوریک تصمیم گرفته بود راهی را که انتخاب می‌کند راه فقه باشد. اما سوای از پروژه تاریخ‌نگاری اندیشه که تاثیری بر پروژه فکری‌اش نیز دارد، آن وجه که می‌ماند بُعد معاصریت است.

ادامه مطلب
رئیس دفتر سیاسی حزب ندا: استمرار سیاست حذفی و به حاشیه رانده شدن نیروهای میانه، تریبون نیروهای افراطی را گرم می‌کند

رئیس دفتر سیاسی حزب ندا: استمرار سیاست حذفی و به حاشیه رانده شدن نیروهای میانه، تریبون نیروهای افراطی را گرم می‌کند

رئیس دفتر سیاسی حزب ندای ایرانیان گفت: استمرار سیاست های حذفی اقدامی در جهت زائل کننده خوش بینی و امید در جامعه است. بستن درها، مسدود کردن روزنه ها و به حاشیه راندن نیروهای تحول خواه، باعث زیرزمینی شدن کنش های سیاسی می‌شود.

ادامه مطلب
حسن روحانی در دیدار با حزب ندای ایرانیان: کشور متعلق به همه ماست نه هیچ گروه و جناح و حزب خاصی

حسن روحانی در دیدار با حزب ندای ایرانیان: کشور متعلق به همه ماست نه هیچ گروه و جناح و حزب خاصی

ناامیدی احزابی که در گذشته تجربه و فعالیت‌های خوبی داشتند، سرمایه آن‌ها را بی‌اثر می‌کند. احزابی هم وجود دارند که امیدوارند اما امیدشان در حدی نیست که بتوانند در صحنه فعال باشند و منتظر مانده‌اند تا دیگران بیایند و امید و شرایطی را ایجاد کنند تا آن‌ها فعال شوند. البته هر امیدی زمانی دارد، نمی‌شود تا سال‌های طولانی امید داشت بدون اینکه به نتیجه‌ای ختم شود. این امید باید در زمان مناسب ما را به نقطه‌ مورد انتظار برساند. امید باید نسبت به افقی باشد که ما می‌بینیم نه افق دوری که قابل رؤیت نیست.

ادامه مطلب
در جلسه حزب ندای ایرانیان با حسن روحانی چه گذشت؟

در جلسه حزب ندای ایرانیان با حسن روحانی چه گذشت؟

در ابتدای این جلسه، سید شهاب الدین طباطبایی دبیرکل حزب ندای ایرانیان، ضمن تشکر از فراهم شدن فرصت این دیدار، به فرارسیدن دهمین سالگرد تشکیل حزب اشاره کرد و گفت: لازم است اینجا از جناب آقای دکتر صادق خرازی یاد کنیم که از ابتدا و بلکه پیش از تاسیس حزب در کنار و همراه فعالان سیاسی جوان بودند و مردانه همت کردند و پا به پای جوان ترها پای کار حزب و ایده های ندا مایه گذاشت. حزب ندای ایرانیان، بیشتر حکم یار همدل و یار دوران بی قدرتیِ دوستان را دارد و ما بیشتر همراه ایام مهجوری هستیم؛ به گونه‌ای که در ایام قدرتِ دوستان، بیشتر حمایتِ همراه با نقد دلسوزانه می‌کنیم و کمتر نزدیک می شویم اما هرکجا انحراف از معیار و شعارها ببینیم تذکر می‌دهیم و نقد می‌کنیم.

ادامه مطلب
انتقاد دبیرکل حزب ندای ایرانیان از پخش سخنان آپارتایدگونه در صدا و سیما: صدا و سیما عذرخواهی کند/ برای جبران از دختران و زنان معترضِ سال گذشته دعوت شود به بیان دیدگاه ها و مطالبات خود در رسانه ملی بپردازند

انتقاد دبیرکل حزب ندای ایرانیان از پخش سخنان آپارتایدگونه در صدا و سیما: صدا و سیما عذرخواهی کند/ برای جبران از دختران و زنان معترضِ سال گذشته دعوت شود به بیان دیدگاه ها و مطالبات خود در رسانه ملی بپردازند

فراموش نکردیم که ریشه اعتراضات سال گذشته و فریادهای دختران و پسران ایرانی ناشی از همین دیدگاه خطرناک بود که تمام کشور را برای خود و طرفداران و هم فکران خود می‌دانست و به باقی شهروندان نگاه رعایایی را دارد که حق پیشرفت و رشد و دیده شدن در این کشور ندارند.

ادامه مطلب